تأمين امنيت، مدير کارا و مديريت عالي مي خواهد

احمد علي ستاري ماستر علوم سياسي

حملات انتحاري و از بين بردن مردمان غير نظاميان در کنار نظاميان کشور دل هر فرد اين سرزمين را خدشه دار و اندوه‌گين مي‌سازد. آنچه که واضح و مبرهن است اينست که همه مردم دليل نا امني‌ها و از بين بردن مردم بي گناه کشور را بيشتر عدم رهبري و حکومتداري خوب و در رأس قرار نگرفتن مردمان دانا و کارآموزده مي‌دانند. شايد کساني که باورشان اين است که شرايط و مهار نمودن اوضاع امنيتي و برقراري امنيت سرتاسري تنها در توان دولتمردان کنوني نيست و دليل آن‌را هم دخالت کشور هاي ابر قدرت و همسايه هاي افغانستان مي‌دانند، درست باشد. فرض مي‌کنيم که گفتة ايشان عين واقعيت است، اما تا چه زماني و تا چه وقت از اين مجرا بايد نيش زده شويم و نظاره‌گر نابساماني هاي کادر رهبري و به خصوص ارگان‌هاي امنيتي باشيم.
به باور من، ما افغان ها نيازمند داشتن کابينه ي متخصص و اعضاي شوراي امنيت دلسوز و پاک نفس افغاني هستيم. تاريخ گواه اين حرف من است که در طول چند قرن اخير تا کسي يکي از خود مان‌را فريب نداده و حس طمع را در ما به وجود نياورده است، نتوانسته که بر ما نفوذ يا حکومت کند.
براي بيرون رفت اين شرايط ابتدا بايد که در رأس سه ارگان امنيتي، يعني وزارت امور داخله، وزارت دفاع ملي و رياست امنيت ملي کشور کساني گماشته شوند که داراي حداقل اين خصوصيات باشند:
– تحصيلات عالي مرتبط به وظيفه “بايد وزير يا رييس ارگان‌هاي امنيتي حداقل سند دکترا در بخش نظامي داشته باشند.
– داشتن پيشينة کاري مثبت در نهاد هاي امنيتي و داشتن بالغ بر 100 دستآورد عملي در راستاي فعاليت هاي امنيتي
– عدم وابستگي به احزاب و جناح‌هاي مختلف سياسي و دست نشانده بودن.
– پيشينة خدمت به طور دوامدار “ساحه کاري امنيت و نظام”.
– داشتن اهليت و شايستگي.
– توانايي رهبري و کنترول “رهبر و الگوي مناسب براي هم قطاران و مسؤولان زير دست”.
– قابليت طرح و تعيين خط مشي هاي وزارت مربوطه ” داشتن دانش و تجربه نظامي”.
– مسؤوليت پذير بودن “حضور يافتن در خط هاي مقدم در کنار هم رزمان”.
– ارائه گزارش هفته وار و حضور يافتن در رسانه ها حد اقل ماه يکبار با گزارش کاري از فعاليت هاي انجام شده.
– ايجاد اتاق فکر در هر ارگان نظامي “وزارت داخله، وزارت دفاع و رياست امنيت ملي”.
در دنياي امروز، فرايند سياستگذاري و تصميم گيري در سطوح مختلف به سازماندهي ويژه اي نياز دارد. تحولات سريع جهاني و ابعاد روزافزون امنيت و توسعه از عواملي هستند كه ضرورت تدوين سريع سياست ها و الگوهاي تصميم گيري را مشخص مي‌كنند؛ امري که بدون استفاده وسيع از ايده هاي نو و مستندسازي و جمع بندي تجارب و نظرات خبره‌گان و افراد خلاق، ميسر نمي باشد. بناءً مراعات و مد نظر قرار دادن اين موارد سبب آوردن امنيت نسبي براي مدت زمان کوتاه خواهد شد که اگر دوامي براي اين امر خواسته باشيم، بايد که نکته دهم را که “ايجاد اتاق فکر” مي‌باشد را تقويت بخشيم.
شايد سوالي خلق شود که اتاق فکر چيست؟
اتاق فكر راهبرد عقلاني براي تقويت نهادهاي فكرساز و ايده پردازي است و واژه اتاق فکر يا همان (Think tank) معمولاً به سازمان‌هايي اطلاق مي شود که نظريه پردازان و انديشمندان را به خدمت مي گيرند تا براي مسائل کلان، تحليل ها و دستورالعمل هايي براي سياست گذاري و بر قراري امنيت فراهم کنند. بايد يا آور شد که اتاق‌هاي فکر از جمله سازمان‌هايي هستند که نقش مهمي در روند رشد و توسعه کشورها دارند.
تاريخچه تأسيس اتاق فکر به شکل رسمي به نيمه هاي قرن بيستم بعد از جنگ جهاني دوم برمي گردد. نيروي هوايي امريکا اولين اتاق فکر رسمي را با عنوان انديشگاه در سال 1947 با هدف تدوين سياست هاي نظامي تأسيس کرد. اين انديشگاه را مادر اتاق هاي فکر جهان ناميدند.
در سال 1960 واژه اتاق فکر به شکل رسمي مورد استفاده قرار گرفت و هدف از ايجاد آن برقراري ارتباط بين دانش و قدرت بود.
انديشکده، انديشگاه، مرکز مطالعات استراتيژيک، مخزن فکري، کارخانه هاي فکر، کارخانه هاي مغز و کارخانه هاي ايده، برخي از عباراتي است که براي اين نوع سازمان‌ها در ادبيات فارسي استفاده شده است.
وظايف اتاق فکر:
به طور كلي تشكيل اتاق هاي فكر فوايد و آثار ايجابي فراواني را در بر دارد. از حيث مديريتي، اتاق هاي فكر به غناي مديريتي و ارتقاي سطح كيفي رفتار مديران كمك شاياني نموده و باعث مي شود كليه طرح ها و برنامه هاي مديران، با بررسي همه جانبه و تأييد نخبه‌گان فكري و مديريتي، انجام گيرد.حضور نظاميان و مديران قبلي در اتاق هاي فكر و يا برخي اصحاب فكر و انديشه كه بعضاً ممكن است از گروه ها و جريان هاي ديگر نيز باشند شرايط اداره سازمان و ارگان امنيتي را به يك فضاي مشاركتي تبديل مي نمايد كه در پرتو آن فضاي تنش آميز و تقابل جاي خود را به فضاي صميميت و تقارب مي دهد. تشكيل اتاق هاي فكر هر نوع گرايش و مواضعي را منوط به فكر و انديشه مي نمايد كه در اين شرايط ديگر جايي براي افراط گري باقي نمي ماند؛ بنابراين، خط مشي آوردن صلح در پرتو تشكيل اتاق هاي فكر تحقق خواهد يافت. اتاق هاي فكر محيطي براي پرورش استعدادها و تربيت نخبه‌گان سازمان و نهاد هاي امنيتي آينده بوده و بستر بروز و ظهور چنين نيروهايي را فراهم مي سازد.
بناءً داشتن اتاق فکر جمع کردن تعدادي از نظاميان مجرب و کاردان و طرح و تعيين نمودن برنامه هاي عملي و درست براي ريشه کن کردن بانيان نا امني و مخالف صلح مي‌تواند يکي از راه حل ها باشد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید