تصميم ترامپ در انتقال سفارت امريکا در بيت المقدس، وحشت آفرين است

نويسنده: سيد شريف ناصرزاده

به دنبال فضا سازي رسانه هاي تصويري و خبري امريکا باالاخره رييس جمهور ترامپ تصميمش را در انتقال سفارت امريکا در بيت المقدس اعلام نمود. اين تصمم گرچند از جانب رييس جمهور ترامپ و صهيونيست هاي اشغالگر تصميم به اصطلاح شجاعانه توصيف گرديده است، اما واکنش هاي جهاني نشان داد که اين تصميم نه يک تصميم شجاعانه، بل يک تصميم ماجراجويانه ، بحران آفرين و نابخردانه است که نه تنها با تمام قطعنامه هاي شوراي امنيت و مجمع عمومي اين سازمان بين المللي در رابطه با اشغال سرزمين فلسطين توسط اسرائيل مغايرت داشته و در تضاد است که نفس اين تصميم سبب توسعه خشونت‌ در منطقه خاورميانه و کشاندن اين منطقه و کل جهان به سوي وضعيت بسيار خطرناک مي‌باشد. علاوه بر آن اين تصميم با واکنش جهاني روبرو شده است که به استثتاي  امريکا و رژيم اشغالگر صهيونيست، هيچ کشوري در جهان نه تنها با اين تصميم موافقت ندارد که شديداً اين تصميم را ماجراجويانه، بحران آفرين  و…. مي داند. البته اين تصميم حتا وجدان دانشمندان امريکا را  نيز نا آرام ساخته است ، امروز بسياري از دانشمندان امريکا اين تصميم را در مغايرت با فيصله هاي سازمان ملل مي دانند و با آن مخالفت مي کنند.

با اين حال، به نظر مي‌رسد که امريکايي‌ها و به طور مشخص تيم ترامپ براي طرح اين ايده در تلاش براي اهداف بزرگتري در حال برنامه ريزي هستند. طرح مسأله پايتخت بيت المقدس، مقدماتي است جهت پياده سازي برنامه هاي امريکا در منطقه خاورميانه. نخستين مسأله اي که پس از اين طرح، در ذهن هاخطور مي کند، اين‌که امريکا براي پياده سازي طرح‌هاي خود، نيازمند ايجاد شکاف‌هاي جديد و تشديد نفاق و دوئيت در خاورميانه است  ، اين شکاف ها با ايجاد نفاق و دوئيت بين کشور هاي اسلامي از سال ها به اين طرف ادامه داشته و هم اکنون نيز به شدت روي آن کار مي کنند تا ملت ها و کشور هاي اسلامي را مصروف بدبيني هاي ساخته شده سازنند که نتيجة عملي آن تضعيف کشور هاي اسلامي و ترويج نفرت پراگني بين ملت هاي اسلامي گردد کاري‌که با کمال تأسف در سال هاي اخير موفقيت هايي را داشته است. تخليق گروه هاي تروريستي و برهم زدن نظم و ثبات در کشور هاي اسلامي و…. نمونه آشکاراي اين انديشه است که براي حفظ انديشة اشغال گرانه صهيونيست ها بايد خاورميانه همواره در خصومت و جنگ هاي تخليق شده بسوزند و بسازند که نتيجة آن تضعيف کشور هاي اسلامي و تقويت نيرو هاي اشغالگر صهيونيست ها گردد.

سوگمندانه بايد اعتراف نماييم که برنامه‌هاي اشغالگرانه صهيونيست ها به همکاري دوامدار ايالات متحده امريکا يکي پس ازد يگري اجرا مي گردد؛ زيرا آن ها با فضاي که به وجود آورده اند مي دانند  که دولت هاي عربي خاورميانه ديگر نه تنها واکنش هاي سفت و سخت گذشته را نسبت به اين اقدامات بروز نخواهند داد که حتا ازمحکوميت لفظي  و ميان تهي نيز اباء خواهند ورزيد.

اختلاف و نزاع دروني مسلمانان يکي از عوامل اصلي اين گونه تصاميم از سوي دشمنان اين امت مي‌باشد و تااين اختلاف مسلمانان به اتحاد بدل نشود، اين گونه تصميمات همچنان ادامه خواهند يافت و بر رنج‌هاي بي‌شمارمسلمانان  افزوده خواهد شد

بعد ديگر اين تصميم، نمايانگروحشت انسان به اصطلاح مدرن است که با تجاوز به همه ارزش هاي جامعه انساني و فيصله هاي سازمان ملل چهرة کريه و زشت را نشان مي دهد که تحت پوشش جامعه مدني ، ديموکراسي ، حقوق بشر، غير انساني ترين شکل تجاوز و اشغالگري را در برابر چشمان حيرت زدة جهانيان به نمايش مي گذارند و ازمردم مظلوم و ستمديده فلسطين قرباني مي گيرد.

با اين وجود، اين اقدام هوشدار بسيار جدي به ملت ها و کشور هاي اسلامي است که چنانچه از اختلافات ناشي از دسيسه هاي صهيونيست ها و حامي آن بيرو ن نيايند بايد منتظر وقايع نظير اين اقدام را نيز داشته باشند .

کشور هاي اسلامي به يک اجماع قاطع توأم با وحدت و پلان عملي ضرورت دارند که بايد به زودترين فرصت ممکن به آن دست يابند و نقشه هاي اشغالگرانه را خنثا سازند، زيرا در بين کشور هاي اسلامي ظرفيت و توانمندي بالقوه وجود دارد که اگر دولت هاي اسلامي قادر به بسيج آگاهانة آن گردد، نيازي به دخالت هاي کشور ها ي ديگر احساس نمي گردد

اشتراک گذاری:

نظر بدهید