ناقوس خطر در كشور به صدا درآمده است

مير نجيب الله شمس

نظام سياسي رياستي که در نتيجه ديکات حواريون جورج بوش، رييس جمهور وقت امريکا و بالاثر کار برد و فعاليت هاي سياسي بدون در نظرداشت اراده ملي و قانونمندي اجتماعي گروه هاي مختلفه جيره خواران، مزدوران و ديسانت شده‌گان کشورهاي استعماري غربي در دورة انتقالي حکومت فاسد حامدکرزي، در قانون اساسي افغانستان تسجيل گرديد اين واقعيت را بي پرده در انظار همه گان نمايان ساخت که رژيم سياسي رياستي تيپ امريکايي به هيچ صورت پسنديدة قد و زيبندة قامت پلوتوکراتان غرب سالار و حلقات تيموکراتان جنگ سالار کشور افغانستان نبوده و نمي باشد، چنانچه با سپري شدن 15 سال از عمر رژيم سياسي رياستي تحميلي تا اکنون علي رغم کمک هاي مالي و تخنيکي 150 ميليارد دالري جامعه بين المللي، کدام نتيجه مثبت در حيات مادي و تمويل مطلوب در حيات معنوي ملت گرسنه، تحت ستم و به خون خفتة دولت فاسد، ناکام و درمانده و مملکت جنگ زده، ويران شده و سونامي زده افغانستان رونما نگرديده است، جز نهادينه شدن پديده هاي مذمومه گرسنگي، بيکاري، بدامنيتي، خون‌ريزي، خشونت استمراري، قانون شکني، ستم ملي، مأيوسي، بدبختي، سيه روزي، دزدي، اختلاسگري، عوام فريبي، خيانت ملي، دسيسه سازي، دامن زدن به تضادهاي قومي، بيگانه مداري، انارشي، زورگويي هاي جناحي، ديکتاتوري، مطلق گرايي، قتل هاي ناموسي و دسته جمعي، تيم پرستي، خودکامه گي و… علي رغم تفکيک ظاهري قواي ثلاثه کشور، کليه اقتدار دولتي فقط، تنها و عملاً در دست رييس قوه مجريه قرار دارد. در حالي که قوة مقننه به مثابه مظهر اراده عامه و قوة قضائيه به منزله ممثل و تعميل کننده احکام والاي الهي و موازين عدالت اسلامي در کشور متأسفانه با داشتن صلاحيت هاي سمبوليکي و با قدرت هاي صوري در جامعة فلاکت زده افغانستان جلوه گري مي کنند.

به تعبير برهنه تر و به تفسير عريان تر در نظام سياسي رياستي افغانستان بازير پا گذاشتن تفکيک قواي دولتي در کشور طوري که عملاً مشاهده مي شود کفة ترازوي قدرت دولتي به صورت غير قانوني تنها و به صورت يک جانبه به سود و منفعت قوة مجرية که حکمرانان، سردمداران، دولتمردان و قلدران آن از حمايت سياسي لازمه و از پشتيباني نظامي همه جانبه زمامداران و سردمداران شبکه هاي اجنتوري کشورهاي استعماري غربي برخوردار اند به پيمانة وسيع سنگيني مي نمايد.

اگر از حريم حقانيت عدول نشود، همين تمرکز قدرت دولتي بي حد، بي حصر، يک جانبه، غير متعارفه، غير قانونمندانه وغير مهار شونده در قوة مجريه افغانستان است که قوة مقننة کشور را که مظهر اراده ملت است فلج ساخته و در حالت رکود و وضعيت انجماد نسبي قرار داده است. چنانچه حتا مصوبه هاي پاس شده قانونمندانه مجلس نماينده گان افغانستان از طرف قوة مجريه در منصه اجرا قرار نگرفته و برعکس، مانند توپ فوتبال از اين طرف به آن طرف شوت مي شود و بيرحمانه روانه زباله داني تاريخ مي گردد. اگرچه اعضاي فعلي مجلس، نماينده گان واقعي ملت افغانستان نيستند؛ زيرا مدت رسمي و دورة کار قانوني شان دو سال قبل به کلي سپري شده است و از دو سال به اين طرف نماينده گان مصلحتي و انتصابي اشرف غني رييس جمهور غير قانوني افغانستان شمرده مي شوند. در حالي که اعضاي مجلس نماينده گان که بدون نداي وجدان کليه امتيازات و معاشات شان را با مکيدن خون شرائين ملت گرسنه افغانستان از خزينه عليل، ناتوان و بيمار دولت بادآورده مي گيرند. علي رغم آن با تمام گزافه گويي ها، هذيان گويي ها، هلهله ها و هياهوي هاي استمراري و اشتهارات عوام فريبي و تبليغاتي بالاثر ضعف شديد مديريتي و در نتيجه تضادهاي شخصي روي انگيزه هاي سياسي و ملحوظات انتفاعي شخصي و گروهي در عمل نتوانستند که جلو قانون شکني هاي استمراري، بي عدالتي، يکه تازي، ديکتاتوري و پارتوکراسي فزايندة رييس مجريه غير قانونمندانه افغانستان را مهار کنند و يا لااقل محدود بسازند.

اکثر اعضاي انتصابي مجلس نماينده گان تظاهر به عرضه خدمت به ملت تحت اسارت افغانستان مي نمايند، اما در باطن در فکر گرفتن امتيازات ويژة مادي و معنوي، چانه زني با وزيران کابينه جهت نصب و تقرر اعضاي خانواده هاي شان فقط در چوکي هاي پرمنفعت دولتي و يا ولدنگ کردن اعضاي خانواده هاي شان در سفارت خانه‌هاي افغانستان در کشور هاي خارجي مي باشند، لاغير.

امروز مردم عذاب کشيده، بي خانه، شکم گرسنه، غفلت زده، درمانده و به گروگان گرفته شدة افغانستان اين حقيقت دردناک و اين واقعيت غمناک را خيلي ها به فراست و نهايت درايت درک کرده اند که: از 16 سال به اين طرف هيچ يک از رييس جمهوران، معاونين و مشاوران رؤساي جمهور، وزيران، معينان، واليان، شهرداران و ولسوالان، نماينده گان پارلمان، سفيران، وزير مختاران، قنسولان و… چه از گروه ناکام غرب سالاران ديسانت شده و چه از گروه بدنام جنگ سالاران کانکور زده، به استثناي وعده هاي بي پايه، برنامه هاي اغوا کننده، قلقلة شعارهاي عوام فريبانه و سخنراني هاي پرطمطراق رياکارانه، چنان خدمتي را به ملت ماتم زده افغانستان انجام نداده اند که به آن مباهات و افتخار مي کردند. اين در حالي است که امروز در زيرچتر رژيم سياسي رياستي و در زير قباي ديموکراسي وارداتي جامعة مسلول و استعمار زده افغانستان و مردم بداقبال و غم زدة آن: قرباني سياه ترين زدوبندهاي ارتجاعي سياسي و فداي کثيف ترين ائتلاف هاي انتفاعي شماري از حلقات آريستوکراتان، سکتاريستان، تريباليستان، اکستريمستان و اپورتونيستان فطري شده اند که در طول تاريخ کشور افغانستان به آن مواجه نشده بودند. چنانچه به همين علت است که سردمداران، حکمرانان و قلدران حکومت دوسره وحدت ملي ساخت جان کري چون از حريم حقانيت، از جاده قانونيت و از مسير عدالت عدول کرده اند، متکي به اين اصل در محراق نفرت کليه طبقات مختلفه ملت گرسنه و اندوه زده افغانستان قرار گرفته اند. با نزديک شدن تاريخ انتخابات رياست جمهوري افغانستان چه محمداشرف غني صدر نشين ارگ رياست جمهوري و چه عبدالله بالانشين قصر سپيدار در يک فضاي مملو از سراسيمگي روحي و در اتمسفير بيم از سرنوشت آيندة سياسي شان به سر مي برند. در حالي که ثناخوانان، جيره خواران و سخنگويان هر دوي شان همواره سعي و تلاش مذبوحانه دارند تا غني و عبدالله به مثابه يگانه خدمتگزاران بي بديل، فرهيخته و جامع‌الکمالات جهاني و شخصيت هاي بالنده و معرکة ميدان در انظار ملي و بين المللي متبلور و متجلي بسازند. در حالي که اين يک ايدة اتوپيايي و يک مستحيل عقلي پنداشته مي شود. اما ثناخوانان و مداحان محمداشرف غني و عبدالله عبدالله اين حقايق شرمناک و اين واقعيات المناک را فراموش کرده اند که: افتضاح روز مره فساد گستردة مالي و اداري، اختلاس هاي ميليارددالري، خويشاوند سالاري استمراري، اصدار فرامين فراقانوني، لگدمال کردن موازين عدالت اجتماعي و فراکسيون بازي ارتجاعي در دستگاه موريانه خوردة حکومت غير قانونمندانه وحدت ملي افغانستان تمام ناموس هاي ملي و جامعة جهاني را همچون غرش رعد و برق ابرهاي آسمان، طنين و فوران بي امان کوه آتشفشان به صدا و لرزه در آورده است که انکار از آن تاريکي ايمان مي باشد. خوانندة‌روش ضمير و فرزانه روز نامه وزين آرمان ملي: پنهان کردن حقيقت، ماست مالي نمودن جنايت و کتمان ساختن واقعيت، خيانت نهايت بزرگ و ظلم نابخشودني به مردم و ملت درمانده، آواره، پا برهنه و شکم گرسنة افغانستان است، لاغير.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید