پنج سال و سه مرحله جنگ

فهيم دشتي

در پي بيرون شدن بيش از 100 هزار سرباز خارجي در سال هاي 1392 و 1393 ، جنگ در افغانستان وارد مراحل جديدي شد.

در واقع، بار سنگين جنگ در پس از 1393 بر دوش نيرو هاي نظامي و امنيتي افغانستان افتاد و اين نيرو ها از آن زمان تا کنون، دو مرحله دشوار جنگ را از سرگذشتانده اند.

در نخستين مرحله، فشار جنگ بر نيرو هاي افغان به اندازه اي وارد آمد که از توان مديريتي، جنگي و لوژستيکي اين نيرو ها، بالا بود. اين فشار از اوايل 1394 آغاز شد و در نزديک به بيست ولايت در شمال، جنوب، غرب و شرق، همزمان ادامه يافت. طالبان، القاعده، گروه حقاني، حزب اسلامي حکمتيار ، گروه نوظهور داعش و گروه هاي تروريستي ديگر که ازمدت ها قبل، انتظار بيرون شدن نيرو هاي خارجي بودند و يقيناً به حمايت  شماري از کشور هاي منطقه، براي چنين زماني، برنامه ريزي هاي گسترده اي انجام داده و آماده گي هاي فراواني گرفته بودند، با تمام توان، تلاش کردند که از اين فرصت استفاده کنند.

زمستان ها در جنگ هاي شانزده سال اخير در افغانستان، فصل فروکش جنگ شناخته مي شود. به همين دليل، در زمستان 1394 کمي از فشار ها کاسته شد؛ اما در بهار 1395 بيشتر از سال پيش ادامه يافت. درنزديک به ده ماه سال گذشته، وضعيت در جبهات جنگ به
گونه اي بود که نيرو هاي نظامي و امنيتي، تلفات سنگيني را متقبل شده و گام به گام، زمين جنگ را به تروريستان واگذار مي کردند.

در تابستان 1395 هشت ولايت(بدخشان، فارياب، سرپل،ارزگان، زابل، هلمند، کندز و بغلان) در آستانه سقوط قرار گرفتند. تروريستان در اکثر اين ولايت‌ها، تقريباً تمامي ولسوالي ها را اشغال کردند و حتا به مراکز ولايت‌ها رسيدند و از اشغال کامل اين ولايت‌ها فقط چند گام فاصله داشتند. حد اقل در کندز، دوبار، موفق به ورود به شهر نيز شدند؛ اما  اشغال واقعي ولايت ها، به دو دليل  اتفاق نيفتاد: نخست اين که نيرو هاي نظامي و امنيتي افغان، به اصطلاح معروف با چنگ و دندان در مقابل دشمنان شان جنگيدند و دوم اين که بار ديگر فصل فروکش جنگ ها(زمستان) فرا رسيد.

اين مرحله در واقع، مرحله دفاعي کامل بود که چنانچه گفته آمد، نظاميان افغان، به هر ترتيبي که شد، اين دفاع را انجام دادند و تروريستان به هدف اصلي شان که اشغال يک يا چند ولايت بود، نرسيدند.

مرحله بعدي که از بهار 1396 آغاز شد و هنوز ادامه دارد، به تعبيري، مرحله دفاع فعال، شمرده مي شود. در آغازين روز هاي 1396 بر خلاف دو سال پيشتر از آن که تروريستان با آغاز عمليات بهاري ، ابتکار در ميدان هاي جنگ را در دست مي گرفتند، نظاميان افغان به يک رشته عمليات ها، پرداختند. اين نکته روشي بود که نتيجة اين عمليات ها سرکوب گروه هاي تروريستي نمي‌توانست باشد؛ اما دست کم اين نتيجه را مي توانست به بار بياورد که ابتکار جنگ از دست تروريستان خارج شود.

در جريان ماه هاي سپري شده 1396 به نحوي، ابتکار در جبهات جنگ در اختيار نظاميان افغان بود. در اين مدت تروريستان فقط در سه مورد(در ولسوالي جاني خيل پکتيا، درميرزا اولنگ سر پل و دربخش هايي از هلمند) به موفقيت هاي کوتاه مدتي دست يافتند؛ اما در همة اين موارد، نظاميان افغان در ظرف يک يا چند هفته توانستند دوباره، کنترول وضعيت را به دست بگيرند.

يک مقايسه اجمالي جنگ در 1395 و 1396 اين حقيقت را به دست مي دهد که بر خلاف 1395 در 1396 معادله جنگ در جبهات، به سود  نظاميان افغان بود ؛ هر چند اين تغيير وضعيت به اين معنا نبود که نظاميان افغان، واقعاً در ميدان هاي جنگ، دست بالا داشته باشند؛ ولي اين نکته قابل انکار نيست که نظاميان افغان بر خلاف 1395، قادر به حفظ تعادل در جنگ شده و ديگر، زميني را از دست ندادند؛ تازه اين که در برخي موارد به باز پس‌گيري مناطق محدودي، موفق هم شدند.

آمار تلفات نيرو هاي امنيتي افغان در 1396 هم بالا بود؛ اما نه به اندازة 1395. برخي منابع در وزارت دفاع مي گويند که تلفات ارتش در سال روان، 10 تا 15 درصد کمتر از سال گذشته بوده است؛ اما همين ميزان تلفات هم درجبهات جنگ به بار نيامده.

از اواخر سال گذشته و در جريان سه ربع نخست سال روان، گروه هاي تروريستي، به ترفند
تازه اي متوصل شدند و آن حملات انتحاري بر محلات تجمع نظاميان افغان است، که بزرگترين نمونه هاي آن درحملات بر قرار گاه قول اردو در مزار شريف، فرماندهي پوليس پکتيا و بيمارستان نظامي سردار محمد داوود در کابل، هدف قرار دادن نظامياني که براي به دست آوردن معاشات شان در برابر يک شعبه کابل بانک در کابل صف کشيده بودند، حمله بر بس حامل دانشجويان اکادمي نظامي مارشال فهيم و موارد مشابه، به چشم مي خورد که تلفات سنگيني بر نظاميان افغان وارد آورد و تقصير اصلي آن بردوش رياست امنيت ملي و نهاد هاي کشفي پوليس و اردو است.

با اين حال، معادله جنگ در ميدان هاي نبرد همچنان به سود نيرو هاي نظامي و امنيتي افغان مي چرخد. همزمان ايالات متحده و کشور هاي عضو ناتو متعهد شده اند که حدود 7000 سرباز تازه نفس به افغانستان بفرستند و همچنان به اکمال بيشتر تجهيزات و نيازمندي هاي نيرو هاي افغان به ويژه نيرو هاي هوايي، بپردازند.

اين وضعيت، امکان وارد شدن به مرحله ديگري را براي نظاميان افغان فراهم آورده است و آن گزينه جنگ تهاجمي است.

در زمستان سال گذشته، وقتي از گرمي ميدان هاي جنگ کاسته شد، نهاد هاي امنيتي کشور، اکثريت وقت ، انرژي و امکانات شان را صرف احياي آن‌عده از قطعات نظامي و امنيتي ساختند که در طول سال و زير فشار شديد تروريستان، صدمه هاي سنگيني را متحمل شده بودند و فقط کمي فرصت و امکانات در اختيار داشتند تا براي عمليات هاي تهاجمي امسال، برنامه ريزي کنند.

زمستان امسال، وضعيت، متفاوت خواهد بود. آسيب هاي وارد شده بر نظاميان افغان در سال جاري، به اندازة سال گذشته نبوده که زمان، انرژي و امکانات مشابه را تقاضا کند. به اين ترتيب نهاد هاي نظامي و امنيتي فرصت و امکانات بيشتري در اختيار خواهند داشت تا براي سال 1397 به جنگ تهاجمي آماده بگيرند.

وارد شدن به چنين مرحله اي از جنگ، در حالي که گروه هاي تروريستي، ديگر منابع فراواني را که سال هاي گذشته از کشور هاي عربي به دست مي آوردند، در اختيار ندارند و تقريباً به گونه کامل، به کمک هاي اندکي که از سوي روسيه و ايران  در اختيار شان قرار داده مي شود، يا به حمايت هاي پاکستان، وابسته شده اند، ضريب موفقيت نظاميان افغان را به شدت افزايش مي دهد؛ البته اين بدان معنان نخواهد بود که پيروزي قطعي و کامل نصيب شان شود؛ اما به يقين، روز هاي پر موفقيتي را در پيش رو خواهند داشت.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید