خشونت با مسلمانان در ميانمار ريشة تاريخي دارد!

دوکتور محمد ظاهر عزيز

اعلامية جهاني حقوق بشر که خانم آنگ سان سوچي از آن جهت شهرت کاذب استفاده نمود و به اين صورت جايزة صلح نوبل را نصيب خود کرد، حقوقي را که تمام انسان ها مستحق آن هستند به صورت جهاني بيان مي‌دارد. در نتيجه حقوق بشر به حقوقي گفته مي شود که همه گان در همه زمان ها و مکان ها از آن برخوردارند.
مفاد اين اعلاميه، حقوق بنيادي مدني، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي اي را که تمامي ابناي بشر در هر کشوري بايد از آن برخوردار باشند مشخص کرده است. در سال 1976م، هنگامي که لايحة جهاني حقوق بشر توسط تعداد کافي از کشور ها مورد تأييد قرار گرفت، به حقوق بين الملل تبديل شد و به اين صورت مفاد اين اعلاميه از نظر بسياري محققين جهان الزام آور بوده و از اعتبار حقوق بين الملل برخوردار است.
با ارتباط تخطي هاي حکومت ميانمار از منشور ملل متحد و مفاد اعلامية جهاني حقوق بشر، لازم مي دانم ذکر نمايم که حکومت ميانمار هنگام عضويت در ملل متحد همه اهداف و شرايطي راکه در منشور ملل متحد جهت عضويت لازم است پذيرفته است. اين اهداف به موجب مادة يک منشور براي مردم جهان بدون تمايز از حيث نژاد، جنس، زبان يا مذهب مورد تأييد قرار گرفته است. بر حسب حکم مادة 2 منشور ملل متحد ( هر عضو ملل متحد که در تخطي از اصول مندرج در اين منشور اصرار ورزد ممکن است به وسيلة مجمع عمومي بنابر توصية شوراي امنيت از سازمان اخراج گردد) لذا، حکومت ميانمار بايد يا حقوق کامل مسلمانان روهينگيا را مانند سائر اتباع آن کشور بشناسد و قوانين بين المللي را مراعات نمايد و يا ميانمار در تحت فشار جهاني از ملل متحد اخراج خواهد شد.
بر مي گردم به اين مطلب که مردم مظلوم مسلمان ميانمار که به نام روهينگيا ياد مي شوند و تعداد شان در حدود شش الي هشت ميليون انسان است، از بدو تأسيس يعني استقلال ميانمار در سال 1948م تا امروز از هيچ نوع حقوقي که در منشور ملل متحد و اعلامية جهاني حقوق بشر براي همه ابناي بشر به صورت واضح و روشن تذکر يافته بهره مند نيستند، نه از حق بنيادي مدني، تابعيت، نه از حق فرهنگي، نه از حق اقتصادي، نه از حق سياسي و نه از حق اجتماعي، در آن کشوري که از طرف نظاميان ظالم اداره مي شود، مسلمانان ميانمار از هيچ حقوق مندرج اعلامية جهاني حقوق بشر بهره مند نيستند. دولت ميانمار به هيچ يک از قوانين جهاني و ارزش هاي کامل انساني پابند نيست.
در حال حاضر و هنگامي که بيش از چهار صد هزار مسلمان روهينگيا، زن و مرد و کودکان روهينگيايي از ترس کشتار دسته جمعي، گرسنگي و اميد زنده ماندن بعد از سوختاندن خانه هاي شان، کشتن صدها تن ايشان و تجاوز به دختران و زن هاي جوان روهينگيا از طرف نظاميان حکومت ميانمار، خانه ها و وطن آبايي شان را ترک مي نمايند و صدها به آب هاي بحر و دريا غرق مي شوند، کودکان از گرسنگي و امراض مي ميرند، خانم آنگ سان سوچي حرفي به طرفداري مسلمانان روهينگيا به زبان نمي آورد اما، گريز مسلمان هاي روهينگيا را از خانه هاي شان، اسباب اعمال گروه دهشت افگن روهينگيايي و سوختاندن خانه هاي شان را به دست خود شان، اعلان مي نمايد.
اين نوع کردار، اعمال و سياست غير انساني دستگاه دولت ميانمار که در مخالفت جدي منشور ملل متحد و اعلامية جهاني حقوق بشر هستند، بايد از طرف جامعة جهاني و انسان هايي که به ارزش هاي انساني باور دارند با حفظ احترام به ارزش هاي انساني با ارتباط مسألة درد آور روهينگيان ميانمار، به حيث يک اصل انساني، نه ديني، بدون تمايز از حيث نژاد، جنس، زبان يا مذهب، تقبيح گردد. من هم همه انواع ظلم، کشتار انسان ها و خشونت را عليه انسان ها که ناشي از اعمال تروريستي و يا در قالب تصاميم حکومات ظالم و ديکتاتور در هر کشور، در هر زمان و مکاني که صورت گيرند، تقبيح مي نمايم و آنرا اعمال وحشيانه و دور از ارزش هاي انساني مي دانم.
بنده با ذکر اين مطلب که ظلم و خشونت عليه روهنگيان به شدت ادامه دارد، در نوشتن اين مقاله از منابع مطبوعاتي مختلف و معتبر جهان استفاده مي نمايم.
وقتي برما در سال 1947م استقلال خود را از انگلستان حاصل کرد، نام اين مملکت از برما به ميانمار تغيير نام کرد. بر حسب اطلاعات اخير در سازمان ملل متحد، ميانمار زيادتر از 55 ميليون نفر نفوس دارد و هفتاد فيصد مجموع نفوس ميانمار بودايي هستند.
مقامات ميانمار در سال 1982م قانون تابعيت را به تصويب رساند که بنابر حکم اين قانون از جملة 144 اقليت موجود در ميانمار 135 اقليت حق تابعيت دريافت کردند اما 9 دسته از اقوام اقليت ها از حق تابعيت محروم شدند که بزرگترين شان، روهينگيا است. مسلمانان روهينگيا که بيشتر شان در ايالت راخين زنده گي مي نمايند، مشتمل بر شش الي هشت ميليون انسان در ميانمار هستند که از حقوق انساني در آن کشور محروم هستند، با شرح ذيل:
– دولت و قدرت نظامي ميانمار از صدور کارت هويت و پاسپورت براي مسلمانان امتناع مي ورزد.
– مسلمانان ميانمار از يک محل به محل ديگر، حتا از يک دهکده به دهکدة ديگر، در داخل کشور شان اجازة سفر ندارند. اگر مسلمانان بخواهند از محلي به محل ديگر بروند، بايد از پوليس اجازه بگيرند و مبلغي را به نام ماليات به دولت بپردازند.
– مسلمانان بدون کسب مجوز نمي توانند ازدواج نمايند و براي کسب مجوز بايد ماليات خاصي بپردازند. اگر اجازة ازدواج را کسب نمودند، بعد از ازدواج نمي توانند بيش از دو فرزند داشته باشند. قيد تعداد فرزندان براي مسلمانان از جهتي وضع گرديده که دولت ميانمار نمي خواهد که تعداد مسلمانان در ميانمار زياد گردد.
– تحصيلات عالي براي مسلمانان ممنوع است و آنها در ادارات دولتي قطعاً استخدام نمي شوند.
– خانواده هاي مسلمانان مجبور هستند تا هر سال يک عکس خانواده گي که شامل تمامي اعضاي خانواده باشد به دولت تحويل بدهند. در صورتي که نوزاد جديد در خانوادة شان متولد شده و يا يکي از اعضاي خانوادة شان فوت شده باشد، بايد مبلغي را به عنوان ماليات به دولت بپردازند. اين نوع ماليات از خسيس ترين نوع مالياتي است که به مردم يک کشور وضع گرديده است. چنين نوع ماليه از جهتي از مسلمانان اخذ مي گردد که مسلمانان روهينگيا حق تابعيت ميانمار را ندارند.
– مسلمانان روهينگيا براي کار اجباري برده مي شوند. علاوه از اخاذي که به زور از آنها گرفته مي شود، کمترين مزد کار براي شان داده مي شود.
– مسلمانان روهينگيا حق دسترسي به تعليم را ندارند و از همين جهت بيسوادي در ميان مسلمان ها بيش از هشتاد فيصد است. آنها حق دسترسي به خدمات صحي را ندارند و مرگ و مير در ميان روهينگيا خيلي زياد است.
– يک روهينگيايي حتا در محلي که زنده گي مي نمايد حق باز کردن يک دکان يا فروشگاه عادي را ندارد. اگر بخواهد به چنين کاري دست بزند، بايد با يک بودايي شريک شود. فرد بودايي در اين شراکت هيچ سهمي نمي پردازد، اما از سود حاصل آن دکان بهره به دست مي آورد.
خلاصه اين که مسلمانان روهينگيا از هيچ نوع حقوقي که در اعلامية جهاني حقوق بشر براي هر انسان در همه زمان ها و در همه مکان ها حق دسترسي داده شده است، از آن حقوق برخوردار نيستند. نه دولت نظامي ميانمار ونه خانم آنگ سان سوچي، رهبر حزب (اتحاد ملي براي دموکراسي) به صفت انسان هاي ميانمار ، حقوق انسان هاي روهينگيا را به رسميت نمي شناسند. خانم آنگ سان سوچي، نه تنها از فجايعي که نظاميان ميانمار در زمان هاي گذشته و خاصتاً در سالها، هفته ها وروزهاي اخير بر مسلمانان روهينگيا، روا داشته اند خاموشي اختيار نموده است بلکه اعلام کرده است که اين افراد ميانماري نيستند.
قدرت نظامي ميانمار روهينگيا را از سال 1962م تا حال مورد شکنجه، آزار و کشتار قرار داده است. در سال 1978م در عملياتي به نام ناگامين از طرف نظاميان ميانمار، در حدود 200هزار روهينگايي از ترس به بنگلاديش فرار کرد. دولت ميانمار در سال 1982م تابعيت مسلمانان را لغو کرد و آنها را تحت فشار قرار داد و به اين صورت تعداد کثير شان يا اعدام شدند و يا مورد تجاوز قرار گرفتند. تعداد کثير روهينگيايي ها در هنگام گريز از وطن آبايي شان به تايلند، ماليزيا، اندونيزيا و بنگلاديش، يا در آب بحر غرق شدند و يا قبل از رسيدن به اين کشور ها از طرف نظاميان ميانمار مورد تجاوز، شکنجه و قتل قرار مي گرفتند. گور هاي دسته جمعي روهينگيا در نزديکي سرحدات تايلند و بنگلاديش نشان چنين تجاوز و کشتار اعمال غير انساني نظاميان ميانمار است.
تنش هاي متداوم در ميانمار چگونه به خشونت حاضر عليه روهينگياها گرديد؟
خشونت هاي جدي عليه روهينگياها تقريباً دو ماه قبل به بهانة کشته شدن يک زن بودايي به دست مسلمانان آغاز شده است. اما، قبل از انتشار اين خبر، در ماه مي 2012م، تعداد مسلمانان بيگناه به دست نظاميان کشته شدند. پس از آن خبري منتشر مي شود مبني بر اين که يک زن بودايي مورد آزار جنسي از طرف سه مرد مسلمان قرار مي گيرد و کشته مي شود. اين سه مرد بازداشت مي شود، يک نفر شان در زندان مي ميرد و دو نفر ديگر اعدام مي شوند.
در ماه جون امسال يک سرويس حامل مسلمانان مورد حملة بودايي ها قرار مي گيرد. در اين گير و دار يک بودايي مي ميرد. به تعقيب اين حملات بودايي ها شبه نظاميان تندرو بودايي به قريه هاي مسلمانان در منطقة راخين حمله مي برند و بيش از بيست قريه و حدود 2000خانه را به آتش مي کشند.
بعد از واقعات فوق، حملات بودايي هاي تندرو به جان و خانه هاي مسلمانان ادامه پيدا مي کند اما با شدت و تحت حمايت نظاميان آغاز مي شود. در ادامة دهشت افگني از طرف نظاميان ميانمار و کشتار مسلمانان هزار نفر از روهينگيايي کشته مي شود، پنجصد نفر زخمي و سه صد نفر شان از آنجمله دختران جوان و زن ها ربوده شده اند.
يکي از مهمترين عوامل تحريک بوداييان در برابر مسلمانان روهينگيا، جنبش افراطي موسوم به جنبش 969 است که يک راهب چهل و پنج ساله به نام “آشين ويراتو” آنرا پايه گذاري کرده است. اين جنبش از سال 2011م به اينسو و به صورت آشکارا بوداييان را بر ضد اقليت مسلمان ميانمار خاصتاً در ناحية راخين تحريک مي کند.
آنتونيو گوترش، سر منشي ملل متحد اخيراً طي بيانيه اي وضعيت انساني موجود در ميانمار را فاجعه بار خوانده است و از مقام هاي اين کشور به صورت جدي خواسته که به پايان دادن به قتل و آزار دسته جمعي مسلمانان روهينگيا اقدام کنند. او در جواب يک سوال مبني بر اين که اعمال حکومت ميانمار را عليه روهينگيايان چطور تعبير مي نمايد، جواب داد ” آواره شدن حدود يک سوم از جمعيت روهينگيا در ميانمار يک پاکسازي قومي محسوب مي شود.”
اخيراً، زماني که ايريک پال شوارتز کميشنر عالي ملل متحد براي مهاجرين، از حالت رقت بار فراريان روهينگيا در کمپ هايي که بيش از چهارصد هزاز انسان در بنگلاديش به حالت مشکل در گرسنگي و مريضي اي که تا حال بشريت تجربه نکرده است، ديدن مي کرد گفت “آنچه با روهينگايان در ميانمار صورت مي گيرد جنايت بشري است. عاملان اين جنايات بايد از طرف محکمة بين المللي جزايي محاکمه گردند.
پشتيباني شخصيت هاي بزرگ جهاني و برندگان جايزة نوبل از مسلمانان روهينگيايي:
30 تن از شخصيت هاي بزرگ جهاني از جمله ده برندة جايزة نوبل صلح و دو برندة نوبل صحي، در نامة سرگشادة خود موج خشونت عليه اقليت مسلمان روهينگيا در ناحية را خين را يک تراژدي انساني و جنايت عليه بشريت خوانده اند و از شوراي امنيت ملل متحد خواسته اند که با مداخلة فوري به اين تراژدي انساني خاتمه دهد. من به حيث انسان صلح خواه و انسان دوست به همان اندازه اي که درد هاي هموطنان بيجا شده ام را در ولايت هاي کندز، هلمند، سرپل، غزني، ننگرهار، غور، کنر و… احساس مي کنم و اعمال عاملان آنرا به حکم ارزش هاي انساني و اسلامي تقبيح مي نمايم و چنين اعمال را عليه انسان ها، جنايت عليه بشريت حساب مي دانم، در تقبيح اعمال نظاميان ميانمار عليه مسلمانان روهينگيا از جانب انسان هاي صاحب وجدان انساني، خود را نيزشريک مي دانم.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید