اندر اجتناب نور از اشتباه تاريخي

 

نويسنده: عبدالواحد هوشمند

ديروز رأس ساعت دوي پس از چاشت بود که زنگ تليفونم به صدا درآمد. شمارة ناشناس بود. خيلي رسمي و سرد احوال پرسي کردم. سپس در جريان صحبت، از لحن و تن صدايش شناختم که فلاني است … بزرگمردي از متنفذان شمال.

گفت: “کابل رفته است، تا فردا دو باره به شمال بر مي گردد. اما حرف او براي استاد عطامحمد نور اين است که “اشتباه تاريخي” را مرتکب نشود.”

منظور او از “اشتباه تاريخي”، کناررفتن از مقام ولايت بلخ بود. چندي است که ارگ رياست جمهوري از طريق کاخ سپيدار و برخي سران کابل نشين، فشار وارد مي کند تا عطامحمد نور از مقام ولايت بلخ استعفا کند. اين فشارها از هنگامي شدت يافت که آقاي نور به هرات سفر کرد و به انتقاد از نارسايي ها و نابساماني هاي حکومت پرداخت. انتقادهايي که مزاج تند غني و عبدالله را خوش نيامد و باب بحث استعفاي او را باز کرد.

اگر از علل و عوامل قهر و خشم غني و عبدالله بگذريم، آن هايي که کناره گيري استاد از مقام ولايت بلخ را “اشتباه تاريخي” مي خوانند به چند مورد اشاره مي کنند:

1- استاد، ستون ثبات شمال است و با حضور او متحدان او در بلخ و بغلان و فارياب و سرپل و … است که از سقوط شهرها به کام قلمرو خلافت اسلامي داعش يا امارت اسلامي طالبان جلوگيري شده است. بسياري ها فشارها بر آقاي نور مبني بر اعلام استعفايش را بخشي از پروژه انتقال جغرافياي جنگ به شمال مي دانند و به اين خاطر، نگران هستند. باور آن ها اين است که در غياب عطامحمد نور در شمال، ناامني ها افزايش يافته و طالب و داعش تقويت مي گردد.

آن ها در اين مورد به سرنوشت شبه نظاميان جنرال دوستم اشاره مي کنند که پس از تبعيد او به ترکيه ناگزير شدند به صفوف مخالفان مسلح دولت بپيوندند.

2- غني، رييس جمهور منتخب نيست، بل به دنبال توافقنامه انتخاباتي ميان تيم اصلاحات و همگرايي با تيم تحول و تداوم به مقام رياست حکومت دست يافته است. بنابراين، غني حق اعمال صلاحيت هاي قانوني يک رييس جمهور منتخب را ندارد.

واقف حکيمي، سخنگوي حزب جمعيت اسلامي، ديروز در سخنراني که در همايش “حمايت جنبش گذار از ايتلاف نجات” ايراد کرد، حتا حکومت وحدت ملي را حکومت موقتي خواند که مهم ترين وظيفه اش برگزاري لويه جرگه تعديل قانون اساسي و زمينه سازي براي تغيير نظام بود.

کساني که چنين باوري دارند، به اين عقيده اند که عطامحمد نور، به حيث معمار تيم اصلاحات و همگرايي، طرف مهمي از توافقنامه حکومت وحدت ملي است. او نبايد از ولايت بلخ کنار برود. با کناررفتن او، حکومت وحدت ملي هم ملغا اعلام گردد.

3- غني دارد گام هاي استواري به سوي انحصارگرايي، استبداد و تحکيم سلطة تک قومي مي بردارد و در اين راستا به توفيقاتي نيز دست يافته است؛ به گونه اي که جنرال دوستم را از قدرت رانده، احمدضيا مسعود را برکنار کرد، سهم پنجاه درصدي رياست اجراييه را به پنج درصد تقليل بخشيد و محمد محقق را نيز به حاشيه رانده است.

در چنين وضعيتي اگر استاد عطامحمد نور نيز از قدرت کنار برود، فاشيسم، هارتر شده و تشجيع گرديده و گام هاي آخري را براي حذف و سرکوب ساير اقوام خواهد برداشت.

البته به نظر مي رسد که استاد عطامحمد نور نيز اهميت موضوع را درک کرده و هرگز حاضر نخواهد شد از مقامش کنار برود. گفته مي شود شوراي رهبري جمعيت نيز از مواضع استاد عطامحمد نور حمايت کرده و حکومت را به مقاطعه تهديد نموده اند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید