شمال؛ از جنايت طالب تا خيانت حکومت

 

ميرزااولنگ، نامِ آشناي جنايت هاي تکان دهنده طالب و داعشي و مصداق خيزش هاي مردمي در برابر تروريسم مي باشد، اما چرا همچنان فاجعة اين منطقه عمدتاً هزاره نشين در تصرف نيروهاي طالب ادامه دارد؟

اگر شمال تنها منطقه مقاومت حتا در دوران حاکميت طالبان بود، مقر رهبران ضد اين گروه نيز مي باشد که اکنون بدل به سرزمين يکه تازي تروريستان شده در حالي که استعداد بي نظري در شکل گيري جبهه مقاومت مردمي دارد، آنچه طالب در کنار داعش از سربريدن هاي کودکان و زنان در کنار قتل عام فجيع غيرنظاميان در اين منطقه به نمايش گذاشت، همچنان که نشأت گرفته از نفرت قوميتي و مذهبي است، زنگ خطر براي جنبش هاي مردمي ساير مناطق شمال بود تا اين پيام را فراگير کند که نه تنها همراهي حکومت را دارد، بلکه در برابر مقاومت ها، کوچکترين رحمي نيز نخواهد داشت.

اين در حالي است که با پايان يافتن جغرافياي حاکميت داعش در سوريه و عراق احتمال از ميان رفتن اين گروه با وجود نيروي 7 تا 10 هزار نفري دور از انتظار است در حالي که سرزمين تروريست زده به مانند افغانستان در يک قدمي آنان با حکومت ضعيف با ناامني گسترده قرار دارد.

اگر نيروهاي داعش در افغانستان از درون طالبان موفق به ريشه دواندن در منطقة شرق شده است، اما در هدف و افراط گري هم راستا با هر گروه تروريستي به خصوص باقي مانده‌گان داعش در سوريه و عراق است در حالي که کشور شاهد به تکرار ادغام گروه هاي مختلف افراط گر و تکامل آنان بوده است.

و از آنجايي که طالبان در گذر سه دهه از حضور در افغانستان به لطف رهبران طالب دوست و حمايت کشورهاي جهان و منطقه، ديگر به عنوان طرف گفت و گو و صلح خوانده مي شود که راهي جز ادغام در قدرت ندارد بايد چهرة ديگر از تروريسم در افغانستان ظهور کند تا شعله هاي جنگ را افزون کند و اهداف شوم را اجرايي.

شمال نمونه بارز از استراتيژي هاي پنهان و پيچده اي است که اکنون در حال اجرا شدن مي باشد و اولين ضربة مهلک، شکستن مقاومت مردمي و جناح مخالف طالبان بود تا ديگر هيچ جبهه و خيزشي فکر مقابله در برابر افراط گرايان را نداشته باشد.

در اين ميان، حکومت وحدت ملي با رهبري اشرف غني تمامي قدرتمندان را از کانون قدرت پس زده و با احاطه کردن خود توسط سياستمداران قومي، اختلاف هاي درون حکومتي را به اوج خود رساند.

اختلاف هاي قوميتي بار ديگر زمينه ناامني ها و قدرت يابي گروه هاي تروريستي را مهيا کرد تا آنجا که به تکرار، تکان دهنده ترين رويدادهاي حمله و انتحاري با هدف براندازي جنگ مذهبي و قتل عام غيرنظاميان رخ دهد در حالي که اعتراض هاي مردمي در برابر موج بي کفايتي هاي امنيتي حکومت نيز با خشونت ها به حاشيه رانده شد.

در اين ميان، ميرزااولنگي که سنبل خشم طالب و داعش در همراهي بي مانند در افغانستان مي باشد اکنون نيز شاهد تصرف به دست همين گروه هاست و بازمانده‌گاني که شانس زنده مانده را يافتند به مانند هزاران هزار تن از بيجاشده‌گان جنگي در بدترين وضعيت به سر مي برند، اما چرا نيروهاي ولايتي و حکومتي موفق با پس زدن طالبان در اين منطقه به خصوص شمال نمي شوند، بايد نگاه به عملکرد امنيت ملي داشت.

امنيت ملي و رياست جمهوري نه تنها خواهان حفظ نيم بند ثبات افغانستان نيست، بلکه با هر روشي بر دامنه ناامني ها مي افزايد و برهمين اساس خواهان به چالش کشيدن شمال است که هم نمود حاکميت و قدرت رهبران اقوام جز پشتون مي باشد و هم افتخار جبهه مقاومت را يدک مي کشد.

ميرزااولنگي که توسط طالب صحنه نمايش کشتارهاي فجيع بود اکنون با تلاش حکومت به منطقه اي بدل شده است که حافظه جامعه تا ابد به ياد آورد که چه بر سر مقاومت ها و خيزش هاي مردمي خواهد آمد اگر در برابر طالب و حکومت قد عمل کند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید