قصه، سر لحاف ملاست

فهیم دشتی

رييس جمهوري ايالات متحده امريکا، در عمل کردن به يکي ديگر از وعده هاي انتخاباتيش، کوتاه آمد.
ناکامي در تعديل قانون ارائة خدمات صحي و تغيير قوانين مالياتي در زمينة سياست داخلي و بن بست در رو در رويي با کورياي شمالي از شکست هاي سنگين دونالد ترامپ در نزديک به ده ماه حکومتش بوده و حالا در پيوند با بر هم زدن توافق هسته يي ايران با پنج عضو دايمي شوراي امنيت سازمان ملل و آلمان، نيز نتوانست به وعده هاي انتخاباتيش عمل کند.
با وجود تهديد هاي ده ماهة ترامپ و حتا شعار هاي انتخاباتي قبل از آن، در سخنراني تازه اش در اين مورد، آنچه را وعده داده بود اعلام نکرد، نتوانست يا نخواست اعلام کند.
دست کم در دو ماه اخير، انتظار مي رفت که وقتي ترامپ موقف حکومتش را در رابطه به توافق هسته يي ايران با 1+5 اعلام مي کند، پاي امريکا را از اين توافق بيرون بکشد و همزمان سپاه پاسداران ايران را در فهرست گروه هاي تروريستي شامل سازد؛ اما چنين نشد و پروندة توافق هسته يي ايران را به کنگرة امريکا راجع ساخت و در مورد سپاه پاسداران هم به اعلام تحريم هاي تازه، بسنده کرد.
امضا کننده گان ديگر اين توافق، از روسيه و چين تا متحدين اروپايي ايالات متحده(فرانسه، آلمان و بريتانيا) پابندي خود به اين توافق را تأکيد کردند و با صراحت يا به گونة غير مستقيم گفتند که ترامپ، صلاحيت برهم زدن اين توافق را ندارد. حتا به اين هم اشاره کردند که براي قناعت دادن ترامپ و اعضاي کانگرس امريکا براي پابندي به اين توافق، تلاش خواهند کرد.
عربستان سعودي، اسرائيل و امارات متحدة عرب، تنها کشورهايي بودند که از موضع ترامپ در اين زمينه استقبال کردند.
اما در اين ميان، آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفت، رابطة شعار هاي انتخاباتي و موقف گيري هاي بعد از انتخابات ترامپ با قرار داد چند صد ميليارد دالري فروش اسلحه به شيخ نشين هاي عرب است.
در واقع، درست پس از به قدرت رسيدن، ترامپ، نخستين سفر خارجياش را به عربستان سعودي برنامه ريزي کرد و در اين سفر، قرارداد فروش اسلحه به ارزش چند صد ميليارد دالر را با سعودي، بست.
پس از آن گزارش هايي از عقد قرار داد هاي کوچکتر از اين- اما چندين ميليارد دالري- امريکا با قطر و امارات متحده، نيز پخش شد.
حالا اگر تصور کنيم که ترامپ مسير سَلَفش- اوباما- را در پيوند به توافق هسته يي ايران مي پيمود، آيا سعودي يا قطر و امارات متحده عرب همچنان بر حمايت ايالات متحده امريکا اعتماد مي کردند؟ و آيا حاضر مي شدند، چند صد ميليارد دالر را از امريکا، اسلحه خريداري کنند؟ بعيد به نظر مي رسد و شايد هم ناممکن. از يکسو به اين دليل که در حقيقت، آنها در برابر اين قرار داد ها دنبال محدود ساختن نفوذ ايران در منطقه هستند و از سويي هم در چند دهة اخير به قدري اسلحه، وسايل، تجهيزات و مهمات جنگي خريده اند که در عمل، نيازي به اسلحة بيشتر ندارند؛ مگر اين که بخواهند از اين طريق به هدف اولي و مهمتر شان برسند.
توافق هسته يي ايران با پنج جمع يک، چنانچه به تازه گي رهبران آلمان، فرانسه، انگليس، چين و روسيه اعلام کرده اند، مسأله اي نيست که به ساده گي قابل تغيير باشد. اين توافق به ساده گي به دست هم نيامد. در تاريخ ديپلوماسي معاصر جهان، مذاکراتي به بزرگي و تداوم پروندة هسته يي ايران اتفاق نيافتاده است.
در آخرين دور اين مذاکرات که قبل از آن نزديک به دو سال بحث و گفتگو، از سرگذشته بود، شش وزير خارجة بزرگترين و قدرتمند ترين کشور هاي جهان، با طرف ايراني، هژده روز پيهم چانه زني کردند، تا اين که به نتيجه رسيدند. حالا هم ترامپ اين را مي داند که برهم زدن چنين توافقي نه در حيطة صلاحيت اوست و نه در مسير منافع دراز مدت امريکا و هم نماينده گان مردم امريکا در کنگره. حتا اگر تصور شود که امريکا اين توافق را يکجانبه بر هم بزند، نتيجة حتمي، بي اعتباري آن کشور در سطح جهان خواهد بود و دربرابر، ايران تا حدي در مضيقة اقتصادي قرار خواهد گرفت؛ ولي نه به اندازه اي که متحدين عرب دولت ترامپ آرزو دارند.
امريکا براي نجات اقتصاد صدمه ديده اش و نيز براي تداوم قدرتش در جهان- يقيناً نه به عنوان يگانه ابر قدرت؛ بل در حيثيت يکي از ابر قدرت ها- نياز به پول هاي کلاني دارد.
در حاشية کنفرانس«بريکس» يا برازيل، روسيه، هندوستان، چين و افريقاي جنوبي که حدود دو ماه قبل در چين برگزار شد، يکي از وزيران کابينة چين گفت که امريکا براي تجديد زيرساخت هاي اقتصادياش کم از کم به چهار تريليون دالر نياز دارد.
حالا اين همه پول از کجا خواهد آمد؟ به نظر مي رسد، دولت امريکا به رهبري ترامپ بر رشد اقتصادي، به همين دليل اين همه توجه دارد. برگرداندن داراييهاي سرمايه داران امريکايي از کشورهاي ديگر و زمينه سازي شکوفايي دوبارة اقتصاد توليدي در درون امريکا، يکي از چاره سنجي ها در اين چارچوب است که ظاهراً با موفقيت هايي هم همراه بوده ؛ ولي کلاه گذاشتن بر سر شيخ هاي عرب، ترفند کارساز تر به شمار مي رود.
در واقع ترامپ با وعده هاي انتخاباتيش در پيوند با قرارداد هسته يي ايران و موضعگيري هايش در رابطه با اين مسأله در سال نخست رياست جمهوري اش، شيخ هاي عرب را به اين اطمينان رساند که در برابر رقيب اصلي منطقه يي شان يا همان جمهوري اسلامي ايران، سياست سختگيرانه اي در پيش خواهد گرفت و با برهم زدن توافق هسته يي ايران، جلو رشد اقتصادي ايران را که ممکن است از طريق توسعة روابط اقتصادي با کشور هاي اروپايي يا اقتصاد هاي ديگر دنيا، ميسر شود و جلو افزايش نفوذ ايران در خاور ميانه را خواهد گرفت.
شيخ هاي عرب، فريب اين داستان را خورده اند و حالا براي اين که قرار داد هاي امريکا با چند کشور ذکر شدة عربي دوام يابد، ترامپ باز هم شعار سختگيري بر ايران، بيرون شدن از توافق هسته يي، اعمال تحريم هاي تازه يا شامل کردن نام افراد و نهاد هاي مشخص ايراني در فهرست سياه تروريزم را ادامه خواهد داد.
هر چند امکان اين که امريکا موفق شود فشار هايي بر ايران وارد کند تا امتيازهاي بيشتري در زمينه هايي چون محدود کردن نفوذ ايران در خاور ميانه يا برنامة ساخت راکت هاي قاره پيماي ايران وارد کند و به نتايجي از اين گونه اعمال فشار ها دست يابد؛ ولي درعمل، توافق هسته يي ايران برهم نخواهد خورد و بالاخره، بهانه هم اين خواهد بود که مخالفت جهاني و حتا موضع متفاوت کنگره، مانع عملي کردن شعارهاي ترامپ در اين زمينه شده است.
به هر حال، پول هاي شيخ نشين هاي عرب، همچنان به جيب امريکا خواهد ريخت و کارنامة ترامپ در اندوختن سرمايه از اين منبع، شکوفان خواهد بود.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید