داعش و  افغانستان

احمد سعیدی

در حال حاضر حضور داعش در افغانستان حقيقتي است که نمي‌توان از کنار آن به آساني گذشت. همه چشم‌هاي بينا و همه گوش هاي که  شنوايي خود را آگاهانه از دست نداده اند از موجوديت داعش در افغانستان طرفه نمي‌روند و باور دارند مردم افغانستان مي‌دانند که بعد از سال 2013 به اين سو داعش  در افغانستان مشغول سرباز گيري و هسته گذاري بوده، تازه شهروندان فرانسوي، الجزايري، نايجريايي، مراکشي و يک تعداد از شهروندان کشورهاي ديگر که در خدمت داعش در کشورهاي عربي و حوزه خليج فارس بوده‌اند بعد از شکست از عراق و سوريه به طرف افغانستان رو آورده اند و بر علاوه ولسوالي هاي ديگر، نقطه عمده و کليدي گروه داعش در حال حاضر ولسوالي درزاب ولايت جوزجان انتخاب گرديده است. بدون ترديد حالا 95 درصد مناطق ولسوالي درزاب در تصرف داعش قرار دارد و با در نظرداشت از شرايط دشوار، خانواده هاي افغان که فقر و نبود امنيت دامنگير آنهاست، نوجوانان را به خدمت خود در آورده‌اند.

به گفتة شاهدان عيني  در ولسوالي درزاب از تمرين نظامي اين نوجوانان در اردوگاهي ويژه براي انجام حملات تروريستي استفاده مي شود. به گفته شاهدان عيني سن برخي از آن‌ها که در خدمت گروه داعش قرار گرفته اند از 10 الي 15 سال است.

به گفته يکي از اعضاي شوراي ولايتي جوزجان گروه داعش کنترول 10 ولسوالي ولايت جوزجان را به طور فراگير در اختيار دارد.

ژان ايو لودريان، وزير خارجه فرانسه در جريان سفر اخير خود به کابل خطر قدرت گيري داعش در افغانستان را پس از شکست اين گروه در عراق و سوريه مورد تأکيد قرار داده بود.

به باور مقامات بين‌المللي تعدادي از اين گروه‌هاي تروريستي از طريق کشور عمان و بندر کراچي پاکستان به افغانستان آورده شده حتا زنان و مرداني در منطقه ديده شده‌اند که به زبان فرانسوي عربي و هسپانوي صحبت مي‌کنند و اين‌ها جنگجويان داعش را در درزاب و نقاط ديگر کشورآموزش مي‌دهند.

گرچه قبلاً جنرال جان نيکلسن فرمانده مأموريت حمايت قاطع ناتو در افغانستان گفته بود که اين گروه را در افغانستان محو خواهند کرد، اما تا هنوز اثري از اين وعده ديده نمي شود. اين آمدن ها در حاليست که  در سال 2015 داعش اعلان کرده بود که براي تشکيل ولايت خراسان خود (ISIS-K) به افغانستان و پاکستان نيرو مي‌فرستد و از آن زمان حمله‌هاي متعددي در اين مناطق صورت داده و کشته‌هاي زيادي بر جا گذاشته است. در اين راستا در  يک سال گذشته نيز اين نيروها با بمبگذار انتحاري در مسجد شيعيان در کابل و حمله به دادگاه عالي افغانستان و مسجدي در هرات موجب مرگ ده ها مسلمان بيگناه شده اند.

من در اين نوشته مي‌خواهم وضعيت کنوني و آينده حضور و نفوذ داعش در افغانستان را به بررسي بگيرم تا حکومت و مقامات مسؤول بدانند که چه بايد روي دست گرفته شود تا از عواقب خطرناک جلو گيري شود.

اول: حضور داعش در افغانستان

با در نظرداشت همه حقايق تلخ بر وضعيت آشکار افغانستان داعش در افغانستان طي يک سال گذشته به طور نسبي حضور فعال داشته و هموطنان زياد ما را به خاک و خون کشيده است.

دوم: حضور داعش در افغانستان با چه تحولاتي روبروست

برايم جاي تأسف وخيلي درد آور است که چرا زمامداران افغانستان در ارتباط با حضور داعش در اين کشور اطلاعات دقيقي را با مردم شريک   نمي‌ سازند چرا در عملکردهاي پيشگيرانه ارگان‌هاي امنيتي ما تدابير مؤثري روي دست ندارند حتا بعضي اوقات مسؤولين از حضور داعش در افغانستان انکار مي‌کنند. اگر طور خصوصي از مقامات عالي رتبه کابل پرسيده شود مي‌گويند داعش وجود دارد، اما در افغانستان اين داعش با داعش در خاورميانه متفاوت است. به اين معنا که آن‌ها عمدتاً گروه‌هاي بومي (يعني کساني که از گروه طالبان يا از شبکة حقاني يا از حزب اسلامي ناراضي شده اند، به داعش پيوسته اند حتا تعداد زيادي از اين‌ها اعلان کرده اند که ما با ابوبکر البغدادي بيعت کرده‌ايم. بنابراين، داعش در افغانستان بر خلاف خاورميانه که گفته مي‌شود از هفتاد کشور نيرو جمع کرده‌ و عمدتاً در سوريه و عراق چند سال  فعالانه جنگيده، داعش افغانستان بومي است.

در کنار اين مسأله، واقعيت اين است که چند گروه ديگر در پاکستان هم با داعش اعلام بيعت کرده اند. يعني تحريک طالبان پاکستاني و يک تعداد طالبان افغاني در مناطق مرزي افغانستان و پاکستان با آن‌ها بيعت کرده‌اند، لشکر طيبه و جيش محمد، جمعيت‌الدعوه  که عمدتاً عليه هند زيادتر فعال اند، اکنون به داعش پيوسته‌اند. در واقع داعش پرچمي است که همه گروه‌هاي مخالفي که از سايرگروه‌ها چون طالبان، گروه حقاني و گروه هاي ديگر جدا شده‌اند يا مشکلاتي با حاکميت‌ها پيدا کرده‌اند، به داعش پيوسته‌ و به تحت پرچم داعش، بيرق سياه کرده عمل مي‌کنند. بنابراين، زماني‌که مي‌خواهيم در مورد داعش معلومات ارايه کنيم عميقاً حقايق امکانات و چالش ها را بدانيم. در افغانستان اگر بپذيرم يا نپذيريم، حضور داعش در مناطق مختلف افغانستان مسلم است، عمده ترين پايگاه و جايگاه داعش در سه منطقه زيادتر ديده مي شوند در مناطق شمال به خصوص درزاب  و کوهستانات بعداً در مناطقي از ننگرهار و کنر همچنان در يک تعداد از ولسوالي‌هاي زابل در وزيرستان شمالي و جنوبي نيز اين گروه پايگاه دارند. مناطقي را که از آن تذکر به عمل آمد در حال حاضرداعش خيلي فعال است گرچه در بعضي اوقات با گروه‌هاي طالبان برخورد بر سر اين که حوزه‌ي فعاليت هر کدام کجا باشد جنگ و زور آزمايي کرده‌اند. تشويش عمده  اين است که در حال حاضر اين گروه  در بدخشان ، کندز و فارياب در شمال افغانستان  و در نزديکي مرزهاي آسياي مرکزي فعاليت خويش را سريع تر ساخته‌اند .

سوم : رابطه داعش در افغانستان 

بعضي‌ها در داخل افغانستان  ابهامات و اتهامات مختلفي را مطرح مي‌کنند که گويا داعش يک پروژه‌ي امريکايي يا حکومتي افغانستان است حتا بعضي ها به اين باور اند که داعش به نوعي از طرف بعضي از مقامات افغانستان  مورد حمايت قرار مي‌گيرد، اما واقعيت آن است که قضاوت سخت است. من  شخصاً به اين آوازه‌ها هرگز باور ندارم.

چهارم: وضعيت کنوني حضور داعش در افغانستان 

داعش در واقع از چندين سال قبل در افغانستان  حضور داشته، اما در ماه‌هاي اخير نيروهايش را در اين کشور فعالتر ساخته است. البته واقعيت ديگري را نيز بايد در نظر داشت که داعش ظرفيت‌هايي دارد. در واقع جنگ در افغانستان  جنگ نيابتي است و همة گروه‌هاي امنيتي و استخباراتي کشورهاي مختلف مي‌توانند منافع خود را از طريق اين گروه‌ دنبال کنند، در اين ميان در اين نوع گروه‌ها ظرفيت‌هايي وجود دارد که دستگاه‌هاي استخباراتي به راحتي مي‌توانند کنار بيايند و منافع خود را از طريق اين گروه‌ها دنبال و پي‌گيري کنند.

پنجم: عوامل و متغيير‌هاي مؤثر بر افزايش حضور و نفوذ داعش در افغانستان 

اين حقيقت را همه مي‌دانند که داعش در خاورميانه   شکست خورده است و از آنجا نيروهايش را به طرف افغانستان سوق داده، بخشي از اين نيروها در خاورميانه چون ازبيک‌ يا تاجيک‌، يا وابسته به قوميت اويغور، حضور داشته اند. در اين ميان نهضت ترکستان شرقي، حزب التحرير، حرکت اسلامي ازبيکستان  گروه هاي تاجيکي و ارتش آزادي‌بخش چيچن در خاورميانه و همراه با داعش‌ جنگيده‌ و اکنون که آن منطقه را از دست داده اند، به مناطق ديگري برمي‌گردند. در اين شرايط بهترين جا براي نفوذ آنها افغانستان  است تا از افغانستان  به سمت کشور هاي آسياي ميانه و دره‌ي فرغانه تاجيکستان، ازبيکستان و  ترکمنستان بروند و بعد در حوزه امنيتي روسيه يا چين عمليات کنند. در هر حال، اين يک حقيقت است که بعد از شکست اين گروه در عراق و سوريه رو به افغانستان کرده اند به علاوه اين که اينان گروه‌هاي کارکشته جنگي‌اند و تجربياتي در خاور ميانه به دست آورده‌اند و وقتي در کنار گروه‌هاي ديگري که از طالبان و  حزب اسلامي يا از شبکه‌ي حقاني يا از القاعده و يا از گروه هاي ديگر تروريستي جدا شده اند و به داعش پيوسته‌اند ترکيب اين نيروها از قدرت عملياتي بيشتري نيز برخوردار گرديده است و مي‌توانند با ترتيب مشکلات زيادي را ايجاد کنند.

ششم: داعش از افغانستان چه مي‌خواهد : 

ظاهراً در سناريوي نخست افغانستان  هدف اصلي داعش است، اما به نظرم اين سناريو خيلي با واقعيت که هدف نهايي از اول تا آخر افغانستان باشد، مطابقت ندارد، اما اين که افغانستان  سکوي پرتابي براي داعش براي کشور هاي آسياي مرکزي و ايالت سين‌کيانگ چين احتمال بيشتري دارد. در واقع داعش افغانستان را به عنوان پايگاه در نظر مي‌گيرد تا از اين پايگاه عملياتش را در مناطقي انجام دهد که شايد رقابت بين‌المللي بين امريکا و چين و روسيه مورد استفاده‌ و هدف نهايي باشد و از کمک‌هاي امريکا استفاده کند. يعني اگر مناسبات امريکا  و روسيه و چين بدتر شود، داعش اين ظرفيت را دارد که با امريکايي ها با در نظرداشت روابطي که در اوايل تشکيل خود داشته کنار آمده و بگويد که ما در خاورميانه  با شما در جنگ بوديم ولي ديگر در جنگ نيستيم و سعي کند که به نوعي از کمک‌هاي غرب استفاده کند در واقع امکان پذيري اين سناريو قوي‌تر است تا مشکلات فراواني را نه تنها بر افغانستان، بلکه بر کشورهاي آسياي ميانه که در سايه مقناطيسي روسيه قرار دارند عملي سازد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید