چرا قبر خود را مي کنيد؟

فهيم دشتي
در پي حمله تروريستان بر مرکز فرهنگي تبيان، تبصره هايي از طريق رسانه ها به نشر رسيد که دوام و گسترش آن، مي تواند مصيبت بار باشد.
در اکثر بحث هايي که از سوي رسانه ها در مورد اين حادثه به راه انداخته شده بود، هم
گرداننده گان و هم تبصره کننده گان، بر رابطة اين مرکز با جمهوري اسلامي ايران و پيوند حمله بر اين مرکز با اختلافات مذهبي يا رقابتهاي شماري از کشور هاي عربي، با ايران، تأکيد داشتند.
دشمني داعش با شيعيان و رابطة حمله بر مرکز فرهنگي تبيان، با اين مسأله، نيز در اين بحث ها برجسته بود.
اين گرداننده گان و مبصرين، به اين نکته اصلاً توجه نداشتند که دامن زدن به اين گونه بحث ها در واقع، به چاق ساختن اختلافات مذهبي خواهد انجاميد؛ اختلافاتي که هر چند در بسياري از کشور هاي اسلامي، با شدت جريان دارد. در افغانستان با وجود جنگ ها و بحران هاي بيش از چهل سال گذشته، خوشبختانه، زمينه حضور نيافته است.
ما در اين سال ها انواع درگيري ها را شاهد بوده ايم؛ از جنگ هاي ناشي از اختلافات
خانواده گي که سرنوشت اين کشور را به بازي گرفت، تا اختلافات ايدئولوژيک جناح هاي چپ و راست، تا جنگ هاي حکومت کمونيستي با مجاهدين، تا تجاوز ارتش سرخ، تا جنگ ميان تنظيم هاي مجاهدين و دست اندازي هاي همسايه گان، تا ايجاد گروه هاي تروريستي و انداختن آنها به جان مردم افغانستان، تا به مقاومت ملي در برابر تروريستان و حاميان شان، تا سرازير شدن سربازان بيش از پنجاه کشور در اين سرزمين و بالاخره، حضور گروه هاي تروريستي نو؛ اما آنچه به عنوان يک اختلاف، تا هنوز به جنگ در اين سرزمين نيانجاميده، اختلافات مذهبي بوده است.
حتا با نگاهي به تاريخ گذشته اين سرزمين، کمتر نشانه اي از جنگ مذهبي را مي توان يافت.
چنين هم نبوده است که دست هاي داخلي و خارجي، دنبال آتش زدن به اين اختلافات نبوده اند يا نخواسته اند با افروختن آتش اختلافات مذهبي، به اهداف شان در اين زسرزمين دست يابند؛ اما حقيقت اين بوده است که هيچ کدام از اين تلاشها به نتيجه نرسيده است.
حالا که بازار رسانه ها در افغانستان گرم است و هر کسي هم فرصت حضور در اين رسانه ها را به عنوان تحليلگر و کار شناس و آگاه امور مي يابد، شماري از گرداننده گان رسانه ها و اين به ظاهر تحليلگران و کارشناسان و آگاهان، دانسته يا ندانسته، به اختلافات مذهبي در کشور دامن مي زنند.
از ويژه گي هاي رسانه هاست که در پيوند با يک حادثه يا واقعه، زاويه هاي تازه اي را باز کنند و به اين ترتيب، بحث هاي داغ را به راه انداخته و تعداد مخاطبين خود را بيشتر ساخته و بالاخره نفوذ و تأثير گذاري خود در اذهان عامه را افزايش دهند.
آنهايي که براي بحث به رسانه ها دعوت مي شوند، نيز طبيعتاً دنبال سبک و سنگين کردن مسايل هستند و از اين که بتوانند با ارائه ديدگاه متفاوت در پيوند با مسايل، برتري خود را نسبت به ديگران نشان بدهند، خوش شان مي آيد؛ اما اهدافي که رسانه ها از داغ ساختن بحث ها دنبال مي کنند و به رخ کشيدن تبحر از سوي شرکت کننده گان اين بحث ها، نمي تواند به حدي از ارزش و اهميت برخوردار باشد که در نتيجة آن، منافع عامه با خطر هاي تازه مواجه شود.
حمله بر بيمارستان نظامي در کابل، حمله بر دانشگاه امريکايي در افغانستان، انفجار مهيب مقابل سفارت آلمان ، حمله بر نشست حمايت از عطا محمد نور، حمله بر شرکت کننده گان جنازه محمد سالم ايزديار و حتا حمله بر مساجد، مراکز فرهنگي و رسانه ها و حملة اخير بر مرکز تبيان، نمونه هاي بارز و تازه حملات تروريستي بوده اند.
حالا اگر چنين باشد که حملة اخير ريشه در اختلافات مذهبي داشته، حملات ديگر را چگونه توجيه مي کنيم؟
حقيقت اين است که گروه هاي تروريستي- حالا گروه هاي مبتني بر تعبير هاي غلط از دين مي دانيم که با دست ساخته هاي استعمار- کمر دشمني با مردم ما را بسته اند و از هر فرصتي استفاده مي کنند تا اين دشمني را با ابعاد گستردة آن به نمايش بگذارند. آنان نشان داده اند که نه کودک و پير و جوان مي شناسند، نه زن و مرد، نه نظامي و غيرنظامي و نه کارمند دولت و غيردولتي، نه فرهنگي و رسانه يي و نه مدني و روستايي و در واقع براي آنها، هر کسي از خود شان نيست، دشمن و واجب القتل است.
با اين حال وقتي ما مي آييم و در دام هايي که براي ما تنيده اند گير مي افتيم و خود، دست و آستين بالا ميزنيم تا قبر خود مان را بکنيم، جز اين که ناداني ما را نشان دهد،هيچ توجيه ديگري ندارد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید