نفاق باعث بربادي و تباهي افغانستان مي شود

 

عبدالحميد مبارز رييس اتحاديه ملي ژورناليستان افغانستان

بخش دوم و پاياني

به هر صورت، کنفرانس بن صورت گرفت، گروپ هايي که به عنوان نماينده‌گان افغانستان اشتراک کرده بودند غير از گروپ پادشاه، ديگر همة شان نماينده‌گان گروپ هاي نظامي و جنگ بودند، اين گروپ ها حاضر نبودند که با هم به فيصله برسند. از طرف ديگر، استاد رباني از داخل افغانستان هدايت مي داد که بايد کنفرانس و فيصله در داخل افغانستان صورت بگيرد، ولي اين فشار امريکا بود که اين گروپ ها به فيصله رسيدند. البته مشکلاتي در جريان کنفرانس وجود داشت که به جناب قانوني معلوم است، بايد با مردم افغانستان شريک سازد. امريکا هم در کنفرانس بدون داشتن شناخت از افغانستان، دولت آينده را برپايه قومي شکل داد که تا امروز به همان شکل باقيست. به هر صورت اداره ي مؤقت که مصلحتي بود تشکيل شد چون در اين حکومت تمام جاه طلبان سياسي کرسي داشتند. دوره حکومت موقت با پيروزي به همراه گرديد.

لويه جرگه اضطراري هم تحت فشار امريکا صورت گرفت حتا تعدادي از خارج کشور در اين لويه جرگه اشتراک داشتند، همچنان در لويه جرگه قانون اساسي نيز زير تأثير امريکا توانست رژيم رياستي را به افغانستان بقبولاند و براي رژيم اضطراري که بعد از اداره موقت توسط لويه جرگه بايد به ميان مي آمد برخي به اين فکر بودند که اين دوره را ظاهرشاه رياست کند تا تمام تکنوکرات ها و افسران نظامي و تحصيل يافته گان جديد از اروپا برگردند و دولت مستحکم را به وجود بياروند، بعد از اين دوره انتخابات صورت گرفته و رييس جمهور انتخابي قدرت را بگيرد و با يک دولت قبلاً استحکام يافته، حکومت کند ولي قدرت طلبان از دو جناح يعني از جناح کرزي و از جنايح استاد رباني هردو به رياست ظاهرشاه موافقت نکردند و خليل زاد که امريکا را نماينده گي مي کرد، قرار گفته يک نفر که گويا خليل زاد ظاهرشاه را تهديد هم کرده بود مگر چون سند ندارم از تأييد و تکذيب آن خودداري مي‌کنم.

به هر صورت، دورة دوم را نيز کرزي به عهده گرفت و دورة سوم را توسط انتخابات به دست آورد.

حال از آنچه جريان داشت مي گذرم مي‌آييم به مشکلات و نفاق امروزي که به عقيده و برداشت من بسيار خطرناک بوده حتا مي تواند سلامت افغانستان را به خطر بيندازد.

در انتخابات سال 2014 قرار نشرات، تبليغات و اظهارات سياستمداران، تقلب صورت گرفته مخصوصاً نبيل رييس عمومي امنيت زمان حامدکرزي فاش ساخت که در جريان آن انتخابات ماشين چاپ کارت هاي انتخاباتي در خانة يکي از رجالي که امروز به قدرت است وجود داشت که کارت چاپ مي کرد و اين راپور را به جناب حامدکرزي رييس جمهور و مشاور امنيت ملي دکتور اسپنتا داده مگر اين هردو سکوت اختيار کرده اند. يعني هردو شريک اين جرم شده‌اند، حال جناب کرزي با محمد اشرف غني رييس جمهور که با همکاري خود کرزي حتا با کتمان تقلب در انتخابات به قدرت رسيد دست و آستين بر زده که لويه جرگه شود، در حالي که امريکا با روسيه، چين، ايران و پاکستان در بحران افغانستان مداخله دارند.

آيا سياستمداران ما نمي دانند که چين متحد استراتيژيک پاکستان است و تازه 46 مليارد دالر را براي سرمايه گذاري در آن کشور تشخيص داده و بندر گوادر را چون يک پايگاه به اختيارش گذاشته، آيا با اين امتيازاتي که چين دارد با بيطرفي در امور افغانستان مداخله خواهد کرد و جانب افغانستان را خواهد گرفت؟ آيا روشن نيست که رييس جمهور ايران دو ماه قبل و ديروز به تکرار گفت که سدسازي در افغانستان را نمي تواند تحمل کند، ولي متأسفانه سياستمداران افغانستان به استثناي رييس جمهور فعلي، يکي شان هم صدا بلند نکردند که: دل ما، آب هاي ما، که هر گونه به آن مي پردازيم. حال ايران را با چنين خواست هاي غير مشروع آن به مسايل افغانستان شامل مي سازند در حالي که جناب کرزي به خاطر گرفتن امداد پولي ايران در زمان حکومت خود متهم مي باشيد، زيرا آن پول ها را خلاف مقررات به حساب دولت تحويل نکرده اند. به هر صورت، حال حکومت محمد اشرف غني تحت فشار شما، فشار پاکستان، فشار ايران فشار مطبوعات آزاد، فشار يگان شخصيت سياسي و يگان والي که خلاف نزاکت هاي اخلاقي و سياسي از … حرف مي زنند، قرار گرفته و شما مي دانيد در افغانستان که متأسفانه تا هنوز روحيه قبيلوي استوار است، رييس دولت اگر ضعيف شود حکومت کرده نمي تواند و اگر چنين نمي بود شريکان ائتلافي را که در خارج کشور شکل گرفته و همه شان از اراکين اين حکومت بودند بايد تحت تعقيب و بازخواست قرار مي داد که نداد و مطابق به ميراث حکومت شما، امروز در کابينه اشخاصي با پاسپورت هاي خارجي حتا پاسپورت انگليسي وجود دارد در حالي که همين امروز بريتانيا از پاکستان جداً حمايت مي نمايد. بناءً مخالفت بين شما و رييس جمهور برحال، به نفع افغانستان نمي باشد، کشور را به طرف بي ثباتي مي برد و پاکستان و ايران آماده تجاوز به کشور ما مي باشند، پاکستان هر روز ده ها راکت به کنر آتش مي کند مگر شما و سياستمداران همه ساکت بوده در بزکشي گرفتن قدرت مصروف مي‌باشد. شما و دوستان شما، لويه جرگه را پيشنهاد مي کنيد، لويه جرگه در کدام فضا؟ در همين فضاي متلاطم که حتا مي شنويم که اختلاف بين غلجايي و دراني را نيز دامن مي‌زند، نفاق بين پشتون و غير آن به سويه اي رسيده که يک تعداد از نو به دولت رسيده‌گان که تازه به سياست مي پردازند در عوض کلمه «افغان» «افغانستاني» مي گويند و عده يي هم حاضر نيستند در تذکره هاي برقي کلمه اسلام و افغان ذکر شود. در امريکا ده ها قوم و نژاد چون مهاجر آمده و ملت امريکا را تشکيل کرده اند همه ي شان خود را امريکايي مي دانند يعني مليت شان امريکايي است و در کشور ما از تأثيري که از زمان تسلط اتحاد شوروي مانده و اصطلاح مليت ها را براي انداختن نفاق در بين مجاهدين به افغانستان آورده، وزارت مليت‌ها را تشکيل کرده بودند باقيمانده و امروز هر قوم، خود را يک مليت مي گويند و بعضي از مامورين تازه به قدرت رسيده نيز چنين فکر مي کنند در حالي که ما يک مليت داريم و آن افغان است. قوم مليت نيست، ورنه امريکا صد مليت مي داشت. وحدت ما آنقدر شکننده است که چند سال قبل روي کلمه‌ي پوهنتون يا دانشگاه، قريب بود ملت ما را دوپارچه بسازند در اين روزها موضوع دري، فارسي دري يا فارسي به عين شکل مورد بحث قرار گرفته، از چنين حالت اتحاد آن هايي که ادعاي زعامت دارند يک احتياج مي باشد. من به طرف اين حکومت نمي باشم، آن کم لطفي را که جناب کرزي در حق من به توصيه دو بنيادگرا روا داشت که حتا حقوق تقاعد که حق من است در ظرف 13 سال اجرا نشد و حکومت فعلي با آن که يک سال قبل مراجعه کردم و مکتوب از رياست دفتر به وزارت اطلاعات فرستاده شد نيز تا امروز اجرا نشده ولي من هرگز لب به انتقاد باز نکرده ام و نمي‌کنم، ولي حال به تجربه يي طولاني که دارم ديگر نمي توانم ساکت بمانم، بناءً از هر حرکتي که به وحدت ملي افغانستان، هرگفته‌يي که به سلامت وطن خطر را متوجه سازد عليه آن قيام مي کنم و مي نويسم زيرا سلاح من قلم است نه کلاشنيکوف. پيشنهاد من  اين است که بگذاريد اين حکومت دورة خود را تکميل نمايد تا دموکراسي صدمه نبيند زيرا دموکراسي گناهي ندارد، اين گناه کساني است که ديموکراسي را نمي شناسند ولي در آن قدرت دارند و حکومت مي‌کنند. دموکراسي يگانه رژيمي است که در چنين کشورها مخصوصاً حلال مشکلات مي باشد، من به حيث يک شهروند اين کشور که تلخي مهاجرت را چشيده ام، مي دانم زجري را که مردمان ما ديده‌اند، هزاران شهيدي که به خاک سپرده اند، احساسات مرا جريحه دار ساخته و اين زجر هميشگي در نزد من و مردمان ما وجود دارد. من به چشم ملاحظه مي کنم که در اثر جنگ هاي داخلي، مردم کابل نمي توانستند جسد شهيدان شان را به حضيره ها برسانند که سه شهيدي که در مکروريان اول به خاک سپرده شده اند و تا حال در آنجا مدفون اند، شاهد اين ادعاي من مي باشد.

بناءً بي نظمي و بي ثباتي را در اين حالت که روز به روز فشار پاکستان بيشتر مي شود و تا هنوز امريکا، قرار وعده يي که در استراتيژي دونالد ترامپ داده شده که پناهگاه هاي تروريست ها را در هرکجايي که باشد ويران مي کنند، عملي نگرديده است.

پاکستان کشور فريب و حيله با اين که مي گويد تا سال آينده طالبان به ميز مذاکره حاضر مي گردند، يک بار ديگر به سر امريکا کلاه مي گذارد و افغانستان را فريب مي دهد، اين که قوماندان امريکايي ناتو مي گويد، تا سال آينده حکومت افغانستان به هشتاد فيصد خاک تسلط حاصل مي نمايد مي رساند که اين جنگ ادامه مي يابد و دو سال ديگر از صلح و امنيت خبري نيست. دوستان امريکايي ما بايد بدانند که حوصلة مردم ما سر رفته است، ديگر چقدر شهيد بدهند، ديگر چه تعداد زخمي به زخمي هاي ما اضافه شود، ديگر ليست تعداد بيوه هاي افغانستان و تعداد يتيم هاي افغان از شمار بيرون شده.

نمي دانم چه وقت امريکا فشار سياسي را به فشار نظامي بالا ي پاکستان تبديل مي کند تا پاکستان مجبور شود که سياست عمق استراتيژي که در واقع عمق اشغال و تجاوز است را تغيير بدهد، اگر پاکستان آن قدر براي امريکا اهميت دارد که افغانستان را به قرباني مي گذارد، آن وقت است که جناب کرزي و همه سياستمداران داخل و خارج حکومت به هم دست اتفاق بدهند و قواي ملي را بسيج کرده با طلب امداد از هندو و مسلمان، از يهود و نصارا، خود را براي مقابله با پاکستان آماده سازند تا ملت ستم ديده‌ي ما از اين حالت نجات پيدا کند.

براي رسيدن به اين هدف ملي، حکومت را به ترتيبي تقويت کنيد تا اگر يک والي از نزاکت و قانون تجاوز کند در همان ثانيه برکنار و تحت محاکمه گرفته شود. اگر يک وزير بالاتر از آن ائتلافي آن هم در خارج عليه حکومت بسازد برکنار گردد و آزاد باشد تا در جايگاه اپوزيسيون قرار بگيرد.

حکومت را چنان قوي بسازيد تا عليه يک راکت پاکستان با دو راکت جواب دهد. بناءً حال وقت مقابله با حکومت نمي باشد، حال وقت تقويت حکومت است، البته وقتي فشار و تجاوز پاکستان و ايران رفع شد آن  وقت است که بايد به نقاط منفي حکومت انگشت گذاشته شود، انتقاد گردد تا حتا سقوط حکومت با طبيق قانون اساسي به عمل آيد.

 

اشتراک گذاری:

نظر بدهید