پيامد هاي نگران کننده رهايي زندانيان

مهوش فخری

حکومت وحدت ملي سال گذشته توافقنامه صلح را با حزب اسلامي به رهبري آقاي گلبدين حکمتيار رهبر اين حزب امضا کرد، رهايي زندانيان وابسته به حزب اسلامي از زندان، يکي از موارد اين توافقنامه بود که حکومت تعهد داشت تا به اين مواد توافقنامه، عمل کند و بر اساس آن، چند ماه قبل تعدادي از زندانيان وابسته به حزب اسلامي را از زندان رها ساخت. همچنان هفتة گذشته نيز به تعداد هفتاد و پنج تن ديگر از زندانيان اين حزب که به اتهام جرايم عليه امنيت داخلي و خارجي، زنداني شده بودند رها شدند، بناءً حکومت به آنچه توافق کرده بود، عمل کرد.

اين عملکرد دولت درحالي صورت مي گيرد که به نظر مي رسد حزب اسلامي مکلفيت هاي خودش را در قبال وعده هاي داده شده از سوي اين حزب انجام نداده است.

در عين حال رهايي اين زندانيان را مي توان تهديدي در برابر امنيت و برهم زدن ثبات در کشور عنوان کرد که نگراني شهروندان را به همراه دارد. باور ها بر اين است که هيچ تضميني وجود ندارد که اين زندانيان رها شده دوباره به اعمال سابقة شان دست نزنند و بر نگردند و با عث افزايش ناامني هاي بيشتر در کشور نشوند.

اين نگراني ها درحالي ابراز مي گردد که انتقادهاي شديد به خاطر رهايي تعدادي از جنايتکاراني وجود دارد که متهم به قتل هزارها تن از غير نظاميان و نيروهاي امنيتي در ميدان هاي نبرد وانفجارات، بمب گذاري ها، موشک پراگني در نقاط مختلف کشور طي هفده سال گذشته استند.

تجارب گذشته نشان داد، تمامي زندانياني که بر اساس فرمان هاي رييس جمهور از بند رها گرديده بودند دوباره به ميدان هاي نبرد بازگشته اند، مردم حق دارند بدانند که آيا اين معاملات سياسي و استخباراتي در زنده گي شان چه نقش و تأثيري خواهد داشت و در پهلوي اين همه نگراني شهروندان، سرو صداهايي نيز بين حلقات سياسي و عوام وجود دارد که چندين تن از اين زندانيان رها شده با گروه هاي دهشت افگن و طالب مستقيماً رابطه دارند و رهايي آنان برنگراني هاي شهروندان افغانستان خصوصاً شهر کابل بيشتر از پيش افزوده است.

قسمي که معلوم است، به خصوص در روزهاي اخير، شهر کابل و شماري از شهرهاي ديگر کشور شاهد رويدادهاي، انتحاري و انفجارهاي ناشي از ماين هاي مقناطيسي، ترور، قتل هاي مرموز، اختطاف و جرايم گوناگون که باعث کشته و زخمي شدن صدها تن از هموطنان اعم از غير نظاميان و نيروهاي امنيتي گرديده است.

همچنان مردم مي خواهند، بدانند جز دلهره، هراس و فشار روحي و رواني که از رهايي اين گونه اشخاص و افراد از زندان براي شان دست مي دهد آيا کوچکترين حاصلي در جهت مثبت خواهد داشت. به گونة مثال، در تأمين صلح و امنيت در کشور کار اين رها شده‌گان چيست؟ زيرا اميدواري هايي توأم با آمدن آقاي حکمتيار به کابل و پيوستن وي و حزبش به پروسه صلح وجود داشت و شهروندان به اين اميد بودند که ممکن افراد حزب اسلامي دست از خشونت کشيده و حداقل براي مردم در راه تأمين صلح و ثبات در کشور تلاش نمايد، در حالي که رسانه هاي داخلي روزگذشته خبر دادند که يکي از اين افراد آزاد شده در ولايت غور يک بزرگ قومي را با دو پسرش به شهادت رساند. اگر اين يک واقعيت باشد، پس واي به حال مردم بيچاره کشور.

اين رويدادها در حالي در کشور يکي پي ديگر به وقوع مي پيوندد که گفته مي شود حزب اسلامي ادعا دارد که حدود 3000 هزار تن از اعضاي اين حزب هنوز هم در زندان هاي افغانستان نگهداري مي شوند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید