عاقبت سرنوشت ملت در خون خفته و آينده مملکت جنگ زده افغانستان به کجا خواهد انجاميد؟

میرنجیب الله شمس
از سه سال به اين طرف فراکسيونرهاي دوتابعيته مربوط دل و تپل اشرف غني رييس جمهور واکستريميست هاي کانکورزده متعلق به گروه عبدالله رييس اجراييه حکومت غير قانونمندانه دوسره وحدت ملي تحت الحمايه امريکا کليه چوکي عاليه و کليدي دولتي را به صورت يک جانبه طور موروثي در اختيار، قبضه و انحصار خودر آورده اند.
چنانچه شماري از اين مهره هاي سوخته، عناصر فروخته شده و فيگورهاي معلوم الحال وابسته به کشورهاي بيگانه، با انديشه هاي ارتجاعي فکري، کاربرد منحط ديپلوماسي مسلط‌گرايي، ايده هاي فرعون منشي، تعقيب سياست‌هاي پليد قوم گرايي و مفکوره هاي غير هدفمندانه تيم پرستي افراطي جهت نيل به روياهاي اتوپيايي، توسل به اختلاس و تاراج دارايي هاي ملي و حصول علايق شوم منافع شخصي و گروهي شان، با حذف عدالت قانوني و نفي موازين اخلاقي و ضوابط جامعه مذبوحانه و بيرحمانه سخت تلاش دارند تا شبه دموکراسي کشور افغانستان را به يک نظام متمرکز خودکامه اي اشرافي، پلوتوکراسي و به يک رژيم تيراني، استبدادي و پاتريموني(احساساتي) اما بيهوده مبدل سازند، تا باشد که روابط سياسي و سنتي افغانستان را با کشورهاي خارجي به صورت يک جانبه بدون مراعات اصول موازين اساسي پاريتيت (Paritat) تنها بر مدار و محور سياست هاي ارتجاعي و استعماري و سترتيزاسيون westernition غربي سازي بچرخاند.
در حالي که همين تمايلات افراطي غرب گرايي سردمداران و قلدران حکومت غيرقانوني دوسره وحدت ملي، حمايت غير خردمندانه از پالايش قومي، پارتوکراسي و نيپوتيزم سياسي نه تنها حساسيت هاي شديد قومي را در مملکت فلاکت زده افغانستان برانگيخته و دامن زده بلکه تنش ها، انتقادها و چالش هاي استمراري (اقشار روشنفکران مترقي، رهبران احزاب سياسي و نهادهاي مدني) کشور در برابر سردمداران کاخ رياست جمهوري و قلدران قصر سپيدار رياست اجراييوي افغانستان را تشديد نموده و مضاعف ساخته است.
اگر به تسلسل زماني و به روند بطي اصلاحات اداري، بازسازي و نوسازي کشورمان با کمي دقت و اندکي غور و تأمل نظر اندازي شود، بدون هيچگونه ترديد به اين واقعيت دردناک و به اين حقيقت شرمناک پي مي بريم و ملتفت مي شويم که:
دگرگوني هاي ناچيز و اندک روبنايي که به اثر اهتمام متشبثين سکتور خصوصي و بالاثر مساعدت‌هاي همه جانبه مالي و تخنيکي و مساعي لازمه جامعه جهاني در 16 سال گذشته در لبنز روم (فضاي حياتي) جامعه جنگ زده افغانستان رخ داده است نظر به اندازه 156 ميليارد دالر که تنها از جانب حکومت امريکا در افغانستان هزينه شده است به هيچ وجه قابل مقايسه نمي باشد. اين بدان معني است که علل اصلي و عوامل اساسي فساد مفتضحانه مالي، اختلاس، غارت و حيف و ميل ده ها ميليارد دالري کمک هاي جامعه جهاني فقط و تنها در بطون حکومت فاسد قبلي حامدکرزي و حکومت فاقد کفايت فعلي اشرف غني و عبدالله نهفته است که چشم پوشي و انکار آن کفر ايمان و خفتگي وجدان تلقي مي شود.
اگر واقعبينانه و بي طرفانه قضاوت شود علي‌‌رغم سخنراني ها، گفتارها و قلقله کردن شعارهاي پر طمطراق ميان تهي سردمداران و قلدران انتصابي و تحميلي حکومت انحصارگراي دوسره وحدت ملي (اشرف غني و عبدالله) با در نظرداشت حمايت هاي همه جانبه جامعه جهاني در عرصه هاي حساس و حياتي مبارزه با پديده‌هاي (جنگ با گروه هاي طالبان، داعشيان، القاعده و تروريستان، فساد گسترده و فزاينده مالي و اداري عدم کاهش در کشت خشخاش، توليد ترياک، ترافيک هيرويين، تقليل نرخ بيکاري، تعميل قانونيت سراسري، تأمين عدالت اجتماعي و رفاهيت همه‌گاني) در کشور به کلي عاجز، ناتوان و ناکام مانده اند که ضرورت به آوردن حجت نيست.
اين امر مصدق اين واقعيت و مؤيد اين حقيقت ا ست که حکمروايان خود کامه و بيگانه مدار حکومت دوسره وحدت ملي پاسداران قانون نيستند بلکه ناقضان قانونيت و پايمال کننده گان عدالت در مملکت شمرده و محاسبه مي شوند.
اين واقعيت تلخ را نبايد از ملت به خون خفته افغانستان پنهان کرد و آن اين که از دير زمان تمامي اعضاي پارلمان غير قانوني و کليه اراکين بلند پايه ملکي و نظامي حکومت فراقانوني دوسره وحدت ملي و خانواده هاي نازدانه شان در موترهاي شيشه سياه قيمتي ضد مرمي با چندين موترهاي مملو از باديگاردان از محلات کار تا کاخ هاي فرغوني شان اسکورت مي شوند.
از خون هاي شراين ملت گرسنه افغانستان و از پول هاي باد آورده جامعه جهاني همواره زير عناوين مختلفه بدون وقفه به سفرهاي استمراري بي نتيجه و بيهوده به کشورهاي خارجي مي روند و با قمارهاي سياسي و مذاکرات ارتجاعي در عدم بيداري وجدان و در مغايرت با نور ايمان شان با بسيار ناز و کرشمه به سرنوشت ملت فقير و گرسنه و به مقدرات مملکت فلاکت زده افغانستان بازي مي نمايند. در حالي که شماري از اين قلدران و سوداگران وجدان داغ محکوميت و خيانت برجبين هاي شان دارند و در مظان اتهام جرايم اقتصادي قرار دارند. اگر به صورت پوست کنده و برهنه حقايق وواقعيت ها بدون پرده انعکاس داده شود که چه در گذشته و چه درحالت فعليه دستگاه هاي قوه مجريه و قوه مقننه افغانستان در سيماي نهادهاي خدمتگزار براي مردم شهيد پرور، بي بضاعت و پريشان حال افغانستان شمرده و محاسبه نمي شوند. اين يک ظلم بسيار کلان و عريان به ملت اعانه بگير و قابل ترحم افغانستان است که اگر براي آن عده از بلند پايه‌گان فاسد قوه مجريه و نماينده گان متهم به فساد و اختلاس قوه مقننه با کاربرد محافظه کاري سياسي، مصلحت انديشي غير اصولي و با زير پا گذاشتن مواد مندرجه در قوانين نافذه جاري کشور، سندهاي مصونيت و تعرفه هاي معافيت و ايمونيتيت (Imuntat) جهت فرار از عقوبات و رهايي از مجازات داده شود اين عمل شايسته، خردمندانه و زيبنده نيست. آن‌عده اراکين دولتي اعم از قلدران قوه مقننه و قوه مجريه که در اجراي وظايف محوله شان سوء استفاده نموده اند و يا با ارتکاب جرايم مختلفه فساد مالي و اداري در مظان اتهام جرم قرار دارند و ملت، دولت و مملکت را مفتضح و متضرر ساخته اند با استفاده از نفوذ اربابان قدرت نبايد از بار مسؤوليت و عقوبت خلاص شوند.
در حالي که پرده افگندن به روي فساد اداري و جرايم اقتصادي فاسدان فاقد وجدان نه تنها خيانت به ملت گرسنه افغانستان است بلکه در حقيقت مسخره کردن قانونيت و لگدمال نمودن عدالت در مملکت مي باشد.
از اين واقعيت نبايد انکار کرد که گرداننده گان چرخ هاي اصلي سياست ناکام خارجي کشور افغانستان نه تنها سردمداران خودکامه حکومت تحميلي دوسره وحدت ملي را دچار بحران فوق العاده و فزاينده (سياسي، نظامي، اقتصادي و اجتماعي) ساخته بلکه ملت مظلوم و به گروگان گرفته شده افغانستان را نيز زير استثمار فکري و دولت را در وابستگي طويل‌المدت نظامي و اقتصادي کشورامپرياليستي امريکا و کشورهاي استعماري غربي خاصتاً بريتانيا قرار داده است.
خواننده گان روشن ضمير روزنامه وزين و با اعتبار آرمان ملي! متأسفانه در افغانستان از دير زمان چه سياست خارجي و چه سياست داخلي به صورت مخفي و فردي گرفته مي شود، در حالي که سياست فردي ماهيتاً سياست کثيف را متجلي مي سازد.
منظور اصلي نويسنده مقاله اين است که سياست در کشور افغانستان خصلت، رنگ و بوي مردمي ندارد. چنانچه به همين خاطر است که پايدارترين جهت گيري سياستمداران، زمامداران و دولتمردان افغانستان در قوم گرايي، تيم پرستي و سمت پرستي نهفته است که بدبختانه آن را در محراق توجه جدي و در متن و بطن دکترين سياسي شان جا مي دهند.
اين در حالي است که از چنددهه به اين طرف زمامداران، دولتمردان و سياستمداران آماتور افغانستان حتي‌المقدور سعي و تلاش نموده اند که از خودشان چهره هاي دموکرات، شخصيت هاي عادل، رجال خيرخواه، عدالت خواه و عناصر وطن خواه، با تقوا و فيگورهاي کاريزما و غيروابسته به کشورهاي بيگانه را در جامعه سياست زده افغانستان تبارز بدهند.
در حالي که از 16 سال به اين طرف طبقه حاکمه سه گانه دولت بر سر اقتدار و متمرکز گراي افغانستان به وسيله بالون هاي از آکسيجن ساخت امريکا تنفس مي کند. در شفاخانه ها از خريطه‌ها سيروم هاي ساخت کشورهاي پيشرفته غربي استفاده کرده و در مهمانخانه هاي اختصاصي و در کاخ ها و قصرهاي فرعوني شان از گوشت گوساله هاي هندي کباب چوپان و از مرغ هاي وارداتي کشور امارات متحده عربي به مثابه مرغ بريان تغذيه مي نمايند در حالي که بسياري از مردم بي بضاعت و گرسنه افغانستان از نباتات مسموم شده و شماري از پوست کيله، تربوز، سيب و خربوزه شکم هاي شان را سير مي نمايند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید