پاکستان شدیداً زیر فشار امریکا

 

سید شریف ناصرزاده

رييس جمهور ترامپ، در صفحة تويترش نگاشته است که ايالات متحده در پانزده سال اخير، به گونة احمقانه بيش از 33 ميليارد دالر به پاکستان داده است، اما پاکستاني ها به غير از دروغ، فريب و احمق پنداشتن رهبران امريکا، چيز ديگري به ايالات متحده امريکا نداده است.

رييس جمهوري ايالات متحده امريکا مي‌افزايد که پاکستاني ها پناهگاه امن به هراس افگناني فراهم کرده است که امريکا با آنان در افغانستان درگير است.

موضع گيري صريح و روشن بين المللي ترامپ رييس جمهوري امريکا در ارتباط با مسائل بين المللي قابل تأمل است، او با صراحت لهجه سخن مي گويد و هر آنچه در نظرش مطابق به منافع امريکا مي آيد بي پرده موضع گيري مي نمايد، گاه اين گونه موضع گيري ها جهان را در بهت و حيرت مي کشاند و گاهي هم با موضع گيري هاي معقول اش طرفداران زيادي را به سويش جلب مي نمايد

اگر از موضع گيري بحران آور و نفرت بار بين المللي آقاي ترامپ همچون به رسميت شناختن بيت المقدس به عنوان پايتخت اسرائيل و يا در سياست با کشور هاي اسلامي از پشتيباني بي حد و حصر ايشان از عربستان سعودي و موضع بسيار خصمانه نسبت به جمهوري اسلامي ايران که خود عامل براي نفاق و دوئيت و بحران هاي گوناگون در کشور هاي اسلامي و همچنان مانع از جامعيت مبارزه با تروريسم در افغانستان مي شود بگذريم، مواضع آقاي ترامپ در رابطه با پاکستان واقعاً مطابق با درد ها و رنج هايي است که ملت ما سال ها آن ر‌‌ا تحمل نموده است.

اينگونه مواضع نشان مي دهد که دوران دوگانه بازي کردن پاکستان به سر آمده و حوصله و بردباري جهان نسبت به سياست هاي دوگانة پاکستان به آخر رسيده است.

پاکستا ن با سياست هاي دو گانه اش در طي ساليان متمادي، عامل جنگ و بربادي ملت ما بوده است.

سياست کين توزانه پاکستان در طول ساليان متمادي نسبت به اقوام افغانستان برخاسته از اهداف جنايتکارانه و عمق استراتيژيک شان نسبت به افغانستان بوده است. حافظه تاريخي به ما يادآور مي‌گردد که پاکستان در زمان هاي مختلف پنج دهه اخير، سياست هاي نفاق افگنانه شان‌را در قبال اقوام افغانستان روي دست گرفته است و به اين ترتيب به سوي اهداف استراتيژيک اش غرض تضعيف افغانستان و پيشبرد اهداف نفاق افگنانه اش تلاش نموده و در بسياري از مقاطع موفقيت هاي بزرگي را نصيب گرديده است، صد البته ماهران سياسي پاکستان که در ديپلماسي و سياست دست بالاي دارند، با نشان دهي ضعف ها و تبعيض هاي موجود در گذشته وحال  چهرة دايه مهربان‌تر از مادر را در قبال مردم و اقوام افغانستان را گرفته و تلاش نموده است با بلند نمودن اين ضعف ها و تبعيض هاي ناشي از حکومت هاي مستبد به اهداف اش براي به وجود آوردن نفاق و دوئيت بين اقوام افغانستان و نهايتاً ضعيف ساختن حکومت هاي مرکزي در افغانستان اقدام نمايد. اهداف استراتيژيک پاکستان داشتن يک حکومت ضعيف در افغانستان است که از طريق اسلام آباد، مستقيم و غير مستقيم اداره گردد.

به ياد داريم که پاکستان با بلند نمودن تبعيض هاي ناشي از حکومت وقت، راديويي را به نام راديوي هزاره‌گي تنظيم نمود و با بکار گيري يک تعداد از مردم مظلوم هزاره  از مظالم و ستم هاي دوران حاکمان جبار و خونخوار چون عبدالرحمن خان، عامل اصلي به وجود آوردن کله مينارها به صورت سيستماتيک ياد مي‌کردند حتا اشعار و نغمه‌هايي را در ارتباط با شهيد گل محمد،  قهرمان نبرد  ضد استبداد در ولايت علم پرور غزني ياد مي‌کردند و به اين گونه عده‌اي فکر مي‌کردند که اين پشتيباني واقعي از مردم مظلوم است که واقعاً سال هاي متمادي تحت ظلم و ستم واقع بوده است و از هيچگونه حقوق انساني بر خوردار نبوده اند. بدون هيچ شکي حکومت هاي گذشته که پايه‌هاي آن روي تبعيض، ستم و استبداد بنا شده بود و قرباني اصلي آن ملت افغانستان، ترقي و پيشرفت اين کشور بوده است. اما نظام نظامي پاکستان که خود با کودتا ها بالاي گرده هاي مردم مظلوم پاکستان حکومت مي‌کردند و با سياستمداران نظامي و استبدادي شان عملاً حقوق اقوام ساکن اين کشور همچون بلوچ ها، پشتون ها … پايمال و با استبداد ، دانشمندان و بزرگان آن ها به نام هاي مختلف مورد غضب شان قرار مي‌دادند و منابع طبيعي آن ها را به يغما  مي بردند و در ساحه هاي تعليمي، صحي و بازسازي نه تنها هيچگونه توجه نسبت به اين مناطق نمي کردند که عمداً در جهت دور نگهداشتن اين اقوام بزرگ از علم و دانش برنامه هاي بسيار منظم و سيستماتيک را روي دست مي گرفتند و تحت نام مناطق قبايلي و آزاد ، مردم را سر گرم مسائل قبائلي و مصروفيت هاي کاذب مي ساختند، چگونه مي تواند از داعيه بر حق ملت مظلوم و ستم ديده افغانستان براي به وجود آوردن عدالت اجتماعي پشتيباني نمايد و اساساً  آيا نظامي که پايه هاي آن روي استبداد، ظلم، چپاول و نظامي گري استوار است مي‌تواند راهکارعدالت خواهي را براي ديگران نشان دهد. حافظه تاريخي به ما مي‌گويد که با برجسته ساختن مظالم بالاي مردم مظلوم هزاره جات  پاکستان به اصطلاح علم عدالت خواهي براي مردم را در دست گرفته بود و امروز همان نظام،با پشتيباني گروه هاي تروريستي، صدها و هزار ها مردم مظلوم هزاره را با انتحاري، انفجار و دسيسه هاي گوناگون قتل عام مي نمايد و به اين گونه، آن پردة ضخيم عدالت خواهي اش را خود مي درد و چهره سياه، مکار، آدم کش و جلاد اش را به گونة آشکارا  نمايان مي سازد، دست داشتن نظاميان پاکستان در کشتار دسته جمعي و سيستماتيک هزاره ها و اقوام ديگر پاکستان کاملاً برنامه شده است.

حافظة ديگر تاريخي ما در دوران جهاد رهايي بخش ملت ستم ديدة ماست. تجاوز روس ها در داخل افغانستان و سپس مقاومت مردم و مجاهدين در مقابل اين تجاوز و به دنبال آن پشتيباني  جامعه جهاني و اکثريت اعضاي سازمان ملل از جهاد برحق ملت ما برگة سبز ديگري شد که پاکستان با پشتيباني از جهاد و پذيرايي مجاهدين و رهبران جهادي حد اعظمي استفاده در جهت  پيشبرد اهداف استراتيژيک نمايند. به ياد داريم که تجاوز روس ها در افغانستان درواقع  برنامه بزرگ غرض رسيدن به آب هاي گرم هند بود  و اين تجاوز در افغانستان در واقع تهديد بسيار جدي به پاکستان به عنوان راه رسيدن به بحر هند بود. يا به زبان ديگر، مجاهدين و رهبران جهاد همانطوري‌که براي آزادي افغانستان، استقرار صلح و ثبات و به وجود آوردن نظام اسلامي مبتني با فرهنگ مردم افغانستان جهاد مي‌کردند، به عنوان مانع بزرگ اهداف استراتيژيک روس ها در رابطه با کل جهان از تهديد مستقيم روس‌ها، از اهميت و جايگاه بزرگ برخوردار بود و به همين علت کشورهاي جهان با پشتيباني اقتصادي، نظامي و…، به همکاري مجاهدين و رهبران جهادي مي‌شتافتند. در اين ارتباط، پاکستان اولين کشوري بود که بعد از افغانستان مورد تهديد روس ها بود و مقاومت مردم ما در واقع دفاع از افغانستان، همسايه هاي افغانستان، کشور هاي اروپايي و… نيز بود و برنامه‌هاي استعماري روس ها را خنثي مي‌نمود و در اين ارتباط پاکستان با در اختيار گذاشتن سرزمين شان براي مهاجرين و رهبران جهاد، صد ها ميليارد دالر را نصيب گرديد. ارگان هاي نظامي اش را تقويت نمود و در همين زمان، صاحب بمب اتم گرديد و صد ها و هزار ها مفاد اقتصادي، سياسي و نظامي را نصيب گرديد که بايد سپاس گذار مجاهدين، مهاجرين و رهبران جهادي باشند. اما عملکرد اين حکومت نظامي، بعد از پيروزي جهاد، نشان داد که نظاميان پاکستان به اندازه خسي به اهداف آزادي خواه، ايثار و فداکاري مردم افغانستان و رهبران جهادي اهميت نمي دهد که با انواع توطئه ها در جهت تضعيف نظام مجاهدين، انزواي سياسي اين نظام و نابودي افغانستان، اشغا ل پنهان کشور و به وجود آوردن نظام ظالمانه طالبان در کشور گرديد که تا به امروز ما قرباني هاي اين نيرنگ ها هستيم و روز به روز براي ملت ما مرگ و کشتار مي آفرينند.

اين اعمال نشان مي‌دهد که نظاميان پاکستان به هيچ چيز جز اهداف شرارت پيشة آن نه تنها باور ندارند که از هر وسيله اي براي اهداف تعيين شدة آن استفاده مي‌کنند. طالبان نيز يکي ديگر از قربانيان جنگ طلبانه پاکستان است. نيروهاي طالبان که در واقع شکار توطئه هاي پاکستان در ايجاد به وجود آوردن نفاق قومي در بين مردم گرديده اند، فکر مي‌کردند که پاکستان با پشتيباني از پشتون‌ها مي‌خواهد نظامي به وجود آورد که رهبري آن‌را پشتون ها به عهده گيرد و به اين گونه حاکميت به اصطلاح تاريخي اين قوم را تثبيت نمايند اما روند مقاومت و سپس حملات القاعده در برج هاي تجارت جهاني در نيويارک، صحنة ديگر را ترسيم کرد که هم چهرة مکار و دوگانة پاکستان را هويدا ساخت و هم ادعاي دروغين پشتيباني از پشتون‌ها را در چهره نظام مستبد طالبان نمايان ساخت.

رفتار وحشيانة نظاميان پاکستان در سال 2016 با پشتون هاي مقيم لاهور، کراچي و… به خوبي نشان مي‌دهد که پاکستان نه به هزاره ها، پشتون ها، تاجيک ها، ازبيک ها و … همراه و همگام است، بل پشتيباني ازين و آن قوم صرف براي ايجاد نفاق و دوئيت در بين مردم غرض پيشبرد اهداف استراتيژيک آن ها و تضعيف افغانستان ومانع پيشرفت و ترقي کشور ماست.

موضع گيري اخير ترامپ در رابطه با پاکستان   نشان مي دهد که سياست مدارا و تشويق پاکستان از طريق واريز نمودن ميليارد ها دالر به پاکستان به پايان رسيده و جهان نسبت به عملکرد دوگانه پاکستان و تقويت گروه هاي تروريستي به خوبي آگاه اند و آن را مانع صلح و ثبات منطقه و هم چنان عامل براي کشتار عساکر بين المللي و مردم افغانستان مي دانند.

اين سياست نشان مي دهد که امريکا و جهان نسبت به آنچه پاکستان به افغانستان انجام مي دهد قابل تحمل نبوده و روي کرد تروريستي پاکستان بيشتر از همه براي جهانيان روشن شده است .

اما آنچه در چنين موضع گيري ها گنگ است، نبود يک راهکار عملي در مقابله با سياست هاي تروريست پرور پاکستان است.

اينکه پاکستان عامل ويراني افغانستان و کشتار مردم ما و هم چنان نيرو هاي بين المللي است جاي شکي نيست، اما برخورد با چنين اعمال جنايتکارانه بايد طوري باشد که حاکمان نظامي و تماميت خواه پاکستان را از خواب رسيدن به اهداف جنايت کارانة شان از طريق تقويت تروريستان بيدار سازد ، نشانه گرفتن پايگاه ها و مراکز آموزشي تروريستان در خاک پاکستان نيز مي تواند در توقف انديشة تروريست پرور پاکستان مؤثر واقع گردد ، قطع کمک هاي ميليارد دالري امريکا و انزواي سياسي اين کشور در مجامع بين المللي و… راهکارهايي است که متأسفانه تا هنوز اقدامي دراين رابطه صورت نه گرفته است.

جهان بايد اين مسأله را درک نمايند که عمق استراتيژيک پاکستان با تخليق ترور،  وحشت و استفاده ابزاري از گروه هاي تروريستي نهفته است و تا زماني‌که جهان برخورد قاطع و عملي نسبت به اين سياست پاکستان انجام ندهد نمي تواند پاکستان را با بيانات و محکوميت ها به صراط مستقيم بکشاند. تجربه سال ها مدارا و بردباري جهان و واريز نمودن ميليارد ها دالر به پاکستان نيز نشان مي دهد که پاکستان به هيچ وجه با سياست مدارا ، با جهان و مبارزه باتروريسم هم گام نخواهد شد.

اکنون بر دولت افغانستان است که با برنامه و راهکارامنيتي ملي دست به اقدام هاي اساسي زده و در جهت اصلاحات نظام گام هاي مؤثري بردارند و ازين موقعيت و موضع گيري واقع بينانة ترامپ حد اعظم استفاده را براي استقرار صلح و ثبات نمايند.

پاکستان بايد هم اکنون بداند که ملت ما چهرة مکار، آدم کش و جنايت پرور شان‌را به خوبي شناخته است و به هر شکلي که بخواهد ظاهر شود، نمي تواند وحدت ملي مردم را خدشه دار سازد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید