به پاکستان اجازه داده نشود که احساسات قومي را در ميان مذاکره کننده گان ايجاد نمايد

صدیق الله توحیدی

قراراست در نيمه ماه ميلادي جاري نشست چهار جانبه امريکا،چين، پاکستان و افغانستان در شهر عمان برگزارشود.
نشست هاي چهارجانبه هميشه در اسلام آباد و يا کابل برگزار مي گرديد و يک ونيم سال قبل اين نشست با حضور نمايندهگان پاکستان وافغانستان و زير نظارت نمايندهگان چين وامريکا در کابل برگزارشد، اما اين بار نشست چهار جانبه قراراست در شهر عمان صورت بگيرد.
گرچه نمايندهگان دولت افغانستان تأکيد دارند که در نشست، دولت افغانستان باحکومت پاکستان خواست هاي مشخصي را مطرح خواهد کرد، اما اينکه جانب مقابل با چه خواست و تقاضا ها به کنفرانس عمان مييايد معلوم نيست.
يکي از سخنگويان دولت گفته است که خواست افغانستان مسدود کردن پايگاه هاي گروه هاي تروريستي در داخل خاک پاکستان وپايان دادن به حمايت اسلام آباد از گروه هاي هراس افکن در افغانستان مي باشد.
توافق براي برگزاري اين نشست زماني صورت گرفت که رييس ستاد ارتش پاکستان جنرال جاويد اقبال باجوه به کابل سفر نموده با اشرف غني رييس جمهوري کشور ملاقات نمود.
دراين نشست پيرامون، مذاکرات صلح با طالبان بحث وتبادل نظر خواهد شد .دراين مورد داکتر اکرم خپلواک رييس دارالانشاي شوراي عالي صلح به يکي از رسانهها گفت: دولت افغانستان حاضراست بدون قيد وشرط با گروه طالبان به مذاکره بنشيند، اما در حالي که اکثر کارشناسان امور سياسي افغانستان به اين باور اند که مذاکرات صلح با طالبان بايد قيد وشرط لازم داشته باشد.
طالبان بايد بپذيرند که قبل از آغاز مذاکرات صلح، آتش بس و متارکه جنگ اعلام گردد، اگر چنين نشود، در آغاز وجريان مذاکرات ، طالب ها سعي خواهند کرد که به حملات نظامي و انتحاري شان شدت ببخشند که بتوانند در ميز مذاکرات امتياز بيشتري کسب کنند.
تجربه نشان داده است که هر زماني بحث مذاکره با طالبان مطرح شده است ، مصايب مردم افغانستان از ناحيه حملات طالب ها بيشتر شده و نتايج لازم هم ازاين نشست ها بدست نيامده است. اکنون دولت نبايد به خوش بيني هاي نابخردانه بارديگر طالبها را تشويق کند که حملات جديدي را سازمان دهي نمايند.
موضع دولت افغانستان همان طوري که يکي از سخنگويان رييس جمهور گفته است روشن ومبرهن است . قطع جنگ و خونريزي يعني اعلام متارکه موقت وآغاز مذاکرات جدي صلح با طالب ها همچنان قطع حمايت هاي اسلامآباد از گروه هاي تروريستي به شمول داعش وغيره.
همه ميدانند که اسلام آباد اکنون دريک مرحله حساس پاليسي خويش درمورد افغانستان قرار دارد ياسياست خويش را تغيير خواهد داد وياهم علناً دربرابر امريکا قرار خواهد گرفت.گرچه سياست مداران پاکستاني با درک اين خطر در سدد ايجاد پيمان منطقوي برضد امريکا هستند، اما خوب ميدانند که تقابل با امريکا براي تماميت ارضي و حيات سياسي آن کشور به شدت خطرناک مي باشد.
با درنظر داشت جو موجود سياسي دولت افغانستان در ميز مذاکرات با پاکستان بايد با قاطعيت برخورد نموده سعي کند از ناگزيري اسلام آباد در اين مرحله به سود صلح درافغانستان استفاده نمايد. شکي نيست که اسلام آباد سياست مداران کار کشته و لايقي دارد که در همآهنگي با ارتش آن کشور خواستار تضعيف دولت افغانستان هستند، اما سياست فعالانه و ديپلوماسي دقيق مي تواند حريف توانمند را در مذاکرات شکست دهد.
عمدتاً پاکستاني ها با دو رويکرد در مسايل افغانستان ظاهر ميشوند. يا استدلال مي کنند که جنگ در افغانستان يک جنگ داخلي است و اسلام آباد اصلاً در آن نقشي ندارد وبه اين وسيله رو پوش روي همه مداخلات خويش مي گذارند وياهم با استفاده از مسايل قومي استدلال مي کنند که طالب ها پشتون اند و نقش آنها در اداره کشور کم رنگ است لذا آنها دست به شورش زده اند و در اين مورد هميشه پرويز مشرف تأکيد ميکرد.
سياست مداران پاکستاني با استدلال دوم مي خواهند حس قوميت رادرميان مذاکره کنندهگان افغانستان که اکثراً پشتون اند تحريک نموده به صورت غير مستقيم احساسات قبيلوي را در ميان مذاکره کنندهگان دولتي ايجاد نمايند و از جانب ديگر به اختلافات قومي در افغانستان دامن زده به جهانيان نشان دهند که طالب ها تروريست نه بل براي دستيابي به اهداف سياسي وقومي خويش مي رزمند.
اکنون فرصت آن رسيده است که مذاکره کنندهگان افغانستان براي پاکستان حالي کنند که در بند قوم خاص در افغانستان نبوده، از موقف دولت افغانستان که شامل همه اقوام است مذاکره کنند و از صحبت هاي عاطفي و قومي بپرهيزند.
در دنياي سياست ودر ميز مذکرات اينک ما از يک قبيله وقوم هستيم، منافع قومي ما مشترک است، نه تنها نتيجه نمي دهد، بل دشمن را جري ساخته نقاط ضعف مذاکره کنندهگان دولتي را در مييابند وهمچنان پاکستان ازاين نقطه ضعف بيشتر استفاده نموده استدلال مي کند که اين ها خود مي گويند که ما ازيک قوم هستيم در حالي که امتيازات اکثريت در نظام کنوني افغانستان تأمين نشده است.
همين استدلال را گلبدين حکمتيار رهبر حزب اسلامي قبل از پيوستن به پروسه صلح ميکرد و تأکيد مي ورزيد که سهم پشتون ها در حکومت کابل نسبت به سايراقوام کم است در حالي که در دولت افغانستان سهم پشتون ها نه تنها کم نيست، بل با حضور رييس جمهور ازاين قوم نسبت با ساير اقوام بيشتر هم است .
منطق جنگ کنوني را همين تحرکات قومي ومذهبي تبين مي کند. اگر اين منطق پاسخ داده شود فکر ميشود زمينة آغاز مذاکرات جدي صلح فراهم خواهد شد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید