امريکا شعار مي‌دهد اماپاکستان عمل مي کند

نويسنده مهرالدين مشيد

دوران پناه دادن به گروه‌هاي تروريستي در پاکستان به سرآمده است

اين سخنان مايک پنس معاون رييس جمهور امريکا است که در هنگام سفرش به افغانستان در ديدار با سربازان امريکايي در بگرام گفت و تأکيد کرد که دوران تروريست پروري به سر رسيده است. وي براي پاکستان هشدار داد که هرگاه به حفاظت از پناهگاه‌هاي مخالفان مسلح ادامه بدهد، به گفتة وي، اين کشور بسياري چيزش را از دست خواهد داد.

وي تأکيد کرد که دوران پناه دادن به گروه‌هاي تروريستي در پاکستان به سرآمده است.

وزارت خارجه پاکستان در واکنش به اظهارات مايک پنس گفته، مقام‌هاي امريکايي هنگام ديدار با مقام‌هاي پاکستاني موضع متفاوت دارند و در افغانستان سخنان ديگري مي‌گويند.

وزارت خارجه پاکستان گفت، اظهارات آقاي پنس با موضع نماينده‌گان امريکا در ملاقات‌هاي مفصل با مقام‌هاي پاکستاني، تفاوت دارد.

در بيانية وزارت خارجه ضمن تأکيد بر اين‌که متحدين هرگز به يکديگر هشدار نمي‌دهند، آمده است: امريکا بايد عواملي را تنبيه کند که در افغانستان به طور تصاعدي، مسؤول افزايش توليد مواد مخدر، فساد گسترده و فراهم کردن زمينه براي نفوذ داعش هستند.

همزمان  با اين، ميشل جيسسون، معاون نماينده هميشه گي امريکا گفته است که «راهبرد جنوب آسياي ما اين را برجسته ساخته است که بدون همکاري کامل همسايه هاي افغانستان، صلح در اين کشور برقرار نخواهد شد».

اين نخستين بار نيست که مقام هاي امريکايي، براي پاکستان هشدار مي دهند. پيش از اين نيز بار ها از روابط تنگاتنگ  شبکه حقاني با نظاميان پاکستان سخن گفته اند و تأکيد کرده اند که آي اس آي تمامي شبکه هاي تروريستي و به ويژه شبکة حقاني را رهبري و تمويل مي کند. مقام هاي امريکايي که اين گونه سخنان را زده اند، شامل مقام هاي ارشد چون؛ وزير دفاع و رييسان عمومي ارتش اين کشور بوده اند؛ اما شگفت آور اين  است که  مقام هاي ملکي امريکا برعکس در برابر اين گونه اظهارات مقام هاي نظامي اين کشور شانه خالي کرده اند و از شدت در برابر امريکا خود داري نموده اند. گفتني است که رييسان سي  آي اي نيز هر از گاهي در مورد روابط شبکه هاي تروريستي در پاکستان با نظاميان اين کشور سخن به عمل آورده اند. در تمامي اين مدت، اداره هاي ملکي و نظامي پاکستان يک دست اين گونه اتهام ها را تکذيب کرده اند. حال از سخنان  وزير خارجة پاکستان فهميده مي شود که ميان اسلام آباد و واشنگتن  سازش هاي پنهاني وجود داشته است که در حرف يک گونه و در عمل به  گونة ديگر عمل مي کردند. هرچند در گذشته ها هم شاهد تنش ها ميان امريکا و پاکستان بوده ايم و به ويژه پس از بمباران يک پاسگاه پاکستاني به وسيلة هواپيماي امريکايي که 24 سرباز پاکستاني کشته شد، روابط دو کشور به کلي به تنش رفت و پاکستان مانع عبور کاروان هاي اکمالاتي امريکا شد. ناتو در اين مدت سربازان خود را از راه روسيه با هزينة بيشتر اکمال مي کرد.

مقام هاي افغانستان پس از سال هاي 2003 با آغاز سر و سامان گرفتن تحريک طالبان هر از گاهي از مداخلة پاکستان در افغانستان سخن گفته اند و رييس جمهور پيشين در 21 سفر اش به اسلام آباد بار بار از کمک هاي همآهنگ و تجهيز، تمويل و آموزش مخالفان مسلح افغانستان به وسيلة نظاميان پاکستان، براي مقام هاي اين کشور خبر داده اند و حتا ميان مقام هاي کشور به گونة رسمي نام ها و آدرس هاي مشخص رهبران طالبان و شبکة حقاني تبادله شده است.

مقام هاي پاکستاني نه تنها که اندک ترين اقدامي نکرده اند؛ بلکه برعکس به تغيير محل هاي رهبران مخالفان در داخل شهر هاي کلان پاکستان پرداخته است و آنان را از زير عينک استخبارات ديگر پنهان کرده است. افغانستان اين اقدامات را تحت نظر مستقيم مقام هاي نظامي و سياسي امريکا انجام داده است که واکنش امريکايي‌ها در برابر پاکستان در تمامي اين مدت تنها انتقاد از پاکستان بوده و گويا با انتقاد هاي شان خواسته اند، به  نحوي به قناعت افغانستان بپردازند و بس. هرگاه چنين نمي بود، چگونه مي توان باور کرد که سازمان استخبارات پاکستان در شانزده سال گذشته تمامي امکانات خود را در اختيار شبکه هاي تروريستي گذاشته است که نه تنها طالبان و شبکة حقاني؛ بلکه ده ها گروه تروريستي را آمادة جنگ برضد نيرو هاي افغان و ناتو کرد. چنان‌که حال امريکايي‌ها اعتراف دارند که همين اکنون بيشتر از بيست گروه تروريستي تنها در افغانستان فعال اند که مرکز هاي اصلي شان در پاکستان است. آگاهان افغان تقريباً به اجماع رسيده اند که پيشتر از اين، سياست امريکا در پيوند به پاکستان شفاف نبوده و دو پهلو عمل کرده است. اعضاي مجلس نماينده گان نيز گفته اند که اظهارات اخير پنس واقعي نيست؛ زيرا از يک سو پاکستان را به حمايت از تروريزم متهم مي کند و از سوي ديگر ميليون ها دالر را به اين کشور مي دهد.

بسياري کارشناسان مستقل امريکايي نيز به اين باور اند و سياست هاي امريکا برضد مبارزه با تروريزم را چند پهلو و مشکوک خوانده اند. چنان‌که يک کارشناس امريکايي به نام برايان تلر، فعال سياسي در امريکا اشاره به اين سخنان مايک پنس معاون رييس جمهوري امريکا در ميان نظاميان اين کشور در بگرام که گفت : بر اين باوريم که اکنون در راه دستيابي به پيروزي پايدار براي برقراري آزادي و امنيت در افغانستان هستيم، مي گويد،  پيروزي در افغانستان آن چيزي نيست که بيشتر مردم تصور مي‌کنند.

اين کارشناس امريکايي تأکيد کرده  که نبايد انتظار پايان يافتن جنگ و خشونت در افغانستان را داشت، زيرا اين چيزي نيست که واشنگتن در پي آن باشد.

تلر تصريح کرد که واشنگتن در پي پيروزي در جنگ افغانستان نيست، بلکه خواستار ادامه يافتن و دائمي بودن اين جنگ است.

تلر با اشاره به استراتيژي جديد رييس جمهوري امريکا براي افغانستان نيز افزود، استراتيژي‌اي که دونالد ترامپ درباره آن سخن مي‌گويد به ادامه جنگ خواهد انجاميد. اين جنگ در پي شکست تروريست‌ها نيست، بلکه براي ادامه کسب درآمد شرکت‌هاي نظامي است.

وي گفت، حضور نظامي امريکا در افغانستان نه به نفع مردم امريکا و نه مردم افغانستان است، بلکه شرکت‌هاي تسليحاتي چند مليتي از اين حضور منفعت کسب مي‌کنند.

از اين رو، سر در گمي هاي مردم افغانستان هم دراين مبارزه بي جهت نيست و مردم افغانستان آنقدر در پيوند به سياست هاي دو پهلوي امريکا با پاکستان بي باور شده اند که مي گويند: امريکا شعار مي دهد و اما پاکستان عمل مي کند، يعني اين که امريکا در طول سال هاي گذشته هر از گاهي بر پاکستان انتقاد کرده و از روابط تنگاتنگ نظاميان پاکستان با تمامي گروه هاي تروريستي و به ويژه شبکة حقاني سخن گفته اند و اما در عمل اقدام جدي نکرده اند تا جهان مطمين شود که  امريکا به گونة واقعي اراده دارد تا دندان تروريزم را بشکند.

امريکا با توجه به استخبارات پيشرفته يي که دارد، بعيد به نظر مي رسد که  از روابط پيدا و پنهان گروه هاي تروريستي و به ويژه از شبکه هاي حقاني و طالبان بي خبر باشد چنانکه در اين اواخر خبرگزاري هند، انتر نشنل اسکرول گزارش تحقيقي را به نشر رساند و از کمک هاي استخبارات عربستان سعودي و قطر براي طالبان پس از سال 2005 پرده برداشته است و تأکيد کرده است که اين گزارش به نقل از مقام هاي ارشد استخباراتي  سعودي و قطر آماده شده است.

منابع استخباراتي هر دو کشور گفته اند که اين کار را به درخواست استخبارات پاکستان انجام داده اند. آيا اين خوش باوري بيش از حد در سياست نيست که باور کرد، واشنگتن از اين همه زد و بند هاي استخبارات سعودي، قطر و پاکستان، اطلاعات نداشته است. اين در حالي است که امريکا در شاهرگ هاي استخباراتي کشور هاي ياد شده دسترسي دارد و هرگز ممکن نيست که بر بي خبري واشنگتن فتوا داد.

اما در اين ميان، اين سخنان مايک پنس که گفت، بار اول است که در جنگ افغانستان پيروزي ديده مي شود.  اگر جدي باشد، اين حرف را مي  توان قابل دقت دانست؛ زيرا پس از اعلام استراتيژي جديد امريکا بيان اين گونه سخنان را نمي توان، غير جدي خواند؛ به ويژه هشدار هايش به پاکستان را در پيوند به سر رسيدن دوران پناه دادن به گروه هاي تروريستي در اين کشور را مي توان فال نيک گرفت و اين را چرخش تازه يي در سياست ادارة جديد امريکا خواند؛ اما دراين ميان آنچه که پس از اعلام استراتيژي تازة امريکا تا کنون در پيوند به پاکستان، فهميده شده، تنها هشدار هايي بوده است که آن‌هم از سوي مقام هاي پاکستاني به گونة کجدارو مريز پاسخ داده شده اند. پس از اين ديده شود که امريکايي ها در پيوند به سياست هاي تروريست پرورانة پاکستان مي جنبند و براي نابودي لانه هاي تروريستي در خاک اين کشور تصميم مي گيرند يا خير. هشدار هاي امريکا به پاکستان زماني به مردم افغانستان و جهانيان واقعي پنداشته خواهد شد که واشنگتن در عمل به نابودي لانه هاي تروريستي شبکه هاي تروريستي در خاک پاکستان اقدام هاي عملي کند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید