“”پیشرفت نمایی”” روند صلح تحت فشار خارجی!

 

“””””ديروز هم‌زمان با سفر وزير امور خارجه امريکا به قطر و ديدارش با هيأت‌هاي گفت‌وگو کننده صلح، گزارش‌هايي به نشر رسيد مبني بر اين‌که اميدواري‌ها از نزديک شدن طرفين گفت‌وگو کننده به توافق روي چگونگي کارشيوه مذاکرات افزايش يافته است.””””””

توافق روي کارشيوه مذاکرات در واقع کاري بود که از نظر زماني تا نهايت يک هفته را بايد در بر مي‌گرفت. اين‌که اين کار نزديک به سه ماه زمان را در برگرفت، معناي واضح‌اش اين است که مذاکرات صلح قطر بدون فشار امريکا پيشرفتي نخواهد داشت. اگر پيشرفتي در اين زمينه بدون فشار امريکا متصور مي‌بود، در سه ماه گذشته، بايد گفت‌وگو خيلي پيشرفت مي‌کرد و حتا بايد روي آجنداي اصلي مذاکره نيز توافقاتي حاصل مي‌شد. بحث روي کارشيوه يک بحث بيهوده است.

مطرح شدن اميدواري‌ها از احتمال نزديک شدن طرفين گفت‌وگو به توافق روي کارشيوه مذاکرات هم‌چنان هم‌زمان شده با سفر عمران خان نخست وزير پاکستان به کابل. پاکستان نقش تعيين کننده‌يي در روند گفت‌وگوهاي صلح افغانستان دارد. سفر عمران خان به کابل به معناي افزايش فشار بالاي طالبان در جهت انعطاف نشان دادن در روند صلح نيز پنداشته شده مي‌تواند. برخي از ناظران، سفر عمران خان به کابل را بخشي از کمپاين منطقه‌يي اسلام‌آباد به هدف جلب حمايت دولت جديد امريکا از سياست‌هاي حکومت پاکستان عنوان مي‌کنند. اسلام‌آباد مي‌خواهد با روي کار آمدن دولت جديد در امريکا که روي خوشي از سياست‌هاي پاکستان ندارد، وانمود کند که پاکستان در جهت صلح و ثبات منطقه‌يي نقش سازنده بازي مي‌کند. اين چيزي است که پاکستان نياز دارد براي دولت جديد امريکا آن را نشان دهد.

هم‌چنان به ميان آمدن اميدواري‌ها در مورد نزديک شدن طرفين به توافق روي کارشيوه مذاکرات، هم‌زمان است با برگزاري نشست ژنيو. در اين نشست روي چگونگي اوضاع افغانستان بحث مي‌شود. حکومت افغانستان در اين نشست خواهان تداوم کمک‌هاي جامعه جهاني شده است. جامعه جهاني نيز قبلاً شرايطي را براي تداوم کمک‌هايش به افغانستان وضع کرده که حکومت افغانستان گفته اين تعهدات را عملي خواهد کرد.

واقعيت اين است که پيشرفت واقعي در روند صلح چشم‌انداز تاريکي دارد. تا کنون روشن شده که هر پيشرفت و پيشرفت نمايي در روند صلح تحت فشار خارجي‌ها صورت گرفته است. يکي از دلايلي‌که بحث بيهوده روي کارشيوه مذاکرات نزديک به سه ماه زمان گرفت اين بود که فشار خارجي‌ها بالاي روند صلح بخاطر انتخابات امريکا کاهش يافت.امريکايي‌ها مصروف انتخابات خود شدند. تيم ترمپ در انتخابات بازنده شده و تا دست به کار شدن تيم بايدن در کاخ سفيد، دو نيم ماه ديگر باقي مانده است. در اين ميان، بحث صلح افغانستان از آجندا و اولويت سياست خارجي امريکا افتاد و در اين مدت هيأت هاي گفت‌وگو کننده صلح در قطر مصروف چکر و سفر سياحتي شدند!

هرچند سفر وزير خارجه امريکا به قطر و سفر عمران خان به کابل جان تازه‌يي به گفت‌وگوهاي صلح بخشيده، اما به زودي اين روند به حالت عادي برگشته و دچار خمود و جمود و ابهام خواهد شد. سفر وزير خارجه امريکا به قطر فقط جهت يادآوري اين نکته است که صلح فراموش امريکا نشده و به زودي به آن برخواهيم گشت. عمران خان نيز بيشتر در صدد جلب توجه امريکا است تا اين‌که بخواهد کار جدي‌اي براي صلح افغانستان انجام دهد.

تا اين‌جاي کار به نظر مي‌رسد که کنترل روند صلح دست تيم آقاي غني در ارگ رياست جمهوري افغانستان است. اين تيم که ميل چنداني به پيشرفت صلح طبق آجنداي خليل‌زاد ندارد، تحت فشار خارجي به قطر هيأت فرستاده است. چنان مي‌نمايد که هيأت حکومت نيز وظيفه گرفته که روند صلح را طوري مديريت کند که جدول زماني مورد نظر تيم ارگ در اين زمينه قابليت اجرايي پيدا کند. معناي اين سخن اين است که بايد هيأت حکومت در رسيدن به توافق عجله و جديتي از خود به خرج ندهد.

با آن‌که افزايش جنگ و خشونت و افزايش حملات تروريستي به کابل در چند روز اخير مي‌تواند به معناي تلاش طالبان و حاميان اين گروه به منظور زير فشار قرار دادن حکومت از ناحيه افکار عمومي افغانستان تعبير شود؛ اما تا کنون نشانه‌هايي از شکل‌گيري اهرم‌هاي فشار داخلي بر حکومت ديده نشده است.

مردم، احزاب، نهادهاي مدني و پارلمان همه در مورد وضعيت موجود، دچار سکوت و بي‌تفاوتي شده‌اند. از هيچ کدام يک از طرف‌هاي ياد شده کدام حرکت جدي و مؤثر صورت نگرفته که حکومت آن را در محاسبه خود داشته باشد و از آن به عنوان يک اهرم فشار بهراسد. به تعبير ديگر، حکومت تا حدود  زيادي از ناحيه داخلي آسوده خاطر است. چنان مي‌نمايد که تمام تلاش حکومت اين است تا فشارهاي خارجي را به نحوي مديريت کند و اجازه ندهد که اين فشارها در جهت خواست کنارگيري حکومت فعلي از قدرت بسيج شود.

برعکس تحليل و تصور بسياري از آگاهان امور، پارلمان افغانستان به شکل بسيار سخاوت‌مندانه به نامزد وزيران پيشنهادي حکومت راي اعتماد داد. هرچند گفته مي‌شود که اين‌گونه راي‌دهي مجلس ريشه در روابط مافيايي ميان وزرا و وکلا دارد و از قبل اعضاي مجلس در برابر دريافت پول، راي خود را به نامزد وزرا فروخته‌اند، اما با آن‌هم دادن راي سخاوت مندانه به نامزد وزيراني که در مواردي ناکاره‌گي و بي‌برنامه‌گي شان براي همه مردم آشکار است، به اين معناست که پارلمان نه تنها مؤثريت و قدرت خود را در مهار خودسري‌هاي حکومت از دست داده بلکه در همگام و همسو با حکومت، در تلاش حفظ وضع نابهنجار موجود است. به عبارت ديگر، پيام غير مستقيم راي سخاوتمندانه مجلس به نامزد وزيران، اين است که مجلس همدست حکومت است و يا دست‌کم مجلس اراده و توان آن را ندارد که به اهرم فشاري عليه حکومت مبدل شده و فشار داخلي متوقعه را برحکومت وارد کند تا در روند صلح جدي و مؤثرگام بردارد.

آن‌گونه‌که در بالا اشاره شد، حکومت از ناحيه فشارهاي داخلي خاطرش آسوده است. فشارهاي خارجي نيز بستگي زيادي به سياست‌هاي جديد دولت جديد امريکا دارد. تا آن‌زمان فقط مي‌توان انتظار داشت که روند صلح گاه گاهي شاهد حرکت‌هايي باشد که در ظاهر امر اميدي به پيش‌رفت ايجاد کند، اما در اصل، به دور يک چرخه باطل بچرخد تا باشد که شرايط و تحولات جهاني و منطقه‌يي در مسير تازه‌يي قرار گيرد که ممکن باعث ايجاد يک پيشرفت واقعي در روند صلح افغانستان گردد.

 

نورالله وليزاده

اشتراک گذاری:

نظر بدهید