در پيوند به مذاکرات حامد کرزي باسفير روسيه درکابل لويه جرگه يا گردهمايي انديوالان

 

عبدالواسع هيله من

 

 

از گذشته‏ هاي دور ملت ها براي انجام کارهاي بزرگ و سرنوشت سازمانند جنگ، صلح و در کل براي هر کاري که به سرنوشت مردم ارتباط مستقيم مي داشت، از جلسه و شورا استفاده مي‏کردند تا تصميمي که اخذ مي‏شود از همه جوانب سنجيده شود و مفاد جمعي حفظ شود. در دين مبين اسلام و سنت نبي اکرم (ص) نيز بر اين امر تأکيد شده است. مشورت از احکام دين اسلام و جزء تاريخ و فرهنگ بشري بوده است.

در مقاطع گوناگون تاريخ معاصر افغانستان اجتماع مردمي تحت نام «لويه جرگه» برگزار شده است. لويه جرگه ها در تاريخ معاصر افغانستان از سال 1088 هجري خورشيدي مطابق 1709 ميلادي با جرگه اي که در مانجه قندهار، تحت قيادت ميرويس نيکه، داير شده بود، آغاز گرديد. اين جرگه براي يک روز دوام داشت و در آن تصميم گرفته شد که به تسلط گرگين در خاک افغانستان خاتمه داده شود.

جرگه ها معمولاً در چندين سطح تدوير مي شود، اول جرگه محلي که در مقايسه با ساير جرگه ها تأثير محدود دارد. اين جرگه از گذشته هاي دور تا اکنون در سراسر کشور وجود داشته است و عملي ترين شيوه اداره اجتماعات در روستاها و شهرهاي دوردست به حساب مي‏آيد.

دوم، جرگه قومي است که به مسايلي مي‌پردازد که يک يا چند قوم را در بر مي گيرد. اين جرگه در مواردي مانند برخوردهاي قومي و يا بروز اختلافات و مسايل مهمي که تصميم گيري و تلاش مشترک را مي طلبد، تشکيل مي‏شود.

نوع ديگر، جرگه هاي موقت است که از طرف حکومت بر اساس اقتضاي زمان در شرايط خاص ايجاد مي شود و اعضاي آن معمولاً متنفذين و بزرگان قوم هستند و بعد از تصميم گيري از بين مي‏روند.

يکي ديگر از انواع جرگه ها، لويه جرگه است که از نماينده گان تمام مردم افغانستان شکل گرفته و اين جرگه در مورد مسايل مهم کشور تصميم مي گيرد. لويه جرگه يک مجلس بزرگ افغانستان است که يکي از مشهور ترين لويه جرگه رسمي و تا حدي شبيه به لويه جرگه امروزي، در سال 1160 هجري در مزار شير سرخ برگزار شد و پس از 9 روز بحث و مشورت، احمد شاه ابدالي را به عنوان پادشاه برگزيد.

لويه جرگه در تاريخ معاصر افغانستان از يک سنت قبيله اي و عنعنوي به يک سنت سياسي تبديل شده است و زمامداران اين کشور از آن براي تحکيم پايه هاي قدرت خود استفاده کرده اند.

لويه جرگه مرکب از دو واژه «لويه» و «جرگه» است. لويه واژة پشتو و به معناي بزرگ است و جرگه واژة ترکي- فارسي و به معناي نشست، گردهمآيي و همايش ريش‌سفيدان و سران قبيله است.

آنگونه که در تاريخ رسمي دولت افغانستان آمده، نخستين لويه جرگه در اکتبر 1747 ميلادي در شهر قندهار و پس از آن در يک سده اخير در موارد مختلف برگزار شده است.

يکي از بحث هاي که در مورد لويه جرگه وجود دارد، مشروعيت لويه جرگه است و اين که لويه جرگه مشروعيت خود را از کجا به دست آورده که توانسته است تا تصميمات سرنوشت ساز کشور و مخصوصاً وضع قانون اساسي، را بگيرد.

يکي از شيوه هاي دموکراتيک وضع قانون اساسي، مجلسي است به نام مجلس مؤسسان که در اکثر کشورهاي دموکراتيک مورد استفاده قرار مي گيرد، پس اگر ما لويه جرگه را به مجلس مؤسسان تشبيه کنيم، مي‌بينيم که اين يکي از شيوه هاي دموکراتيک وضع قانون اساسي است. اما لويه جرگه در کشور، مبناي عرفي دارد و در عرف حقوقي افغانستان پذيرفته شده است که يک چنين مجلس بايد به وضع کارهاي مهم از جمله وضع قانون اساسي بپردازد که خود يکي از منابع مهم و عمده حقوقي بوده و در وضع قوانين هم مؤثر مي‏باشد.

اما از وقتي که لويه جرگه از شکل و حالت سنتي و عنعنوي خود خارج شد و در قانون اساسي به عنوان يک جزء مستقل به رسميت شناخته شد، وضعيت و آثار حقوقي لويه جرگه نيز با گذشته ها تفاوت بسيار محسوسي پيدا کرد.

قانون اساسي فعلي با به رسميت شناختن لويه جرگه و اختصاص يک فصل از قانون اساسي به آن اهميت و ضرورت آن را به مراتب بالا برده است.

ماده 110 قانون اساسي افغانستان، لويه جرگه را عالي ترين مظهر اراده مردم دانسته و اعضاي آن را به ترتيب، متشکل از تمامي اعضاي شوراي ملي، رؤساي شوراهاي ولايت‌ها و ولسوالي ها و وزيران، رييس و اعضاي داد گاه عالي و لوي سارنوال مي داند که وزيران، رييس و اعضاي دادگاه عالي و لوي سارنوال حق رأي ندارند.

از نظر ساختار در حال حاضر ما در کشور شوراي ولسوالي نداريم تا رؤساي شوراي ولسوالي ها به سمت عضو در لويه جرگه پذيرفته شوند و اين سوال پيش مي آيد که چه کساني بايد به جاي رؤساي ولسوالي ها به عضويت لويه جرگه درآيند؟

لويه جرگه طبق قانون اساسي کشور، در موارد مشخص:

1- اتخاذ تصميم درمورد مسايل مربوط به استقلال، حاکميت ملي، تماميت ارضي ومصالح علياي کشور.

2- تعديل احکام اين قانون اساسي .

3- محاکمه رييس جمهور، داير مي‏گردد.

ديده مي‏شود که لويه جرگه به طور غير مستقيم از طريق مردم انتخاب مي‏شوند و در حقيقت اعضاي آن منتخب مردم هستند که از يک سو بر مشروعيت لويه جرگه مهر تأييد مي زند و همچنان رأي و تصميم آن ها رأي وتصميم مردم خواهد بود.

خوب حالا که در قانون اساسي شرايط و ساختار لويه جرگه بسيار به صورت واضح تسجيل گرديده است. اگر بخواهيم در موارد مهم کشوري تصاميم اتخاذ شود. بايد به اساس مواد قانون اساسي، لويه جرگه تدوير شود. بعد از اين جرگه هاي فرمايشي و عنعنوي که ساختار مشخص قانون اساسي را نداشته باشد، نمي تواند در مسايل مهم کشور فيصله کند و فيصله هاي آن جنبة قانوني، الزامي و تطبيقي نخواهد داشت.

تدوير جرگه هايي که غير جرگه قانون اساسي طوري که قبلاً اشاره شد صلاحيت فيصله هاي قابل تطبيق را ندارد، اگر تطبيق هم شود تصاميم چنين جرگه ها صرف جنبه توصيه و پيشنهاد را خواهد داشت که در چنين شرايط، آيا تدوير چنين جرگه با مصارف گزاف که خواهد داشت صرف براي مشوره ضرور است.

در يک نوشته قبلي ام تحت عنوان «رسوايي ارزش‌ها وواژه‌هاي سياسي و ديني در افغانستان» به ارتباط بي ارزش و بدنام ساختن مفاهيمي چون، آزادي، اصلاحات، سوگند به قرآن، کمونيزم، مصالحه، جهاد و مجاهد، طالب، حکومت اسلامي، دموکراسي، حزب، وحدت ملي و جرگه مثال هاي ارايه نموده بودم. البته قابل ذکر است که  بيشتر اين رسوايي‌ها و بدنامي‌ها از طرف سياسيون بزرگوار و زمامداران عاليقدر صورت گرفته است. خصوصاً در عملي نمودن اين موارد، افراط و تفريط صورت مي گيرد.

درين اواخر در رسانه ها ديده مي شود که بعضي والي ها و مامورين متقاعد وابسته به آقاي کرزي وحتا خود آقاي کرزي سر و صدا براي تدوير لويه جرگه عنعنوي را بلند مي کنند.

چنانچه روزگذشته حامد کرزي، با الکساندر مانتيستکي سفير روسيه در کابل در مورد تلاش براي برگزاري لويه جرگه و انتخابات پارلماني صحبت کرد.

لويه جرگه به اساس قانون اساسي عالي ترين مظهر اراده مردم افغانستان دانسته شده و بايد با رعايت مواد قانون اساسي تدوير شود تا بتواند در مسايل مهم در کشور بحث و فيصله داشته باشد.

در غير اين چنين جلسات و جرگه ها لويه جرگه نخواهد بود، بلکه مجلس «بندار» انديوالان کرزي خواهد بود.

ارزش هاي ملي و حقوقي خويش را بايد ازين بيشتر به خاطر منافع شخصي و سليقوي خود بدنام و کم ارزش نه سازيم. کمتر از دو سال به عمر حکومت وحدت ملي باقي مانده بگذاريد اين حکومت وقت خود را تکميل نمايد و يک عرف ناپسند منحل شدن حکومت هاي غير نظاميان را مثل پاکستان اينجا مروج نه سازيد. فرصت بدهيد حکومت وحدت ملي وقت خود را تکميل نمايد و از طريق روند قانوني و دموکراتيک براي بدست آوردن قدرت سياسي مبارزه نماييد، اذهان مردم عام را بيشتر ازين مغشوش نه ساخته و پريشاني هاي ملت مظلوم را بيشتر نه سازيد.

تمام احزاب و افراد مطرح و خير خواه بايد در پي آن باشند تا شرايط براي راه اندازي انتخابات عادلانه،  مساعد شود و براي اصلاحات امور و آماده گي براي انتخابات کار نمايند و حکومت را کمک و وادار سازند تا زمينه انتخابات بهتر را فراهم نمايد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید