امريکا  در افغانستان پيروزي يا شکست؟

احمد سعیدی

امريکا به خاطر پيروزي در جنگ افغانستان و فريبکاري‌هايي که پاکستاني ها با در نظرداشت 33 ميليارد دالر که از امريکا گرفته و آن‌را نه در راه زدودن تروريزم، بلکه در راه ازدياد آن به مصرف رسانيده اند و پس از گذشت 15 سال، مقامات کاخ سفيد اين حقيقت را تازه درک نموده روي اين اصل به تازه گي مقامات امريکايي کمک هاي نظامي خود به پاکستان را به حالت تعليق درآورده و به خاطر فشار بر پاکستان، طرح‌ها و استراتيژي‌هاي ديگري نيز روي ميز مقامات امريکايي قرار دارد. ادامه همچو فشار ها در کوتاه مدت سه، بلکه در دراز مدت مي‌تواند پاکستان را حراسان  و حتي زمينگير سازد. اين فشارها بر پاکستان زماني از زبان مقامات امريکايي به رسانه ها رسيد که دونالد ترامپ، ضمن اعلام استراتيژي جديد کشورش در افغانستان و ادامه مبارزه براي جلوگيري از نتايج «قابل پيش بيني و غيرقابل قبول» در آن نيز به نوعي اعتراف کرده بود که امريکا تا زمان رسيدن به مقاصدش، از افغانستان خارج نخواهند شد.

اظهارات دونالد ترامپ مبني بر اين‌‌که «خسته شدن و يأس مردم امريکا از جنگي که در آن پيروز نباشند قابل بحث نيست. رييس جمهور امريکا در حال حاضر به اين عقيده است که در نهايت مي جنگيم و بالاخره پيروز مي شويم اين اظهارات بيش از افکارعمومي جهاني، اذهان مردم امريکا را زيادتر متوجه خود کرده است آن‌ها نمي‌دانند که اين همه مصارف و اين ماموريت که از ساليان زيادي به اينسو ادامه دارد چي وقت خاتمه مي‌يابد.

از سوي ديگر، از موقف‌گيري‌هاي اخير رييس جمهوري امريکا و اعلان استراتيژي آن، ينس استولتنبرگ، دبيرکل ناتو و محمد اشرف غني رييس جمهوري افغانستان ابراز خرسندي کردند. اما نه تنها حامد کرزي رييس جمهور قبلي افغانستان، يک تعداد از شخصيت هاي ديگر ملي و بين المللي با اين استراتيژي به دليل اين‌‌که برخلاف «صلح و منافع ملي افغانستان» است مخالفت کرده اند.

مقامات ايراني نيز از عملکرد هاي اخير امريکا به خصوص در مورد اعلان استراتيژي آن کشور راضي به نظر نمي‌رسند.

از طرف  ديگر سرگئي لاوروف، وزير خارجه روسيه نيز اعلام کرده است، استراتيژي جديد امريکا در افغانستان که مبتني بر «استفاده از قدرت» است هرگز شانس موفقيت ندارد. اين استراتيژي يک «بن بست» است. حالا در اين يادداشت  بايد پرسيد که امريکا در افغانستان به دنبال چيست؟ چه مي‌خواهد و چه خواهد کرد، پيروزي يا شکست.

تعدادي از کارشناسان اقتصادي معتقد اند که علت تنش سياسي در دنيا، کاهش و ادامه کاهش ميزان منابع طبيعي کشورهاي پيشرفته به دليل انتقال منابع طبيعي متعلق به کشورهاي جهان سوم به کشورهاي خودشان است.

تغيير موضع ترامپ در افغانستان مورد توجه رسانه هاي بين المللي قرار گرفته است. ترامپ در گفتوگو با ميشل سيلور مدير ارشد اجرايي «امريکن المنتس» از وجود منابع طبيعي به ارزش بيش از يک تريليون دالر در خاک افغانستان مطلع شده است.

وي در گفتوگو با رييس شرکت مواد شيميايي امريکا نيز به اين حقيقت اعتراف نموده است که منابع طبيعي افغانستان ميتواند اقتصاد امريکا را به اوج برساند. لذا لازم است حضور نظامي امريکا در افغانستان ادامه يابد.

اين واقعيت که علت عدم اجازه ورود مردم افغانستان به برخي مناطق به دليل جنگ، جلوگيري از برملاشدن تلاش نيروهاي خارجي براي استخراج منابع طبيعي اين مناطق است»، با صداي بلند به زبان آورده مي شود.

گفته مي شود که اشرف غني، رييس جمهوري افغانستان در ماه مي 2017 در رياض به ترامپ گفته که «بر روي ثروت بزرگي نشسته ايم، چرا شرکت هاي امريکايي به جاي چين در کشور ما نباشند.

هندوستان-پاکستان؛ دو نيروي هسته اي در استراتيژي افغانستان

به نظر مي رسد امريکا به ناتواني در عدم مديريت روند پيش رو با پاکستان قانع شده است. به همين دليل، تيلرسون الحاق هندوستان به روند صلح در افغانستان که آموزش نيروهاي افغان در حال جنگ با مجاهدان در کشمير اشغالي را در سال 2011 برعهده گرفت، اعلام کرد.

با اين‌‌که پاکستان مهمترين کشور منطقه در رسيدن به ثبات سياسي و اقتصادي در افغانستان است و نمي توان منکر نقش اين کشور در افغانستان بود، اما ايالات متحده تصميم گرفته است تا هندوستان را به عنوان بازيگر مهم در منطقه و «عنصر توازن جهاني» در مقابل چين قرار دهد.

پس از اظهارات ترامپ درباره پاکستان، تيلرسون نيز با سخناني؛ از قبيل «در سال‌هاي اخير عدم اطمينان ميان واشنگتن، اسلام آباد حاکم است»، «پاکستان تبديل به منطقه امن براي تروريست ها شده است» و«پاکستان مانع صلح در افغانستان است» نشان داد که در راهبرد جديد واشنگتن در اين کشور، نقش هندوستان پررنگتر خواهد بود.

نقشي که ايالات متحده به يکي از متحدان اصلي خود در منطقه يعني هند مي دهد موجب دلسردي پاکستان شده است. اسلام آباد نيز در واکنش به اظهارات مقامات امريکا گفته است که هيچ کشوري به اندازه پاکستان با تروريسم مبارزه نکرده و در خارج از مرزهاي خود از تروريسم خسارت ديده است.

اين کشور با رد ادعاي ترامپ و تيلرسون، مبني بر اين‌‌که حيات خلوت تروريست‌ها شده، اظهار داشت که از ناديده گرفتن فداکاري‌ها و تلاش هاي پاکستان در مبارزه با تروريسم نااميد و مأيوس شده است.

چين نيز با دفاع از راه حل سياسي به جاي راه حل نظامي در افغانستان، مسأله کشمير ميان هند و پاکستان را به عنوان مانعي براي استقرار صلح و ثبات دانسته که اين موضوع مي تواند منجر به تنش هاي بيشتر بين اين دو کشور شود.

به نظر مي رسد چين با پيشنهاد خود براي ميانجيگري در مسأله کشمير و راهبرد جديد امريکا در افغانستان، بيش از پيش مورد توجه پاکستان قرار خواهد گرفت و اسلام آباد بيشتر از امريکا به اين کشور نزديک خواهد شد.

از طرف ديگر، راهبرد جديد ترامپ که از جنوب آسيا شروع شده و با عبور از خاورميانه، افريقا و کورياي شمالي ادامه مي يابد موجب تشديد تنش ها براي مقابله با نفوذ چين در منطقه از طرف امريکا باشد.

-حمايت چين از پاکستان

دولت چين اولين کشوري بود که به انتقادهاي دولت ترامپ از پاکستان واکنش نشان داد. وانگ‌يي، وزير امور خارجه چين در تماس با همتاي پاکستاني خود با ستايش از «فداکاري هاي بزرگ» پاکستان در مبارزه با تروريسم از جامعه جهاني خواست تا از اين نقش پاکستان حمايت کنند.

همچنان يانگ جيشي، از ديپلمات هاي برجسته چيني نيز چندي قبل در تماس تيلفوني با تيلرسون از قاطعيت کشورش براي تثبيت صلح و استقرار سياسي در افغانستان خبر داده و بر اهميت نقش پاکستان در مسأله افغانستان تأکيد کرد. وي از امريکايي ها خواست تا به حاکميت و نگراني امنيتي پاکستان احترام بگذارند.

مي توان گفت که دعوت چين از امريکايي‌ها براي احترام و به رسميت شناختن نقش پاکستان در منطقه نشان دهنده ادامه حمايت بيجينگ از اسلام آباد است. اگر ايالات متحده دنبال حفظ منافع خود در منطقه است ناگزير به افزايش سطح روابط خود با پاکستان است.

بر اساس آمار بانک مرکزي پاکستان، در چهارسال گذشته امريکا 533 ميليون دالر و چين 2.8 ميليارد دالر در پاکستان سرمايه گذاري کرده و بيجينگ قصد دارد 50 ميليارد دالر ديگر در اين کشور سرمايه گذاري کند.

علاوه بر اين، چين پشتيباني سياسي گسترده اي از پاکستان مي نمايد و با اين شرايط تهديدات امريکا درخصوص قطع کمک هاي نظامي به دليل سياست خارجي پاکستان، بي اثر مي‌گردد.

برکناري نواز شريف از نخست وزيري پاکستان که ادعا مي شود از طالبان براي کنترول فعاليت‌هاي هندوستان در افغانستان حمايت کرده را نيز مي توان بخشي از اين فشار و استراتيژي جديد امريکا براي کسب موفقيت در افغانستان دانست.

امريکا از روسيه مي خواهد تا کمک هاي تسليحاتي به گروه هاي مختلف در افغانستان را از طريق دولت مرکزي اين کشور انجام شود. در اين‌جا طرح اين سوال که ارسال کمک تسليحاتي به گروه هاي تروريستي که درصدد تشکيل دولت جعلي است از چه راهي انجام مي‌شود، مطرح مي‌گردد.

از سوي ديگر، روسيه از اين‌‌که در مسأله افغانستان هزينه‌اي انجام نمي کند به نظر خشنود مي رسد ولي به اعتقاد مسکو از استراتيژي جديد امريکا، نتيجه مثبتي حاصل نخواهد شد.

به نظر مي رسد امريکا قبل از فائق آمدن بر مسأله افغانستان توان ايجاد استراتيژي متوازن در جنوب آسيا و حوزه پاسيفيک عليه چين که در حال قدرت گيري است را نخواهد داشت.

به عقيدة من، بدترين تفاهم نامه تجاري براي ترامپ خواهد بود که تضميني براي موفقيت آن وجود ندارد و تعهدات طولاني مدتي را الزام خواهد کرد. افغانستاني که شبيه چاه بي‌انتها براي وي به هزينه ميليون ها دالر و جان هزاران نفر تمام خواهد شد . به نظر مي رسد سياست «ابتدا امريکا و منافعش» براي افغانستان صلحي در برنخواهد داشت.

اين استراتيژي جديد که نتايج آن براي همه‌گان علامت سوال است، براي کشوري که سالانه 3 ميليارد دالر مواد مخدر توليد مي کند و رهبرانش به دليل رشوه و فساد اعتماد مردم را از دست داده اند مي تواند به عنوان پروژه اي براي تبديل افغانستان به سوريه يا عراق ديگري تفسير شود. سخنان تيلرسون مبني بر اين‌‌که «درس زيادي از عراق و سوريه گرفتيم»، اين نگراني را افزايش مي دهد.

هزينه نظامي ميلياردها دالر امريکا در افغانستان در 17 سال گذشته نتوانست «آزادي افغانستان توسط امريکا» شعاري که از طرف جورج بوش مطرح شد با وجود تغيير سه دوره رياست جمهوري محقق کند.

جاي خالي امريکا که در صورت خروج از افغانستان، خسارت مادي و استراتيژيک زيادي در جنوب آسيا را متحمل خواهد شد توسط بازيگران محلي و چين و ايران پر خواهد شد. انتظار راه حل فوري از استراتيژي جديد ترامپ در افغانستان غير واقعي به نظر مي‌رسد.

با اين وجود امريکا بايد در خصوص اين‌‌که چه چيزي را مشکل مبارزه با تروريسم بداند عميقاً بينديشد. به نظر مي رسد انتخابات سال 2019 آخرين اميد مردم خسته شده از جنگ افغانستان و اميد تازه‌اي براي به صحنه آمدن نيروهاي ملي در اين کشور باشد. اما سناريويي را که در حال حاضر به خاطر انتصاب رييس کميسيون انتخابات در جريان است اين پيام را مي رساند که بعضي از مقامات يکبار ديگر دست و آستين بر زده تا تقلبات انتخابات قبلي را در سال 2019 تکرار کنند.

از طرف ديگر، شايد دليل عدم موفقيت در پيروزي در جنگ نيز اصرار بر اين اشتباهات است. سرنوشت پاکستان و افغانستان به يکديگر پيوند خورده و بدون پايان خشونت با گسترش گفت‌و‌گوها امکان پايان جنگ در افغانستان و آرامش در پاکستان نخواهد بود.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید