«سياست افغانستان؛ روايتي از درون» روايتي از يک روايتگر راستين

 

منيژه باختري

بازگويي سوژه‌هاي تاريخي با روايت بازيگراني که سهم مستقيم در رويدادها و مسير تاريخ داشته اند، در حقيقت بازنمايي حقيقتها و زيرساخت واقعيت‌هايي است که شهروندان امروز و آينده‌گان براي فهم و تحليل سير تاريخ، بدان فراوان نياز دارند. تاريخ با پردازش فاکت‌ها و ثبت عيني و کرونولوژيک رويدادها پرداخته مي‌شود و آميزش روايت‌ها، سنجه‌ها و نقل قول‌هاي افراد تأثيرگذار، آن را مستند و پذيرفتي مي‌سازد.

در سال‌هاي پسين بيشتر سياستمداران افغانستان به بازگويي چشمديدها و خاطرات خود پرداخته و چگونه‌گي سير تاريخ را با دستاويز به فهم و پيش فرض‌هاي خود نسبت به قضايا بيان و تفسير کرده اند. با همين روايت‌هاي متفاوت که از پنجره‌هاي ذهني و نگرش‌هاي سياسي ناهمسان بيان شده اند، خواننده‌گان و آينده‌گان، تاريخ افغانستان را بررسي خواهند کرد.

داکتر رنگين دادفر سپنتا سياستمدار و سياست‌شناس سرشناس افغانستان، با نگارش خاطرات خود در «سياست افغانستان؛ روايتي از درون» به بازگويي پاره‌يي از خاطرات دوران کودکي، نوجواني و سير تحول و تطور سياسي خود مي‌پردازد. بخش عمدة خاطرات به روايت سياست‌هاي کلان و جريان تاريخي و سياسي افغانستان از سال 2001 تا اخير دورة حامد کرزي (2014 ) اختصاص يافته است. اين کتاب از چند جهت براي مردم افغانستان و مخاطبان بين‌المللي اهميت دارد. داکتر سپنتا نويسندة خوش‌کلام و خوش‌بيان و خوش‌فکر است. نبشته‌هاي او چند سويه و چند بُعدي اند و در آنها تاريخ، فلسفه و تيوري‌هاي سياسي با گوهر ادبي در هم مي‌آميزند. کتاب «سياست افغانستان؛ روايتي از درون» نيز آميزه‌يي از نگارش تاريخي، سياسي، روايت داستاني و مستندنويسي است. با اين که اين شيوة نگارش در افغانستان کمي غريب است، اما گزينش آن، براي آن چه نويسنده مي‌خواسته بيان کند، دقيق و عقلاني است.

«سياست افغانستان؛ روايتي از درون» از سوي ديگر، تاريخ روايي و مستند تقريباً پنجاه سال پسين است و خط تاريخي مبارزات سياسي و خياباني را از شبنامه‌نويسي‌ها، تا وابسته‌گي‌هاي ايدئولوژيک، از روابط ارباب رعيتي تا نظام جمهوري و از مبارزات مجاهدين تا يازدهم سپتامبر 2011 و از آن روز تا امروز را بيان مي‌کند.

کتاب در آغاز با متن داستاني و روايتي آغاز مي‌شود و با نثر رسمي پايان مي‌يابد. او با روايت و پردازش داستاني، خاطرات دوران کودکي خود را با يک فلاشبک زيبا آغاز مي‌کند و خواننده را قدم به قدم با خودش به شهرستان زيباي کروخ مي‌برد و جلگه‌هاي سبز با شکوه، کوه‌هاي شنگرفي بينظير، آب هاي نوشين و رودبار با صفاي کروخ را ترسيم مي‌کند و از هر سبزه و گياه آن چنان سخن مي‌راند که خواننده نيز آرزو مي‌کند روزي بتواند قدم به اين جلگة جادويي بگذارد. بدون شک هر انساني زادگاه خودش را دوست دارد و هر قدر از آن دور هم باشد، تعلق و وابسته‌گي‌اش پابرجا مي‌ماند و آن احساس تعلق همواره چون نوستالوژي تلخي در تمام زنده‌گي و خاطراتش باقي ميماند. چنين مي‌نمايد که کروخ عشق بزرگ داکتر سپنتا است. او سخت دلبسته و عاشق آن بوم و بر است و در سراسر کتاب، اين علاقه‌مندي را بازتاب مي‌دهد. سخن تنها بر سر علاقه‌مندي و عشق به زادگاه نيست، بل با روايت داکتر سپنتا، خواننده‌گان با جغرافيا، طبيعت، گياهان و درختان و ادويه‌هاي گياهي، زنده‌گي صحرانشينان طاهري، جمشيدي، تيموري، مردم، بزرگان و ستوده‌گان و داد و ستدهاي اجتماعي و فرهنگي مردم هرات نيز آشنا مي‌شوند. اين آشنايي خيلي شيرين و لذت‌بخش است. روايت‌هاي او از سير رويدادها در هرات، مبتني بر تاريخ و اسناد است. کتاب در پايان، زماني که نويسنده از پايان کار دولتي و آغاز زنده‌گي فارغ از دغدغه‌هاي حکومتداري مي‌نويسد، دوباره روايت دل انگيز داستاني را اختيار مي‌کند و باز هم قلم نويسنده در جغرافياي کروخ و در جلگه‌هاي سبز و کوه‌هاي شنگرف جولان مي‌کند.

با گريز ماهرانه از قصه‌هاي کودکي، نويسنده به دوران نوجواني و عصر خروش‌ها و ايستاده‌گي‌هاي سياسي نقب مي‌زند. زماني که به سياست و مقاومت و شبنامه‌نويسي رو مي‌آورد. آشنايي داکتر سپنتا با سياست تصادفي و از روي احساسات محض نبود، بل او از همان کودکي و نوجواني کتاب مي‌خواند، با سياستمداران سرشناس جهان آشنايي به هم مي‌رساند و به گروه‌هاي چپي و عدالتخواه گرايش مي‌يابد. آنگونه که خودش در کتاب مي‌نويسد، در آن زمان همه جوانان سياست‌گرا از انديشه‌هاي سوسياليستي و مارکسيستي تعبير و تفسير خيلي دقيق نداشتند، اما عدالت‌خواهي و برابري طلبي از شعارهاي آنان بود و براي اين آرمان حاضر بودند بي هيچ کم و کاستي سر و جان خود را فدا نمايند. او از آن نسل با آرمان انقلابي با شور و اشتياق آميخته به حسرت و نوستالژي ياد مي‌کند. افزون بر اين، صادقانه اعتراف مي‌کند که در آن روزگار، بيشتر کنش هاي شان  مبتني بر احساسات بود و گروه همفکران شان، پسران جوان احساساتيي بودند که بدون پشتوانة فکري عميق و درک دقيق از مناسبات حاکم بر جامعه مي‌خواستند انقلاب راه بيندازند و نظام حاکم و استبداد را سرنگون سازند.

داکتر سپنتا تقريباً از همه جريان‌هاي انقلابي، مبارزان و شورشگران آن دوران ياد مي‌کند، اما بيشتر به تعريف و بررسي کارنامة «سازمان جوانان مترقي» که در اذهان مردم به نام ( شعله جاويد) معروف شده بود، مي‌پردازد. اين نخستين روايت تاريخي دقيق يا دست کم نخستين پردازش متن در مورد اين جريان قدرتمند آن زمان است. نويسنده با پرداختن به انشعاب‌ها و دشواري‌هايي که آن سازمان بدان مواجه شد، از وضعيت، مبارزات و قرباني‌هاي اعضاي اين گروه و از به نبست رسيدن آرمان‌ها و شعارهاي انقلابي و از به بيراه‌ه رفتن شماري از اعضاي آن، تصوير روشني ارائه مي‌کند. شمار زياد سرسپرده‌گان اين جريان در آن زمان کشته و ترور شدند و شماري هم که از آن جولانگاه ستم رهايي يافتند و پسان‌تر فارغ از هر گونه تعلق سياسي سازماني يا ايدئولوژيک شدند، در مورد کارکردها و آرمان‌هاي جريان تا امروز سکوت کرده اند. اين پردازش صادقانه ميتواند براي بررسي تاريخي و نبشتن کارنامة تاريخي اين جنبش که بيشترين نخبه‌گان آن زمان را با خود داشت، بناي ارزشمند و مستندي باشد.

داکتر سپنتا سپس به سال‌هاي دانشجويي در ترکيه و مبارزات سازماني خود و رفقايش و تبيين سير تغيير و تحول ذهني، نگرشي و سياسي خود و مسير تازه‌اش در زنده‌گي اکادميک و سياست مي‌پردازد.

مهمترين بخش کتاب، بررسي رويدادها و تاريخ دوران رياست جمهوري حامد کرزي است که داکتر سپنتا در آن دوران سمت مشاور امور بين‌المللي، وزير امور خارجه و مشاور امنيت ملي را يکي پي ديگري بر عهده داشت و به عنوان کارمند ارشد دولتي و فرد مورد اعتماد حامد کرزي، محرم راز بيشتر وقايع پشت پرده بود. پردازش اين بخش در نوع خود جسورانه، صادقانه و بي‌بديل است. همانگونه که خود در مقدمه نگاشته است که او از تمامي ملاقات‌ها و جلسه‌هاي مهم دولتي يادداشت‌برداري مي‌کند. سيستم و نحوة حکومتداري در افغانستان بيشتر شفاهي بوده و توجه لازم به نگهداري اسناد و صورت جلسه‌ها که فاکت‌هاي واقعي سياست را در بر دارند، صورت نگرفته است. بدون شک آينده‌نگري و نظم کار داکتر سپنتا که کارمند عاليرتبه دولت بود و با حضور ده‌ها سکرتر و يادداشت بردار، نياز و ناگزيريي به يادداشت‌برداري از جلسه‌ها نداشت، سزاوار ستايش است.

حضور داکتر سپنتا در بيشتر جلسه‌هاي مهم و کاري دولتي و يادداشت‌برداري سامانمند او از اين جلسه‌ها، نکات مبهم پس پرده و همانگونه که خود بيان کرده است، درون سياست افغانستان را با جزييات در پانزده سال پسين بازتاب مي‌دهد. بي گمان داکتر سپنتا اطلاعات طبقه‌بندي‌شده را، فاش نمي‌کند، اما اشاره‌ها و تفسيرهاي او از وضعيت‌ها، خوانندة دانا را به داوري در مورد جنبه‌هاي اهورايي و اهريمني سياست مي‌رساند و خواننده با گمان زني، به آن چه حتا گفته نشده است، پي مي‌برد.

از سوي ديگر، سپنتا به بررسي وضعيت و نقل رويدادها با پشتوانه دانش عميق سياسي خود مي‌پردازد. با بيان ديگر او تنها واقعه‌نگاري نمي کند، بل با تفسير از وضعيت و کنکاش، لايه‌هاي زيرين و پنهان هر رويداد را مي‌شگافد. او از شمار ستوده‌گان و نظريه‌پردازان علم سياست و جامعه‌شناسي است که خردمندانه مسايل را با ارجاع به تيوري‌هاي سياسي بيان مي‌دارد. آن چه شايد از نظر شماري غيرقابل باور و شگفتي‌آور باشد اين است که داکتر سپنتا در تمام دورة کاري خود با وجود احراز پست‌هاي بلند دولتي، يکي از منتقدين کارنامه‌ها و سياست‌هاي دولت و از مخالفان استراتيژي‌هايي که از سوي جناح خاص در حکومت طرح مي‌گرديد، بود. او صداي مخالفت و انتقاد خود را چه از طريق مقاله‌هايي که در همان زمان منتشر شدند و چه با تماس مستقيم با رسانه‌ها بيان کرده بود و نخستين کسي از ميان اعضاي حکومت بود که به‌گونة نظام‌مند و مستدل طالبان و تروريزم را تعريف کرد و طالبان را «جنايتکار و قاتلان فرزندان مردم افغانستان» خواند.

داکتر سپنتا در متن خاطراتش ضمن اين که مسؤوليت کنش ها و واکنش هاي خود را  هر دو دورة رياست جمهوري حامد کرزي و انتقاد هايي که بر کارکرد هايش وجود دارند، را مي پذيرد، به صورت مستقيم نابساماني ها و دشواري هاي سياسي، نظامي، اقتصادي و اجتماعي و ضعف دولتمداران افغانستان و فساد اداري و مالي را گزارش داده و با نگاه منتقدانه و پرسش‌گرانه سوژه ها را بيان مي کند. بخش بيشتر بررسي کارنامة دولت افغانستان، به روابط افغانستان و ايالات متحد امريکا اختصاص يافته است. با اين که اين بخش، اندکي طولاني و مقداري کسل‌کننده به نظر مي‌آيد، بازگوکنندة بيشترين جزييات روابط افغانستان و امريکا، از اعتلا تا فترت و افت آن است. در اين بخش، نويسنده به جاي داوري و سياه و سپيد نشان دادن رابطة دو جانبة افغانستان و ايالات متحده امريکا، تلاش کرده است تا با نقل قول‌هاي مستقيم و مستند، اين رابطة پر از تنش و دشواري را تشريح و تبيين کند.

کتاب در فصل‌هاي جداگانه به چگونه‌گي روابط افغانستان با کشورهاي پاکستان، ايران، چين، هند، فدراتيف روسيه و بريتانيا نيز مي‌پردازد. از اين منظر نيز کتاب پر از فاکت‌ها و مستندهايي است که روابط افغانستان را با جامعة جهاني و فراز و فرودهاي اين روابط را تبيين و بررسي مي‌کند.

افغانستان پس از سال 2001 در محور توجه جامعة جهاني قرار گرفت و حضور نيروهاي بين‌المللي حافظ صلح و برگزاري هزاران پروژه‌يي که از طريق کشورهاي دوست تمويل مي‌شد، هزاران سرباز و کارمند و کارشناس و کارفرما و سودجو و منفعت‌طلب را به افغانستان سرازير کرد. ايجاد توازن در روابط با کشورهاي قدرتمند چه در منطقه و چه در جهان، يکي از دشواري‌هاي سياست خارجي افغانستان بود که سبب مي‌شد در شماري از موارد، دولتمداران افغانستان در تنگنا قرار بگيرند. ايجاد همآهنگي ميان نيروهاي بين‌المللي و نيروهاي اردو و پوليس ملي افغانستان دشواري ديگري بود که يکي از پيامدهاي آن کشته شدن غير نظاميان و بمباران دهکده‌ها و روستاهاي افغانستان بود. داکتر سپنتا با هوشياري اين روابط را و ناگزيري‌هايي را که گريزي از آن نبود، تشريح مي‌کند.

بيشتر خاطرات سياسي در افغانستان و جهان، سال‌ها پس از وقوع آن رويدادها نگاشته شده اند. اما فاصلة زماني نگارش «سياست افغانستان؛ روايتي از درون» با متن تاريخي آن خيلي اندک است که اين مي‌تواند يکي از ويژه‌گي‌هاي مهم اين کتاب شمرده شود.

با خوانش  «سياست افغانستان؛ روايتي از درون»، با سياستمداران و دولتمردان افغانستان که هنوز شماري در مسند قدرت اند، بيشتر آشنا مي‌شويم. سيماي حامد کرزي را آنساني که داکتر سپنتا ترسيم کرده است  (حالا چه موافق و چه مخالف باشيم) از وراي کتاب بهتر مي‌شناسيم و دليل شماري از تصميم‌هاي او را که بر استناد باورهاي خودش و يا هم تلقين‌هاي اطرافيانش اتخاذ شده بود، بهتر مي‌دانيم.

اين کتاب يک مستند خوب از پاره‌يي از بحراني‌ترين روزهاي تاريخ افغانستان است. نقل قول‌ها دقيق و با حفظ امانت بيان شده اند؛ چه خوب خواهد بود اگر ساير دولتمردان افغانستان که همزمان با داکتر سپنتا (چه مخالف و چه موافق با او-  سکان امور را در اختيار داشتند، نيز يادداشت‌ها و نگرش‌هاي خود را به چاپ برسانند تا روند تاريخ شفاهي افغانستان به متون قابل دسترس به همه‌گان تبديل شود و تاريخ‌نويسي معياري و مستند جايگاه شايست‌هاش را باز يابد. بدون شک اين کتاب منبع خوب براي نگارش تاريخ و تحقيق کارشناسان در عرصه سياست داخلي و خارجي خواهد بود.

يادداشت:

«سياست افغانستان؛ روايتي از درون» به تازه‌گي به همت و کوشش بي‌دريغ انتشارات عازم و انتشارات پرنيان در دو جلد به نشر رسيده است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید