اسلام ستیزی محور اصلی سیاست های ارتجاعی امپریالیسم امریکا را تشکیل می دهد

میر نجیب الله شمس

 

بخش اول: موض عگیری خصمانه دونالد ترامپ در قبال بیت المقدس!

به رسمیت شناختن بیت المقدس به صفت پایتخت کشور اسرائیل و اعلام انتقال سفارت امریکا به آن شهر از طرف دونالد ترامپ، رییس جمهور طاغی، وضلول امریکا، چهرة مسخ شده و مسخول امپریالیسم امریکای جهانخوار را در پیش چشمان جهانیان و در انظار ملت ها و امت های عالم اس الم به درستی مجسم، منعکس، برجسته و متجلی ساخت و از روی سیاست اس الم ستیزی، یکه تازی هیستریکی و ناسیونالیسم متعصب گرایی دونالد ترامپ پرده برداشت.

این واقعیت عیان را نباید مستور و پنهان کرد که امریکای امپریالیست از 69 سال به این طرف از نیروی نظامی رژیم شوونیستی و صهیونیستی کشور اسرائیل به کمک مالی و حمایت سیاسی و نظامی محافل پنتاگون و حلقات جاسوسی ) CIA ( امریکا در سرکوب کردن جنبش های آزادی بخش ملی کشورهای اس المی خاورمیانه به مثابه قوای ضربتی در مقاطع مختلفه تاریخ به صورت اعظمی و به حد کافی بهره برداری سیاسی، اقتصادی و نظامی کرده است.

به عبارت برهنه تر و به تفسیر واضح تر، امریکای استعمار گرا از 64 سال قبل تا اکنون همواره سعی و تلاش نموده است تا در کشورهای گاز و نفت خیز غنی کشورهای عربی خاورمیانه، رژیم های مقتدر سیاسی دیموکراتیک با زمامداران توانا و کاریزما وجود نداشته باشد تا مانع بالقوه و سد راه پیاده کردن برنامه های استثماری غارتگرانه و تحقق پروژة استعماری امریکای امپریالیست در منطقه شرق میانه نشده باشد.

سیاست های پلید و سیاه زمامداران قبلی و فعلی امریکا جهانخوار در گذشته چنین بوده و در آینده نیز چنین خواهد بود.

قضاوت امریکاییان و باورهای امریکا پرستان هرچه باشد؟ واقعیت روشان و حقیقت عیان این است که: اس الم ستیزی، مسلمان کشی، دشمنی، عداوت و بدبینی در برابر دین مبین اس الم و کشورهای اس المی جهان به یک سیاست ارتجاعی دگماتیستی و یک پالیسی توحشی، شیطانی ضد بشری و خصومت ورزی دونالد ترامپ، رییس جمهور بلانکیست، اپورتونیست و پسیمیست امریکای امپریالیست مبدل گشته است که عواقب بسیار ناگوار، منفی و خطرناک را برای ملت، دولت و مملکت امریکا در قبال خواهد داشت.

شایان ذکر است که به روایت کتب منتشره اس المی و واقعیت مندرج تاریخ جهانی، قوم بنی اسرائیل مدت 400 سال را به صفت برده، نوکر، غ الم و کنیز در دوران زمامداری فراعنة مصر باستان سپری کرده اند. بنابراین یهودی ها خصوصیت طاغوتی و خصلت فرعونی را از همان دوران اسارت و برده گی نیاکان شان از فرعون های مصر باستان به ارث برده اند.

هتلر، پیشوای آلمان نازی این چنین عقیده داشت که: یهودیان تمام شان حرام زاده، متعصب، پلید و ملی گرا هستند. بنابر آن قابلیت و لیاقت تابعیت کشور آلمان را ندارند، ولو آن که در آلمان تولد شده باشند و به لسان آلمانی گفت و گو کنند.

هتلر استدلال می کرد که اگر یهودیان تمایل به جهان گشایی نمایند نه تنها مردم آلمان طعمة این مستبدین خونخوار و حریص یهودی می شوند، بل مردمان تمام کشورهای جهان در دام های مخوف این اژدهای هفت سر گرفتار خواهند شد. فلهذا اگر آلمانی ها خود را از شر و مصیبت یهودیان خلاص و آزاد نمایند، در حقیقت بزرگترین خطری که متوجه مردمان جهان است برطرف خواهد شد. هتلر یهودیان را از نژاد پست و فرومایه شمرده که خون شان کثیف است.

یهودیان مجرمان بالفطره هستند. متکی به این اصل، از دواج و عشق بازی با آن ها را ممنوع اع الم کرده بود. روی همین ملحوظ یهودیان را به صورت دسته جمعی به اردوگاه های مرگ می فرستاد. چنانچه بیش از 6 میلیون تن یهودی را در کوره های آدم سوزی به هلاکت رساند. اگر هتلر این کار را نمی کرد، امروز در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ به مثابه دشمن واقعی مسلمانان )موساد و نیروهای نظامی اسرائیل در همکاری و تبانی با CIA امریکا و پنتاگون( پیروان دین مبین اس الم را مثل قصابان، س الخی و هجامت مذهبی می کردند. چنانچه مسموم ساختن یاسر عرفات از طرف شبکه های جاسوسی موساد و سیا، بهترین حجت در زمینه پنداشته می شود.

بخش دوم: چرا سیاست های منحوسه رژیم های مستبده سابقه از سر گرفته شده است؟

ناگفته نباید گذاشت که آقایان محمد اشرف غنی، رییس جمهور و عبدالله عبدالله رییس اجرائیه، جناب حضرت صبغت الله مجددی، جناب استاد سیاف رهبران تنظیم های سابقه جهادی و آقای ابراهیمی رییس مجلس نماینده گان و آقای حامدکرزی رییس جمهور پیشین افغانستان جهت گیری مستهجن و یک جانبة دونالد ترامپ، رییس جمهور مغرور امریکا را مبنی به رسمیت شناختن بیت المقدس به صفت پایتخت کشور اسرائیل با جرأت، با مروت و جذبة اس المی قاطعانه رد کردند و حمایت جدی شان را از داعیة برحق جهان اس الم اعلام نمود که ملت استعمار زده بعد از یک و نیم دهه خواب غفلت بالاخره دریافتند که: ریختاندن این همه خون های پاک جوانان، معمران، کودکان، اعم از مردان و زنان افغان چه به وسیلة گروه های مختلفه دشمنان، چه به وسیله نیروهای نظامی کشورهای خارجی مستقر در سرزمین افغانستان و چه توسط قوای نظامی مربوط کشور خودمان، دشت ها، کوچه ها، وادی ها و کوه های افغانستان را مانند گل لاله و گل گلاب رنگین ساخته و مصباح زنده گی صدها هزار افراد هموطن ما را برای ابد خاموش کرده است، همه و همه از هیستری قدرت طلبی، از فرط سلطه گرایی، از اندیشة جاه طلبی، از مفکورة فرعون سالاری، از روحیة دیکتاتوری و از جنون مالیخولیایی و تکیه زدن بر اریکة قدرت دولتی افغانستان، الهام، منبع و سرچشمه گرفته است. چنانچه از 15 سال به این طرف زمامداران غدار، ناعاقبت اندیش، آزمند و مکار کشورهای استعماری امریکا وبریتانیا به خاطر تحقق اهداف پلید و تطبیق منافع سیاسی، اقتصادی و نظامی منطقوی شان چنان سردمداران، حکمرانان، قلدران و دولتمردانی را به سرنوشت ملت گرسنه و مملکت جنگ زده افغانستان حاکم ساختند که: آن ها نسبت فقدان جهش بزرگ فکری، کمبود فرهیختگی و ضعف شدید مدیریتی در امور حکومتداری افغانستان را به بستر داغ جنگ های نیابتی کشورهای آزمند منطقوی و به محور حاد تشنجات شدید سیاسی، به تختة خیز اصلی عملیات نظامی کشورهای اجنبی، به کانون گرم اساسی بازی های خطرناک شبکه های استخباراتی آسیای مرکزی و به محراق محاسبات نیروهای نظامی امریکا و کشورهای ناتو مبدل نمودند. تجارب یک و نیم دهة گذشته به وضاحت و صراحت این واقعیت را در انظار عامه به درستی جلوه گرساخت و به اثبات رساند که گروه های نکتایی داران دوتابعیته غرب زده و عمامه داران زراندوز کانکور زده، هیچکدام آن ها بهترین مدیران اداره کننده جامعه، شایسته ترین متصدیان حفظ و نظم عامه، شخصیت های با درد، پویا  و فرهیخته، فیگورهای با درک آگاه، توانا و برجسته و رجال کاریزماتیک، نخبه و بالنده نبوده اند، اما چهره های مسخ شدة شان را با نقاب و ماسک مستور کرده اند تا ماهیت ارتجاعی شان افشا نگردد.

مطلب اصلی نویسنده مقاله در این نکته نهفته است که: )پردة ظلمت قدرت سیاسی، غبار متراکم دیکتاتوری، رنگ سبز دالر امریکایی، نوک تیز برچه های عساکر کشور های استعماری خارجی مستقر در خاک افغانستان و بادة قدرت بادآوردة دولتی سردمداران، حکمرانان، دولتمردان و قلدران حکومت غیر قانونی و تحمیلی وحدت ملی را چنان مدهوش ساخته، چشمان شان را کور نموده و گوش های شان را کر کرده است که فریادهای دلخراش گرسن هگان، ضجه های جگرسوز بیوه زنان، ناله های دلخراش مظلومان، نداهای متداوم بیکاران و صداهای مأیوس کنندة بی سرپناهان افغان را نمی بینند و نه می شنوند. این در حالی است که خودشان، اعضای خانوادة شان، وابسته گانشان، دل و تیل مربوط شان با سوء استفاده از تعرفات حرام مالی و از امکانات نامشروع دارایی های ملی به مثابه س الطین قرون نوزده و بیست در منزلت، نعمت، رفاهیت، عشرت، معیشت و مساحرت زنده گی فرعون منشانه می نمایند.

ناگفته نباید گذاشت که از بدو انفاذ قانون اساسی جدید افغانستان در ماه دلو سال 1382 هجری خورشیدی مواد مندرجه قانون اساسی کشور مان توسط همین سوگند خورده گان حکومت قبلی حامدکرزی و توسط حکومت فعلی تحت حمایه کشور امپریالیستی امریکا، اشرف غنی به کرات و به صورت متداوم و بیرحمانه لگدمال گردیده و به بسیار بی باکی، ظالمانه، مسخره، مسخ و بی عزت گردیده است چنانچه روند فزاینده قانون شکنی به یک فرهنگ سردمداران حکومت تحمیلی حکومت دوسره وحدت ملی مبدل شده است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید