چرا با گذشت هر روز اوضاع بدتر مي شود؟

احمد سعيدي

متأسفانه روزي نيست که در کشور ما به نا حق خوني يا خون هايي نريزند. روزي نيست که مادري به سوگ فرزند دلبندش فرياد نزند، هر روز درد، هر روز ناله. آيا گوش شنوا و وجدان آگاهي وجود ندارد. من هرگز ضجه و ناله هاي مادري را نمي توانم فراموش کنم که شوهرش چندي قبل به شهادت رسيده و دو فرزند جوانش در روز پنجشنبه هفته گذشته به کام مرگ رفتند، آيا آقاي اشرف غني و عبدالله، ناله هاي مظلومانه مادر و خواهري که در فراق فرزندش به آسمان ها بلند مي شد، شنيده اند. نمي دانم چرا اين حاکميت با اين همه تقدس هاي جعلي و بي محتوا و دروغين موجود در جامعه، خود خط بطلان نمي کشد با ادامه اين بي کفايتي ها مي ترسم اين سرزمين تبديل به مردابي ايستاده خواهد شد كه در آن زالوهاي مقدسي به وجود آمده باشند كه فقط با خون انسان تغذيه و رشد کرده بتواند و اين زالوهاي مقدس فقط با ويتامين بي کفايتي ها و بي باور هاي زمامداران با گذشت هر روز با ادامة جنايات خود چاق و فربه مي گردند، مبارزه با اين ها يك فريضه است. نمي دانم اين قلم تا کجا با من ياري خواهد کرد . تا مفصل تر بنويسم، درد دل کنم، چون در کشور عزيزم افغانستان بر سر هر شاخي، جغدي را نشسته مي بينم. خدا آخر و عاقبت اين افغانستان پر جغد را به خير كند.

اي مردم بيائيد عدالتخواه شويم، نترسيم و در راه نجات مردم و کشور خود متحدانه گام برداريم اگر از ضجه و نالة مادران بگذرم چه بايد بنويسم، عيبي ندارد به ادامه اين يادداشت روي سخنم با آناني باشد

که نبود امنيت مشکلات اقتصادي روابط غير دوستانه اجتماعي، فرهنگي بيکاري با گذشته هر روز کمر شان را خم کرده مي رود به همه نهاد هاي ملي و بين المللي که در راه انسانيت و تحفظ جامعه انساني با در نظرداشت منشور سازمان ملل متحد و قوانين وضع شده مسؤوليت دارند. ولي از وحشت و دهشتي که در افغانستان حکم فرما است جز صدور اعلاميه هاي بي معني و ميانتهي خمي به ابرو نمي آورند.

از سوي ديگر، مي خواهم اين نامه را به همه سازمان هاي حقوق بشري  جهاني بنويسم تا آنچه که در افغانستان مي گذرد جهان بشريت به خصوص سازمان هاي حقوق جهاني نيز مسؤوليتي دارند يا خير، دنيا نمي داند که روزانه ده ها نفر به گناه نا کرده در افغانستان کشته مي شوند، دنيا عوامل و انگيزه هاي اين همه ويراني ها را نمي داند يا زير کاسه نيم کاسه اي دارند و شر يک جرم اند.

در ضمن به مردم افغانستان خصوصاً آن هايي که هنوز در اين  خوش خيالي نشسته اند که شايد در فردا هاي نزديک  وضع شان از امروز بهتر و به  زودي  به  يک  زنده گي مرفه و آبرومند و با عزت  مي رسند و در امنيت زنده گي خواهند کرد  و براي  پيدا کردن لقمة ناني، ديگر مجبور نمي شوند تا راهي اروپا و امريکا گردند و طعمة نهنگان نشوند. به باور من به زودي ها هرگز نه تنها چنين نخواهد شد، بلکه  روز به روز وضع بدتر خواهد شد  و مردم ما  در تنگناهاي بيشتري قرار خواهند گرفت و بر مشکلاتي که امروز گرفتار آن اند اضافه خواهد شد و  لذا احترامانه از همة شما مي طلبيم که  از اين خواب غفلت مهلک هر چه زودتر بيدار شويد و براي نجات کشور و سر زمين خود به خاطر نسل هاي آينده و فرزندان خود تکاني به خود بدهيد و برنامه هاي شوم دشمنان و مزدوران آن ها  را که براي نابودي مردم و سرزمين ما در جريان است خنثا و متوقف نماييد.

به باور من، دل بستن به وعده هاي حکومت وحدت ملي که به زودي امنيت سرتاسري مي شود دسترخوان مردم پر از نان اتحاد، همدلي و همبستگي ملي سراسري و فراگير مي گردد يک خوش خيالي باطل  و بي حاصل است، چون ما رفتار سه سالة اين حاکميت را ديده ايم. تجارب ناکامي عملکرد هاي اين زمامداران را در پيش روي خود داريم  و عملاً ديده ايم که هم حاکميت سيزده سالة گذشته و هم حاکميت موجود که نام حکومت وحدت ملي را بر خود نهاده است از حرف تا عمل از زمين تا آسمان فرق دارد .

ما دقيقاً نمي دانيم پس از ختم سال هاي  حکومت وحدت ملي چه کساني در مرکز به قدرت خواهند رسيد ولي گفته مي شود که آقاي اشرف غني يکبار ديگر کانديداي رياست جمهوري و داکتر عبدالله معاون آن خواهد بود اگر چنين باشد مي دانيم که همه چيز کما في السابق  به دستور خارجي ها بر سرنوشت و مقدرات اين ملت بازي خواهد شد کار به جاي خواهد رسيد که بيکاري ادامه يابد، جنگ و خون ريزي، کشتن و بستن ها به تدريج کشور و مردم ما را نابود سازد، خارجي ها  سرزمين ما را در اختيارخود خواهند داشت و منابع سطح الارضي و تحت الارضي ما را  غارت خواهند کرد و در حساب هاي خصوصي و سرّي خود در بانک هاي خارجي به شمول امريکا، دبي و سويس انباشته خواهند کرد  و آن ها با همين پول هاي غارت شده يکبار ديگر بر سرنوشت ملت ما بازي خواهند کرد، اين دور تسلسل غارت کردن اموال و سرمايه ملي ما محصور به نفع  جهان خوران غربي و داخلي ادامه خواهند داشت.

مردم ما با گذشت هفده سال از حضور قوت هاي خارجي و مداخله کشور هاي تروريست پرور  حالا  به  اين آگاهي رسيده اند که براي  رهايي، چاره اي جز مبارزه  ندارند، چون اگر بيش از اين ساکت بمانند، نابود خواهند شد. پس  براي جلوگيري از نابودي خود  يا اين نظام هاي ناتوان و بدون برنامه نمي توان مشکل را حل کرد، به مقابل دشمنان مردم افغانستان طوري بايد مبارزه شود که مردم ما به خاطر صلح و امنيت سرتاسري   در مناطق خود قادر به تصميم گيري بر امور و مصالح خود باشند اما اين تصميم گيري ها اتحاد و يک پارچه گي و تماميت ارضي افغانستان را بايد خدشه دار نسازد. من‌به عنوان يک فرد مواضع خود را در نوشته ها و مقالات مختلف قبلاً اعلام  کرده ام و حالا هم براي حکومتگران افغانستان، و مردم شريف اين سرزمين اعلان مي نمايم تا همه بدانند و هيچ شک و شبه اي براي کسي باقي نماند  که ما با تمام مظالمي که به خاطر جنگ تحميلي و بي کفايتي زمامداران تا کنون متحمل شده ايم باز هم  مي خواهيم در راه نجات وطن در پهلوي همه مردم افغانستان به خاطر سر افرازي وطن و مردم خود بدون کدام امتياز مادي و معنوي  گام هاي استواري برداريم . نه تنها براي من، بلکه براي اکثريت مردم افغانستان

فرق نمي کند که در مرکز  چه کساني  و تحت چه نامي حکومت مي کنند. چه پاليسي دارند هر شخص  يا هر حکومتي که عدالت را در حق ملت بدون با در نظرداشت تعصبات قومي و زباني رعايت کند صادق با وجدان باورمند به منافع ملي باشد ما از آن حمايت مي کنيم از هر حکومت بي کفايت نفرت داريم مردم افغانستان همه رياست جمهوري يا وزارت يا ولايت نمي خواهند اکثريت مردم به شمول ما فقط خواستار زنده گي با عزت و شريک در تصميم گيري ها در سرزمين خود هستند در سال هاي اخير مردم  ما زياد رنج ديده اند، کشتن ها و بستن ها هنوز ادامه دارد، ما در سرزمين خود امنيت عدالت و انصاف را آرزو داريم اين که کي چه باور مذهبي سياسي، اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي دارد با آن ها کاري نداريم. باور هاي ديني و مذهبي سياسي و اجتماعي فرهنگي مربوط به اشخاص و افراد است ولي اين که ما در سرزمين مان از آزادي هاي لازم برخوردار باشيم بدون دخالت و مداخله ديگران آزاد و راحت و در امنيت زنده گي کنيم، اين حق مسلم ماست  و ما براي رسيدن به همين حقوق در حال مبارزه هستيم و تا به آن نرسيده ايم به اين مبارزه حق طلبانة مان ادامه خواهيم داد. ما از کجا بدانيم که آقاي اشرف غني و دکتور عبدالله در حق ما بهتر از آقاي حامد کرزي عمل کرده  که ما  طرفدار اين يا آن باشيم. هيچ کدام اين آقايان مثل پسر عمو و يا پسر خالة ما نيستند که دل شان به حال ما بسوزد پس اين ما هستيم که حواس مان بايد جمع باشد، خودمان را متحد و مقتدر کنيم و در مقابل هرحکومتي  که حقوق انساني ما را انکار مي کند محکم بايستيم و مقابله نمائيم  چون قانون جهان تا به امروز چنين بوده است که حق  به وسيلة قدرت به دست مي آيد و حق ضعيف هميشه پايمال بوده است   و خواهد بود چون  در دنيايي که تر س از خالق و حساب و کتاب روز قيامت نزد مسؤولين کمتر وجود داشته باشد همه به فکر چپاول و غارتگري و زنده گي شاهانه و عياشانه براي  خود خواهند بود و همه شعارهاي قشنگ و وعده هاي فريبکارانة شان پيش از رسيدن به قدرت هميشه دروغ  از آب در آمده  است و لذا ما ديگر فريب اين گونه شعارهاي قشنگ و فريبنده را نخواهيم خورد.

پس ما  به رفتار  حکومت وحدت ملي که به خاطر ضعف و ناتواني هاي مسؤولين آن و ادامه جنگ نيابتي تمامي حقوق امنيتي و زنده گي مرفع  را از ملت ما سلب گرديده و با روشي سيستماتيک مردم مان  را در فقر و فشار و حفقان نگهداشته و فرزندان ملت مان را که به دنبال پيدا کردن لقمه ناني هستند، خيلي راحت و به طور روزمره تروريستان مي کُشد. نمي توان از کنار اين همه جنايت به آساني گذشت،  اين ايمان و باور ماست. پس ما اگر در کارمان  اخلاص داشته باشيم زود به نتيجه خواهيم رسيد. اميد است که با خواندن اين نامه، هدف مبارزه ما براي همه مشخص شده باشد  و همه بدانند که ما  فقط  براي رسيدن  به حقوق انساني مان داريم فعاليت مي کنيم و قصد تجاوز به حقوق ديگران را نداريم و بي پروا از همه تهمت ها و مزاحمت هاي خودي هاي خود فروخته و مغرض و نادان  و غير خودي هاي  حيله گر و متجاوز و زورگو  اين راه  دشوار و پر مشقت را تا پايان زنده‌گي مان ادامه خواهيم داد.

 

اشتراک گذاری:

نظر بدهید