شکست بن بست:

 

«آتش بس و صلح نياز مبرم مردم زجر ديده افغانستان است. در حالي که هر دو طرف جنگ، يکي به خاطر حفظ قدرت و ديگري به خاطر رسيدن به قدرت را شرط رسيدن به صلح از اولويت خواسته هاي خود مي دانند.

اگر خواست هر دو طرف بر مبناي منافع ملي، تأمين عدالت اجتماعي و ختم جنگ يکي نگردد، زود است که مردم راه خود را انتخاب خواهند کرد.»

تحليل گر و پژوهشگر  اوضاع سياسي و نظامي

جنرال محمد عظيم مجاهدنامه سرگشاده

به محترم محمد اشرف غني رييس جمهوري دولت اسلامي افغانستان!

با عرض سلام و ادب! مي خواهم بدون مقدمه وارد موضوع شوم:

 

محترم رييس جمهور!

بيشتر از چهل سال جنگ خانمانسوز، جز تباهي مردم، بربادي داشته هاي مادي و معنوي کشور، فرار مغزها و مهاجرت کتلوي مردم به کشورهاي بيگانه… براي ما ارمغاني نداشته است.

از 20 سال به اين طرف نه تپ و تلاش هاي دولت به خاطر رسيدن به صلح و بهروزي مردم به نتيجه ملموس انجاميده، نه ميانجگيري کشورهاي ذي‌دخل درقضيه افغانستان مثمر ثمر واقع شده و نه مدارا و مماشات دولت با طالبان، پاي طالبان را به ميز مذاکره کشاند و نه جلسات دوحه گره کشا خواهد بود، بلکه جنگ به مرحله خطر خيز و مهار ناشدني خواهد رسيد.

مي خواهم هدفم را فشرده بيان کنم: خروج کامل سربازان و مستشاران نظامي و استخباراتي ايالت متحده امريکا از افغانستان جز حرف هاي دروغ و تاکتيکي اي بيش نبوده، امريکا تا سي الي پنجاه سال ديگر به دلخواه خود افغانستان را ترک نکرده، ميدان را به رقباي روسي، چيني و ايراني خود تخليه نمي کند. در اين رابطه به دوست دايمي اي چون پاکستان نياز دارد و با پرداخت هر نوع قيمت ممکن و رسک مادي پاکستان را از دست نخواهد داد.

از قراين آشکار است که ايالات متحده امريکا با دادن امتياز به پاکستان و شريک ساختن طالبان در قدرت سياسي و ساختاري، منافع ملي افغانستان را قرباني اهداف دراز مدت پاکستان نموده، در ازاي آن پاکستان را در گرو دايمي خود قرار مي دهد.

انتقال سلاح هاي ثقيل امريکايي از افغان به پاکستان بيانگر آنست که از يک طرف به پيمان دوستي اش با دولت فعلي افغانستان وفادار نبوده، از جانب ديگر در تداوم دوستي اش با هند وفادار نيست، بلکه مشکوک است.

روسيه، چين، هند، ايران، ترکيه،  کشورهاي آسياي ميانه و آسياي دور، پايگاه هاي استراتيژيک نظامي امريکا را در افغانستان، پاکستان، اوزبيکستان و کورياي جنوبي، خلاف منافع خود دانسته تا زمان خروج کامل عساکر امريکايي و قواي ناتو، با مداخله مستقيم و غير مستقيم در امور افغانستان به جنگ نيابتي و فرساينده خويش عليه ايالات متحده و غرب دوام مي دهند.

در همچو حالتي جنگ دولت در چندين جبهه (جنگ با تروريزم، جنگ با مداخله، جنگ با فقر و بيکاري) و دوام مخالفت با سياسيون داخلي و نوکران اجانب داخل نظام شنا کردن در مقابل طوفان است که بدون تأمين واقعي وحدت ملي امکان پذير نيست.

به خاطر غلبه برچالش ها و دشواري هاي داخلي و همصدا شدن مردم با دولت پيشنهاد مي نمايم که توزيع تذکره الکترونيک را با درج «ملت افغان» ذريعه فرمان لغو و اخذ تذکره الکترونيک را به دلخواه هر شهروند ملزمي شمرده تا معضله تعداد نفوس و ساير معضلات انکشافي وتوسعه‌يي در کشور حل شود.

–  عدالت اجتماعي و توسعه متوازن اقتصاد و انکشاف، فرهنگ و زبان را در همه اقوام مرعي داشته، آنگاه با قوت عليه زورگويان جزاير قدرت، غاصبين و باندهاي مافيايي بدون استثنا قرار دادن قوميت اقدام کنيد.

–   در گزينش افراد در امور کشوري و لشکري به شايسته سالاري، وطن دوستي و تقوا اتکا فرماييد.

جناب رييس جمهور!

شعار «هيچ افغان بر افغان ديگر برتري ندارد» را تعويض نموده بهتر است بگوييد (هيچ قومي بر قوم ديگر برتري نداشته، قوانين نافذه کشور يکسان بر همه قابل تطبيق است.)

متذکر مي شوم که در کنار ساير مشکلات وجود کاستي ها و عاقبت نينديشي هاي فوق نه تنها خط فاصل عميقي ميان دولت و مردم ايجاد نموده بلکه سبب جرأت و نيرومندي دشمنان نيز گرديده است، تا با سوء استفاده از اين خلاء در صدد براندازي نظام جمهوري و سقوط دولت تلاش نمايند.

با رعايت حرف ها و نکات پيشنهادي بالا يقيناً که همصدايي جاي تک صدايي را گرفته، وحدت ملي تأمين، پايه هاي نظام جمهوري استحکام يافته، از نيروي ملي و مردمي برخوردار مي گردد.

اما بعد: در حالي که صلح با طالبان را مشروط بر اين که منافع ملي تضمين و صلح و امنيت سراسري تأمين گردد همه مردم زجر ديده از جنگ افغانستان تأييد مي نمايند، اما از آن جايي که طالبان هم دولت و هم جايگاه مخالفين ديروز خود را دور زده، مذاکره با ايالات متحده امريکا را براي خود يک دست آورد پيروزي بر نظام جمهوري مي دانند. بهتر خواهد بود، تا با اتکا به دکتورين فعال نظامي،منتظر نبايد بود که دشمن حمله کند، شما دفع کنيد. دراين راستا گفتني هاي وجوددارد که اگر لازم دانيد روي آن روشني خواهيم انداخت.

جناب رييس جمهور!

اگر خواهان قطع جنگ و صلح دايمي در کشور را به خير مردم ومملکت مي دانيد، مذاکره در قطر و هر جاي ديگر را با طالبان قطع، به خاطر رفع اختلافات تاريخي، سياسي که در همه دشواري ها فرا راه صلح و امنيت در افغانستان است، مستقيماً مذاکره واقعي را با جانب دولت پاکستان آغاز نماييد، طوري که هر دو طرف روي اصل اختلافات انگشت بگذارند. (چيزي که در گذشته به آن پرداخته نشده است).

مطمينم که به اساس گذشت متقابل بر مبناي «بده و بستان» به اختلافات ديرينه تاريخي، سياسي، مرزي، اقتصادي، تجاري، آبي وترانزيتي به طور هميشه نقطه پايان گذاشته خواهد شد.

به طور مثال: اگر پاکستان خط خونين ديورند را به عنوان خط سرحدي رسمي ميان دو کشور مي خواهد در عوض براي افغانستان حق استفاده راه ترانزيت زميني را از بندر گوادر رسماً متقبل شود.

اگر پاکستان تقاضاي آب اضافي درياي کنر و درياي کابل را از افغانستان دارد و يا تجارت آزاد با کشورهاي آسياي ميانه را، از طريق افغانستان، در عوض به ترانسپورتيشن تجاري دولتي تجار ملي و سرمايه داران بخش انتفاعي و خصوصي و صادرات و واردات افغانستان اجازه بالمثل از طريق قلمرو زميني و آسماني پاکستان به کشور هندوستان… را بدهد.

اگر از پاکستان مي خواهيد مداخله در افغانستان را قطع و از گروه هاي شورشي افغانستان حمايت نکند جانب افغانستان هم بايد سياست تحريک آميز (لر او بر پشتون يو دي) را کنار گذاشته، صداي رساي مخالفين سياسي در آنسوي سرحدي عليه دولت پاکستان نشويد.

يقيناً که با حل و فصل بنيادين اختلافات ميان دو کشور مسلمان همسايه، توأم با آن سه مشکل و معضله ديگر که عبارت از حمايت از گروه هاي شورشي افغانستان توسط پاکستان، خروج نيروهاي نظامي امريکا و ناتو از افغانستان و اطمينان کشورهاي همسايه از خطر حضور نظامي ايالات متحده امريکا و ختم جنگ هاي نيابتي در افغانستان.

جناب رييس جمهور!

اگر نتوانيم با تطبيق عدالت اجتماعي، خودگذري و ارائه خدمات متوازن و منصفانه به اتباع کشور اجماع ملي ووحدت از هم پاشيده را به وجود آوريم و از اين طريق به تفرقه و چالش هاي داخلي خاتمه دهيم و اگر نتوانيم يا نخواهيم با تفاهم مستقيم وگذشت متقابل با پاکستان به موافقه برسيم، آنگاه پلان مشترک امريکا و پاکستان در حاکميت رسانيدن طالبان با جمعي از شيفته گان قدرت و ناراضيان و ساير وابسته گان به اجانب چه بخواهيد و چه نخواهيد تطبيق مي گردد.

فکر مي کنم دريافت موقع براي جست‌وجوي دريافت ديگري براي نجات کشور نيز دير شده است. اگر به زودي گزينه هاي فوق در منصه عمل قرار نگيرد، غافلگير خواهيد شد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید