پاکستان و ديپلوماسي تهاجمي سياسي و نظامي

چگونگي جنجال بر سر دفتر قطر و سکوت بر سر بستن شورا هاي کويته و پشاور
همزمان به سفر قمر باجوه رييس ستاد ارتش پاکستان، به کابل اردوي پاکستان ده‌ها مرمي موشک به ولسوالي‌هاي نازيان، اچين و لعل پورولايت ننگرهار شليک کرد که اين نشانة ديپلوماسي تهاجمي پاکستان بر ضد افغانستان است. اين شليک موشک ‎ها از يک سو نشانة عدم صداقت پاکستان براي صلح افغانستان است و از سويي هم، اين را مي‌توان تهاجم سياسي و نظامي پاکستان خواند.
اين در حالي است که جنرال جوزف دانفورد رييس ستاد ارتش امريکا مي‌گويد که براي او ثابت شده، استخبارات پاکستان از تروريستان حمايت مي‌کند.
پيش از اين گفته شده بود که باجوه بر اثر فشار امريکا به کابل سفر کرد. جنرال جوزف دانفورد(1) که همراه جيمز متيس، وزير دفاع امريکا در کميته نيروهاي مسلح مجلس سناي اين کشور حضور داشت، تصريح کرد که اين موضوع براي او مشخص شده است.
وي گفت: “براي من واضح است که سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (آي.اس.آي) با گروه‌هاي تروريستي رابطه دارد.
وي افزود، «در چند سال گذشته ما ديدگاهي دو وجهي نسبت به پاکستان داشتيم تا رفتار اين کشور تغيير کند.”
وي در ضمن، از سفر باجوه به کابل استقبال کرد.
دانفورد زماني اين سخنان را گفت که چند روز بعد خواجه آصف وزير خارجه پاکستان عازم امريکا شد. از سويي هم، ينس ستولتنبرگ منشي عمومي ناتو گفت، در تلاش‎ها براي تأمين ثبات در افغانستان با حکومت اين کشور، کمک مي‎کند. وي مي‎گويد، ايالات متحده و ناتو به مسأله پناهگاه‎هاي امن براي گروه‎هاي تروريستي در پاکستان با جديت مي‎نگرند و براي سرکوب تروريستان با حکومت افغانستان کمک مي‎کنند.
اين در حالي است که وزير خارجة پاکستان مي گويد، امريکا جنگ افغانستان را باخته است، خواجه آصف وزير خارجه پاکستان امريکا را در جنگ افغانستان بازنده خواند.
وي اين سخنان را در واشنگتن هنگام ديدارش با مقام‌هاي امريکايي بيان کرد و افزود که کشورش فشار هيچ کسي را قبول ندارد و آصف قبول کرد که بي‌اعتمادي ميان دو کشور موجود است و اما ابراز اميدواري کرد که قابل حل مي باشد.
وي به ادامه گفت، پاکستان بر تروريستان پس از کشته شدن منصور رهبر طالبان نفوذ ندارد. وي کشته شدن منصور را تخريب کردن پروسة صلح افغانستان خواند و علاوه کرد که آنان براي سرکوب تروريستان با افغانستان همکاري مي کنند.
وي تأکيد کرد که افزايش فشار بر پاکستان سبب وحدت طالبان و داعش مي‌شود. وزير خارجه پاکستان در حالي از ارتباط کشورش با تروريستان انکار کرد که جنرال غفور(2) داشتن ارتباط سازمان‌هاي استخباراتي يک کشور را با گروه‌هاي تندرو، بخش عادي از فعاليت‌هاي اين سازمان‌ها خواند و اظهار داشت: “داشتن روابط با حمايت کردن (از گروه‌هاي هراس افکن) دو چيز متفاوت استند.
وي افزود: “براي من نام يکي از سازمان‌هاي استخباراتي را بگيريد که (با گروه‌هاي تندرو) ارتباط نداشته باشند، هرکس دارد. اگر اين ارتباط به خاطر از ميان برداشتن تهديد باشد، پس يک اقدام مثبت است”.
خواجه آصف (3) در ضمن حکومت افغانستان را متهم به فساد کرد و ادعا کرد که اردوي آن کشور به گروه طالبان سلاح به فروش مي‌رساند. خواجه محمد آصف، در اين گفت‌وگو همچنين اظهارات مقامات امريکايي به شمول دونالد ترامپ، رييس جمهوري ايالات متحده را “اتهامات توهين آميز” عنوان کرد که گفته‌اند، اسلام آباد از گروه‌هاي تندرو حمايت مي‌کند.
آقاي آصف تأکيد کرد که چنين اتهامات روابط دو جانبة اسلام آباد و واشنگتن را که به گفتة وي از قبل با “بي اعتمادي” دچار است، بيشتر متزلزل مي سازد.
از اين اظهارات مبهم آصف در پيوند به لانه‌هاي هراس افگنان فهميده مي‌شود که هنوز پاکستان حاضر نيست تا براي مبارزه با دهشت افگنان صادقانه عمل کند و لانه‌هاي تروريستان را در خاک خود نابود کند؛ بل از لحن او پيداست که هنوز در قاموس نظاميان پاکستان ميان تروريزم خوب و بد خط قرمز موجود است. حال بر امريکا است که بازهم با پاکستان وارد تعامل مي‌شود و يا اين خط را از ميان بر مي دارد. هرچند آصف از رابطة اسلام آباد با تروريستان چيزي نگفت و اما سخنگوي اردوي پاکستان تأييد کرد که استخبارات پاکستان با گروه‌هاي تروريستي رابطة خود را حفظ کرده و اما افزود که ميان حفظ رابطه و پشتيباني تفاوت وجود دارد.
چندي پيش جيمز متيس وزير دفاع امريکا گفته بود که حاضر هستيم تا براي نابودي تروريستان با پاکستان همکاري کنيم و اضافه کرد، اگر پاکستان به خواست کشورش براي مبارزه با تروريزم درست عمل نکند، گزينه‌هاي ديگري بر روي ميز دونالد ترامپ موجود است.
آقاي جيمز متيس تأکيد کرد که امريکا پس از اين از تمامي امکانات براي نابودي تروريستان استفاده خواهد کرد و از رفع تمامي محدوديت ها سخن گفت که اين زنگ خطري براي پاکستان است و چراغ سبزي براي پايان دادن به جنگ افغانستان و سرکوب تروريستان.
پيش از اين جوزف دانفورد رييس عمومي ستاد ارتش امريکا نيز گفته بود، پاکستان از تروريستان حمايت مي‌کند.
ديده شود که امريکا اين بار چقدر براي تحقق وعده‌هاي جديدش براي نابودي لانه‌هاي تروريستي در پاکستان جدي است؛ زيرا در گذشته هم مقام‌هاي امريکايي به صراحت از همکاري هاي نزديک استخبارات پاکستان با شبکه‌هاي حقاني و طالبان يادآور شده بود و براي پاکستان هُشدار داده بودند. هرچند روابط دو کشور را مدتي پرتنش کرده و اما اسلام آباد توانسته تا امريکايي‌ها را وادار به سازش کنند که تا کنون بي اثر بوده است.
پاکستان نه تنها به حيث يک کشور دارنده بمب اتومي براي امريکا داراي اهميت است و از اين مهم‌تر يگانه کانال اکمالاتي امريکا و ناتو در جنگ افغانستان است که امريکا بديل آن را ندارد. هرچند اکمالات ناتو از مسير روسيه با هزينة بيشتر نيز ممکن است و اما موجوديت تنش ميان واشنگتن و مسکو دست تنگي امريکا را به پاکستان بيشتر کرده است. ديده شود که آيندة جنگ با تروريزم در هالة اين ابهام‌ها و دشواري ها چگونه رقم خواهد خورد.
اين در حالي بود که چند روز پيش از سفر وزير خارجة پاکستان به امريکا موضوع بسته شدن دفتر قطر از سوي امريکايي ها رسانه‌يي شد. اين مسأله اين پرسش را در اذهان مردم ما خلق نمود که چه دلايلي وجود دارد که امريکا براي مسدود شدن دفترهاي طالبان در کويته و پشاور لب به سکوت نهاده است، در حالي که اين دو دفتر به مثابة بازوان استخبارات پاکستان در تمامي جنايت‌ها و دهشت افکني‌ها در افغانستان و سراسر جهان نقش دارند؛ اما پس از آن که در اين روزها موضوع مسدود شدن دفتر قطر از سوي مقامات ارشد امريکايي مطرح شده و اين موضوع بحث‌هاي داغي را در واشنگتن و کابل به راه افگنده است؛ اما وزارت خارجة امريکا گفت که بايد روي بستن دفتر قطر فکر شود و اين را به بعد موکول کرد.
اين موضوع زماني رسانه يي شد که رسانه‌ها از گفتگوهاي رييسان جمهوري افغانستان و امريکا در واشنگتن بر سر مسدود شدن اين دفتر خبر دادند و اما آقاي غني گفت، اين موضوع مربوط به افغانستان است.
بحث‌ها روي بسته شدن و باز بودن دفتر قطر در حالي داغ شده است که اين دفتر اندک‌ترين گام محسوس را براي صلح نگذاشته و تنها اين دفتر مرکزي بوده که براي سازماندهي کارهاي سياسي طالبان و جمع‌آوري پول هاي هنگفت از کشور خليج براي هزينة جنگي آنان؛ اما شماري‌ها، بستن اين دفتر را بسته شدن گفت و گو هاي صلح و تشديد جنگ در افغانستان عنوان کرده و اين را نشانة سياست هاي جنگي امريکا در راستاي استراتيژي جديدش مي خواند. دفتر قطر هم از آماده گي ها براي گفت و گو ها سخن گفت و امريکايي ها را به ملامتي گرفت که مخالف صلح اند. گفته هاي وجود دارد که يک عضو ارشد حزب اسلامي که نزديکي با اعضاي دفتر قطر دارد، رفت و آمد هاي بين کابل و قطر دارد تا کاري براي هموار سازي جادة ناهموار صلح نمايد. در اين شکي نيست که از دفتر قطر زير نام دفتر صلح چه کار هايي به نفع طالبان انجام مي شود و چرخ سياست هاي طالبان را به دوران آورده و قطر را به مرکز سياسي طالبان بدل کرده است، درست مثلي که پاکستان مرکز فعاليت ها و سازماندهي هاي نظامي آنان است؛ اما هرچه باشد، يک مرکز تماس طالبان با دنياي خارج است و مي تواند وزنة سياسي را به سود صلح و به ضد سياست هاي جنگي طالبان وارد کند؛ اما اصل مسأله اين است که چگونه شده تا طالبان به جاي اصرار بر مسدود شدن دفتر قطر، در مورد بسته شدن دفتر هاي طالبان در پشاور و کويته سکوت کرده اند. شايد يکي از دلايلش اين باشد که قطر پايگاه اخوان المسلمين است. هرچند امير قطر گفت که کشورش آماده است، در صورت خواست واشنگتن و کابل، دفتر قطر را ببندد.
از اظهارات مبهم وزير خارجة پاکستان در واشنگتن معلوم شد که کشورش هنوز براي مبارزه با تروريزم و مسدود شدن لانه هاي تروريستي آماده نيست و شايد منتظر چراغ سبز امريکا براي امتيازدهي به پاکستان در مسأله کشمير باشد.
از سويي هم، پاکستان به طور قطعي خواهان روابط کابل و دهلي نيست، در حالي که واشنگتن در صدد استوارتر نگهداشتن اين رابطه است. هرچند آشکار نشد که آيا مقام‌هاي امريکايي از او خواستند تا پاکستان دروازة دکان‌هاي شوراي کويته و پشاور را ببندد و لانه‌هاي تروريستي در پاکستان را مسدود و يا نابود کند.
ديده شود که در اين چانه زني‌ها برگ برنده به دست کي خواهد بود؛ اما مردم افغانستان با توجه به رويکردهاي پيشين امريکا باز هم نگران اند که بازيگر اصلي اين ديپلوماسي باشند؛ زيرا هدف اصلي از تلاش‌هاي گستردة سياسي اسلام آباد براي بقاي لانه‌هاي تروريستي است وهرگاه چنين نبود، نيازي به اين همه تلاش‌هاي وسيع سياسي از مسکو تا تهران، انقره و کابل از سوي اسلام آباد نبود.
اين در حالي است که رايزني‌هاي وسيع از کابل تا اسلام آباد و واشنگتن بر سر بسته شدن لانه‌هاي تروريستي در پاکستان ادامه دارد تا طالبان حاضر به گفت‌وگو با کابل شوند. آشکار است که براي از سرگيري اين گفت‌وگو، حرف اول را اسلام آباد مي‌زند؛ زيرا شوراهاي کويته و پشاور از سوي استخبارات پاکستان اداره و رهبري مي‌شوند؛ اما در اين ميان شگفت‌آور اين است که چرا واشنگتن از بستن اين شوراها تا کنون چيزي نگفته است؛ اما در اين ميان شگفت‌آور اين است که هر از گاهي زمامداران اسلام آباد خود را تحت فشار جهاني مي‌يابند، باب گفتگوهاي صلح با طالبان را با بوق و کرنا باز کرده و کابل را براي گفت و گو با طالبان مي خوانند. چنان که وزير خارجة پاکستان(4) اعلان کرد، قرار است که گفت‌وگوهاي صلح به اشتراک کابل، اسلام آباد، واشنگتن و طالبان در دوشنبه آينده شانزدهم ماه روان در عمان برگزار مي شود.
آشکار است که هدف از اين نشست برقراري صلح در افغانستان نه؛ بلکه فرصت سازي هاي پاکستان براي کاهش فشار بر اين کشور است تا با استفاده از آن يک بار ديگر امريکا را فريب بدهد؛ اما برگزاري اين نشست به اثبات مي‌رساند که طالبان مانند مومي در دستان آهنين پاکستاني‌ها اند و هر زمان که بخواهند، از آنان استفادة ابزاري مي‌کنند.
1 – بي بي سي، 12 ميزان 1396
2 – جمهور، 14 ميزان 1396
3- صداي امريکا، 15 ميزان 1396
4 – مسير، 16 ميزان 1396

اشتراک گذاری:

نظر بدهید