چرا رهبران حکومت رُک و راست سخن نمي‌گويند؟

مهرالدین مشید

در اين شکي نيست که کشور در شرايط حساس مبارزه با تروريزم قرار دارد. تروريستان در خاک پاکستان پناهگاه‌هاي امن داشته و از پشتيباني نظامي، مالي و سياسي اين کشور برخوردار اند. پاکستان بررغم موجوديت اسناد و شواهد حمايت هاي خود از مخالفان مسلح را انکار مي کند و برعکس برحمايت هاي نظامي و مالي بر مخالفان حکومت و مردم افغانستان مي افزايد و هر روز ناامني ها افزايش مي يابد و حکومت را خطر بيشتر تهديد مي کند. پس در چنين شرايط حساس، تاخت و تاز هاي بي مورد بر يکديگر و پشت پا زدن به منافع ملي و مصالح علياي کشور جز معناي آب ريختن در آسياب دشمن و فربه کردن بحران به نفع دشمنان سوگند خوردة مردم افغانستان مفهوم ديگري ندارد. آناني که مي خواهند با ايجاد هياهو هاي برگزاري لويه جرگه قدم در رکاب آقاي کرزي مي گذارند و کشور را قرباني اهداف او مي سازند، بايد بدانند که آقاي کرزي و حواريونش اهداف خاصي دارند و سيزده سال حکومت داري فاسد او، ثابت کرد که او چگونه کشور را به حراج مشتي غارتگر نهاده بود و حالا که راه براي غارت هاي شان تنگ تر مي شود و دارايي هاي خانواده اش تحت بررسي قرار گرفته است. وي تلاش مي کند تا با به اين بهانه برحکومت فشار را افزايش بدهد و پرونده هاي غارت و غصب خانواده اش بسته شود. حال بر رهبران سياسي و شخصيت ها و گروه هاي سياسي کشور است که خود و کشور را چوب سوخت خواست هاي شخصي و خانواده گي او نسازند؛ زيرا بازي‌اي را که او به راه انداخته است، هر روز کشور را به پرتگاه بحران بيشتر نزديک مي کند که بدون ترديد عواقب ناگوار آن به او بر مي‌گردد. حال بر سياستگران آگاه و شخصيت ها و گروه هاي سياسي کشور است که از تأني و تدبر کار گرفته و نگذارند که اوضاع بيش از اين بدتر شود؛ زيرا با بدتر شدن اوضاع، برنده دشمنان مردم افغانستان خواهد بود که آنان هم در کنار مردم افغانستان بازنده خواهند بود. آنگاه آشکار خواهد شد که هدف از راه اندازي هياهوي لويه جرگه چه بوده و چه دستان شومي در عقب آن قرار داشته و متوجه خواهند شد که «دزد سوم خر شان را زد و برد»

مردم افغانستان مي دانند، آناني که اين هياهو ها را به راه افگنده اند، کمترين دردي براي مردم افغانستان ندارند، زيرا مردم ما در زمان حاکميت شان آنان را شناخته اند و از فساد و غارت هاي شان و هم از بي تفاوتي هاي آنان در برابر فساد و تاراج هاي کلان و غصب زمين، خاطره هاي زشت و از ياد نرفتني دارند. آنان از جمله آدم هايي اند که به قول معروف «اسپ شان در کمند و نان شان در کرايي است». اي کاش آنان کارنامه هاي خوبي مي داشتند و دستان شان تا آرنج در فساد و غارت و غصب دارايي هاي شخصي و عامه غرق نمي بود و امروز که از قدرت کنار زده شده اند، دست کم مردم با توجه به کارنامه هاي خوب گذشتة‌شان در مورد گردهمايي‌ها و اعتراض ها و تصميم هاي کنوني آنان فکر مي کردند و رويکرد هاي آنان را منطقي و معقول مي شمردند. در حالي که چنين نيست و همه چيز حکايت هاي وارونه دارد؛ زيرا حالا مردم به اين باور اند که دست هاي اين عالي جنابان از غارت هاي کلان کوتاه شده و يا عده يي از آنان که هنوز هم خود را برشانه هاي مردم، به زور تحميل کرده و از خون مردم صاحب ميليون ها دالر شده اند، حالا فقط نه غم مردم، نه رنج ناکارايي نظام؛ بلکه دغدغة حفظ و بقاي ثروت هاي باد آوردة شان را دارند. از اين رو، نگران اند و رنج مردم و کاستي نظام را بهانه قرار داده و به بهاي مانور بر سر سرنوشت آنان داد و فرياد را بلند کرده اند. اين در حالي است که مردم از زد و بند هاي پنهان گذشته و حالية آنان آگاهي کامل دارند يا به قول معروف مردم تعداد دندان هاي گوساله هاي شان را خوب مي شناسند.

افراد يادشده از نظر سياسي  بيشتر بهانه جو و آسيب پذير و از نظر رواني بيمار اند؛ البته به دليل آن که خود را به نحوي از نگاة رواني تحت نوعي فشار وجداني احساس مي کنند و از سوي ناخودآگاه‌شان تحت فشار مي باشند و در عين زمان، در برابر صداقت و راست گويي زود احساس شرم و خجالت مي کنند. از اين رو سخنان اخير رييس جمهوري در مراسم انتقال نيرو هاي سرحدي از وزارت داخله به وزارت دفاع که گفت، هرکس که در مورد مقام هاي ارشد و پايين رتبة افغانستان اسنادي در دست دارد که رابطة آنان را با داعش ثابت مي کند، بفرمايند با جرأت اسناد خود را به دادگاه تسليم کنند و هرگاه اسناد ندارند و اتهام مي بندند، لطفا چادر بپوشند. پيش از اين اظهارات شماري از اعضاي مجلس نماينده گان، معصوم استانکزي، رييس امنيت ملي و حنيف اتمر، مشاور امنيت ملي و شماري ديگر از مقام هاي ارشد حکومت را به همدستي با داعش متهم کرده بودند. آقاي لالي حميدزي گفته بود: «من رسماً اينجا مي‌گويم که معصوم استانکزي، مسؤول پروژة داعش است و اکرم خپلواک بچة آي‌اس‌آي پاکستان، مسؤول امضاي خط ديورند است». همچنان معاون مجلس نماينده گان در يک نامة رسمي به مشاور امنيت ملي، گفته بودکه در مهمان خانة معصوم ستانکزي، مردان مشکوک که در برابر منافع ملي کار ميکنند، حضور دارند.

هرچند سخن چادر پوشيدن رييس جمهور واکنش تند فعالان حقوق بشري را برانگيخت و آن را هتک حرمت بر زنان عنوان کردند و ادعا کردند که رييس جمهور زنان را توهين کرده است. زنان به اين باور اند که چادر نه تنها حجاب، بل؛ حيا، عزت و شرف زنان است که همه را در زير چادر خويش تلقي مي کنند؛ اما آشکار است که هدف رييس جمهور، توهين به زنان نه؛ بل؛ خجالت دادن آناني بوده که چادر دروغ و فريب را بر روي خود مي کشند و سيماي واقعي شان را زير چادر ها پنهان مي کنند. هرچند حرف هاي او تا حدودي سوء تعبير شده اما او شايد در اداي لحن سخن خود کوتاهي کرده باشد.

هرچه باشد، وي با ابراز اين سخن، تمامي کساني را به چلنج خواند که ادعا مي کنند، مقام هاي ارشد حکومت با گروه داعش رابطه دارند. حال تمامي آناني که چنين ادعا دارند و اسناد در دست دارند، بفرمايند، اسناد خود را به مردم نشان بدهند و بعد به دادگاه تسليم نمايند تا «سيه روي شود هرکه در او غش باشد.» حال بهترين فرصت براي ظاهر قدير است تا اسناد خود را به دادگاه بسپارد. وي ادعا داشت، اسنادي در دست دارد که رابطه مقام هاي ارشد را با گروه داعش ثابت مي کند. چه بهتر خواهد بود که رهبران حکومت در تمامي موارد اين گونه رک و راست به پرسش هاي مردم پاسخ بگويد تا تمامي شبهات رفع شود و بر باورمندي و اعتماد مردم در پيوند به دولت افزوده شود و مرزبندي هاي درون قومي و بيرون قومي بشکند و ديگر خطوط قرمزي به نام ستون پنجم و ششم باقي نماند.

هرچند شماري اين سخنان رييس جمهورر را دير هنگام خوانده اند و اما آشکار است که گونة به چلنچ خواستن ها بر افرادي که از لحاظ سياسي خيلي آسيب پذير بوده و در اين صورت به هرميزاني که برخورد رهبران حکومت در برابر چالش هاي موجود در کشور شفاف و واقعي باشد. آنان را آسيب پذير و توطيه هاي شان را نقش بر آب مي کند. اين رويکرد مي تواند، مشت کوبنده يي بر فرق رقبا و مخالفان سياسي فاسد و  بدنام آنان باشد. در چنين حال، به هر اندازه يي که رويکرد حکومت در برابر دشواري هاي امنيتي، سياسي و اقتصادي غيرشفاف و غير واقعي باشد. اين مي تواند، ابزار خوب تبليغاتي براي مخالفانش باشد که انتقادات آنان را موجه کرده و حتا تحت چتر پنهان کاري هاي حکومت، سياه رويي ها و ناکارايي هاي گذشتة  خود رامخفي کنند؛ زيرا به هر اندازه يي که حکومت غير شفاف عمل کند، اين مي تواند، ابزار خوبي براي رقباي سياسي اش باشد تا از آن به حيث حربه برضد حکومت  استفاده کنند.  پس شفاف گويي و گاهي رک و راست گفتن ها و از روي قضايا پرده برداشتن ها؛ به ويژه در حالت هاي بحراني بهتر تر از حالات عادي است؛ زيرا اين گونه شفاف گويي ها مي تواند، از پرده هاي ضخيم ميان مردم و حکومت کم کند و برعکس شبهه زدايي کرده و اعتماد باوري را تقويت مي کند.

بيان اين سخنان معناي آن را ندارد که گويا حکومت افغانستان مسؤوليت هاي خود را به حسن صورت انجام داده و انتقاد هاي مخالفانش بيجا و بيهوده است؛ بلکه حکومت باوجود درگير در يک جنگ خطرناک زير نام مبارزه با تروريزم، ده‌ها دشواري هاي ديگر دارد که نمي توان از آن چشم پوشي کرد؛ به ويژه موجوديت افراد مزدوري که نه تنها تيشه بر ريشة خود؛ بل بر ريشة حکومت هم مي زنند و با دامن زدن به تنش هاي قومي و زباني، بر دشواري هاي حکومت بيشتر مي افزايند که حکومت مکلف است تاهر چه زودتر گليم اين گونه افراد به ويژه  ازمقام هاي بالايي را جمع کند که در اين حال، رويکرد اصلاح گرانه در برابر حکومت متفاوت از آنچه خواهد بود که شماري مي خواهند با استفاده از اين گونه ضعف ها به نفع شخصي و گروهي خود بهر برداري کنند و با راه اندازي تيوري توطيه، اذهان مردم را مغشوش نمايند. در حالي که مي دانيم يگانه گزينة براي مردم افغانستان حمايت از اين حکومت است و در غير آن کشور به بحران خواهد رفت که از کنترول بيرون خواهد شد.

در چنين حالي سياستگران حکومتي وغير حکومتي، شخصيت ها و رهبران گروه هاي سياسي کشور رسالت تاريخي دارند تا براي بقاي کشور و رهايي آن از بحران دست بدست هم داده و با ترک اختلافات تمامي نيروي شان را صرف رسيدن به منافع ملي و اقتدار ملي نمايند.

 

اشتراک گذاری:

نظر بدهید