در عقب فتواي ملاهاي پاکستان چه نيرنگي نهفته است؟

مهرالدين مشيد

اين نخستين بار نيست که پاکستان در برابر هشدار امريکا اين چنين واکنش نشان مي دهد و پيش از اين نيز با اين گونه فريب هاي سياسي خواسته تا امريکايي ها را اغوا کند و به قول رييس جمهور امريکا، کاخ سفيد را احمق بسازد. سياستگران تردست و کار کشتة پاکستاني که با بازي کردن با امريکا تجربة زيادي دارند و تلاش کرده اند تا هر از گاهي در برابر هشدارهاي نرم و سخت امريکا و باتوجه به مزاج آنان و با اراية نسخه هاي گوناگون واکنش هاي متفاوت براي آنان بدهند، اين بار خواستند با ترفندي زير نام «فتواي علماي پاکستان مبني بر حرام خواندن حمله هاي انتحاري» افکار امريکايي ها و مردم جهان را در پيوند به سياست هاي تروريست پرورانه و ضد انساني و اسلامي دولتمردان خود وارونه جلوه بدهند تا به اين وسيله به گونة غيرمستقيم بگويند که گويا پاکستان با هراس افگني به گونة بنيادي و سازش ناپذير، ناسازگاري دارد که رييس جمهوري پاکستان گفته است که براي رسيدن به اصل روياي طلايي اسلامي،  يک روايت ملي را به هدف پيشگيري از هراس افگني بايد جويا شد.

کتاب فتواي حرام خواندن حمله هاي تروريستي جلب توجه است و به نحوي بازگوکنندة واقعيت هاي موجود در پاکستان است. در اين کتاب آمده «هيچ فردي و يا گروهي صلاحيت ندارد که اعلام و امر به جهاد کند». اين کتاب پس  از فتواي 1800عالم دين پاکستان نوشته شده است و پيش از اين، فضل الرحمان جنگ برضد نيروهاي بين‌المللي در افغانستان را «جهاد» و «جايز»، اما جنگ در پاکستان را «حرام» خوانده بود. وي در اين نشست نيز حضور داشت و پسر مولانا سميع الحق که پدر معنوي طالبان خوانده مي شود نيز اين فتوا را امضا کرده است. اين در حالي است که سياست هاي اين کشور در تضاد کامل با منافع مردم اش قرار دارد و نظاميان پاکستان در تباني با علماي استخباراتي اين کشور طي هفتاد سال گذشته رفاه و عدالت و رستگاري مردم پاکستان را قرباني اهداف شوم خود کرده اند تا از هندوستان انتقام بگيرند و با عنوان کردن منافع ملي پاکستان، منافع شخصي شان را برآورده سازند.

به گواهي گزارش تحقيقي خانم صديقي که چند سال پيش نشر شد، نظاميان پاکستان تا کنون توانسته اند، ميليون ها دالر را از کمک هاي داخلي و خارحي بدزدند. اين فتوا پس از واکنش تند مقام هاي پاکستاني در برابر هشدار ترامپ صادر شده که گفتند، امريکا قرباني هاي پاکستان در نبرد با تروريزم را به هيچ گرفته و اين کشور هيچگاه منافع ملي خود را با امريکا در معرض معامله قرار نمي دهد که يادآور همان داستان گرگ است” گرگي به شدت غو مي زد و در ضمن از عقب باد خارج مي کرد. از وي پرسيدند که چرا اين چنين؟ پاسخ داد که غو زدن نشانة زور و باد خارج کردن نشانة ترس است”. حال مقام هاي پاکستان مي خواهند تا با واکنش هاي چندگانه بار ديگر خاک بر چشمان مقام هاي کاخ سفيد بيافگنند تا باشد که بار ديگر آنان را احمق بسازند و کمک دو ميليارد دالري به تعويق افتاده را دوباره از امريکا به دست آورند. پاکستاني ها براي به دست آوردن پول از هيچ ترفندي دريغ نمي کنند و اظهارات يک قاضي امريکايي در هنگام محاکمة ايمل کانسي خيلي جالب است که گفت، با پاکستاني ها معاملة پولي نکنيد که در برابر پول حتا حاضر اند که مادر خود را هم تسليم امريکا مي کنند که با اين نرد بازي شان گذاشتن دين در تختة قمار خيلي ساده است.

هرچند زمامداران پاکستان به ويژه نظاميان اين کشور که در واقع با ادامة نظام هاي کودتايي و تهديد هاي نظامي پس از سال 1947 سرنوشت مردم پاکستان را به بازي گرفته اند. پيش از آغاز جهاد افغانستان در برابر شوروي پيشين از علماي اسلامي اين کشور استفادة ابزاري کرده اند تا با دامن زدن به تحرکات ديني و احساسات ملي مردم اين کشور، دشمني با هند را زنده نگهدارند؛ زيرا پاکستان پس از استرداد استقلال اين کشور به هند به حيث يک کشور رقيب ديده و تا کنون سه بار با يکديگر جنگيده اند و هر بار هند به بدترين حالت پاکستان را شکست داده که شکست اين کشور از هند در سال 1974 و به اسارت رفتن صدهزار سرباز پاکستاني به دست سربازان هند به همه‌گان آشکار است. بنابراين، رابطة تنگا تنگ عالمان دين پاکستان باشبکة استخباراتي اين کشور به هيچ کس پنهان نيست. همه مي دانند که بيشتر از سه هزار مسجد تحت نظر آي اس آي در اين کشور فعال اند و اين مدرسه ها مراکز سربازگيري براي جنگ هاي نيابتي در افغانستان و هند و کشور هاي ديگر است. درست روندي که پس از جهاد افغانستان با سرازير شدن ميليون ها دالر از کشور هاي خليج و به ويژه عربستان سعودي رقيب ايران و حامي مذهب وهابيت به اين کشور سرازير شد و از آن به بعد به شدت ادامه دارد. اين مدرسه ها و آموزگاران آن‌ها کارت بازي مقام هاي پاکستاني با پيشآهنگي نظاميان آن با آل سعود و واشنگتن است و هر از گاهي از اين مدرسه ها سود مي جويد؛ يک زماني هزاران دانش آموز را زير نام طالب به افغانستان و کشمير مي فرستند تا در رکاب تروريستان در افغانستان و هند فاجعه بيافرينند و زماني با گردهم آوري استادان، آنان فتواي حرمت حمله هاي انتحاري را صادر مي کنند. هرچند در رکاب اين مفتيان دالرو کلدار و مولانا فضل رحمان و فرزند سمع الحق نيز قرار دارند که مدرسه هاي فضل رحمان و حقانيه از جمله مرکز هاي عمدة سربازگيري هراس افگنان است؛ اما گفته مي شود که در ميان اين مفتيان رهبران گروه هاي مشهور تروريستي چون؛ لشکر جنگهوي، جيش محمد، لشکر طيبه، سپاه صحابه و به قول وزير خارجة پاکستان، نماينده گان 66 گروه تروريستي فعال در اين کشور موجود نبوده اند؛ اما هرچه باشد، سر تمامي اين مار هاي خطرناک در دستان نظاميان پاکستان است و به ساده گي آنان را به کمک ملا اشرفي رييس شوراي علماي اين کشور را که در گذشته، جنگ در افغانستان را مشروع پنداشته بود،  آمادة زهرپاشي در افغانستان مي نمايد.

در اين شکي نيست که اين فتوا، شمشير دو سره را ماند که با يک تيغ مردم افغانستان و با تيغ ديگر ملت پاکستان را ذبح نموده و آن را صبغة شرعي مي دهند؛ اما حکومت افغانستان مي تواند، با استفاده از اين فرصت وارد بازي سياسي شده و در سطح منطقه و جهان فعال تر عمل کند. هرچند پاکستان به اين وسيله براي امريکا چراغ سبز نشان داده که گويا اين کشور در سياست هايش در مبارزه با تروريزم تجديد نظر کرده است؛ اما آنچه مسلم است، اين‌که کليد اصلي بازي‌هاي سياسي تروريست پرورانة پاکستان در دست نظاميان اين کشور است و حکومت ملکي پاکستان ابزاري بيش براي راندن اسب هراس افگني آنان نيست.  اين در حالي است که  هنوز صراحت ندارد که فتواي حرمت حمله هاي تروريستي منحصر به پاکستان بوده و يا شامل تمام کشور هاي جهان و به ويژه افغانستان نيز مي باشد که به مرکز جنگ نيابتي پاکستان برضد هند بدل شده است. آشکار است که اين ناشي از فشار هاي امريکا مي باشد. چنان‌که آگاهان سياسي از امريکا خواسته اند تا فشار ها بر پاکستان را افزايش بدهد و از طالبان خواسته اند تا راه شان را از پاکستان جدا کنند.

پاکستان پس از هشدار تهديد آميز امريکا بيشتر از گذشته فعال شده است و مي خواهد تا در حوزه‌هاي مختلف برضد هشدار امريکا فعال شود. در برابر نشست ترکيه به رهبري آقاي جرير و عباس بصير، مشاوران رييس جمهوري افغانستان، با پنج تن از کساني که خود را طالب نماينده‌گان ملاعمر، ملارسول و شبکة حقاني مي‌خوانند؛ نشست اسلام آباد را به رهبري سيد حامد گيلاني با شهاب‌الدين دلاور، جان محمد مدني از دفتر طالبان در قطر، را سازماندهي کرد تا چيزي را که در ميدان جنگ به دست نياورده  در روند صلح به دست آورد. حال بر حکومت افغانستان است که چگونه در همکاري با حاميان بين‌المللي‌اش، در برابر ترفند هاي سياسي پاکستان در سطح ملي، منطقه و جهان در چندين جبهه، فعالانه وارد عمل شود تا از يک سو تلاش هاي حاميان منطقه يي پاکستان، به ويژه روسيه  براي پنهان کردن نقش تروريست پروري اين کشور خنثا شود و از سويي هم امريکا وادار به افزايش فشار هاي بيشتر برپاکستان شود تا مبادا امريکا فريب فتوا هاي استخباراتي و طومار ملا هاي وابسته به اين شبکه هاي استخباراتي پاکستان و ساير شبکه هاي تروريستي را بخورد. حکومت بايد با تلاش هاي سياسي گسترده  و پويا، سياست هاي پيدا و پنهان پاکستان در مورد افغانستان را شناسايي و افشا کند و بساط طومار هاي مکر و فريب نظاميان پاکستان را به کلي برچيند تا آنگاه به اين رويکرد ادامه بدهد که لانه هاي تروريستان در خاک پاکستان هدف حمله هاي طياره هاي امريکايي قرار بگيرند و حاميان پاکستاني آنان و شبکه هاي استخباراتي اين کشور تحت تعزيرات شديد امريکا و سازمان ملل قرار بگيرد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید