آبي  

 

 اين لکه که هميش آبياش خوانده‌ام

 چنان بر رخ من نمايان است

 که نميتوانم آن را پنهان بدارم

 حتي با عمل جراحي پلاستيک

 

 عشق لکه‌يي بر جسد من خواهد ماند

 آبي آبى

 

 و من سر خواهم كشيد از گورهاى زنان بىشمار

 و از گلوي هزار کولي آواره

 ترا باز خواهم خواند

صنم عنبرين

اشتراک گذاری:

نظر بدهید