نگراني جامعه جهاني از افزايش بي سابقه توليد ترياک و هيروئين در افغانستان

ميرنجيب الله شمس

ظهور سونامي مرگبار و بروز مد و جذرهاي خونبار و بي شمار که مولود تجاوز بيرحمانه نظامي و دخالت هاي لجام گسيختة استمراري سياسي کشورهاي امپرياليستي و استعماري امريکا و متحدان غربي اش در اخير سال 2001 ميلادي در سرزمين افغانستان بوده، بدون شک و ترديد افغانستان را نه تنها از بزرگ‌ترين کشورهاي توليد کنندة ترياک و ترافيک کنندة هيروئين به يکي از بزرگ‌ترين کشور مصرف کننده مواد مخدر (چرس، ترياک و هيروئين) به تناسب نفوس اش در مقياس جهاني مبدل کرد.

موازي بر آن، امريکا و بريتانيا، افغانستان را به يک تختة خيز، کانون و پلاتفرم جنگ هاي فزاينده و بي پايان نيابتي و استخباراتي کشورهاي همسايه، منطقه و اعضاي ناتو مبدل ساخت. چنانچه با گذشت زمان، اوضاع سياسي، نظامي، اقتصادي و اجتماعي کشورمان پيچيده تر و بدتر از پيشتر شده مي رود.

لازم به تذکر است که متکي به فقره (3) ماده (5) موافقتنامه تاريخي ماه دسمبر سال 2001 ميلادي بن  آلمان، کنترول مشکلات عديده مواد مخدر در افغانستان به عهده دولت بريتانيا بود. چنانچه به همين علت بود که نظاميان برتانوي، ولايت هلمند را که از نقطه نظر کشت خشخاش، توليد ترياک و ترافيک هيروئين، بزرگ‌ترين فوکل پاينت کشور افغانستان را تشکيل مي داد به مثابه قرارگاه اصلي و پايگاه اساسي نيروهاي نظامي شان تعيين و انتخاب نموده بودند.

کرونولوژي يک و نيم دهه گذشته به اين واقعيت تلخ مهر تأييد مي گذاردکه با ارائه مشوره‌هاي ميان تهي و غير عملي مشاوران، متخصصان، کارشناسان و دست اندرکاران بخش مواد مخدر کشورهاي بريتانيا، امريکا، افغانستان و اداره تشريفاتي مبارزه با مواد مخدر و جرايم سازمان ملل متحد (UNODC) علي رغم هزينه بيش از ده ميليارد دالري امريکايي و پوند انگليسي و مصرف کليه منابع مالي و تمامي امکانات تخنيکي در جهت قلع و قمع و کاهش زرع خشخاش، توليد ترياک، پروسس مورفين و هيروئين و کنترول از روند فزاينده اعتياد شهروندان افغانستان به مواد مختلفه، ترياک و هيروئين نه تنها ناکام و عاجز مانده اند، بلکه برعکس اراضي تحت کشت خشخاش از 201 هزار هکتار به 330 هزار هکتار زمين گسترش پيدا کرده، به همين منوال سطح توليد ترياک از 4800 تن در سال پار به 9 هزار تن متريک افزايش يافته که نگراني شديد جامعه بين المللي را در قبال داشت. بسيار مضحک و ماية شرمساري است که مشاوران و خيال بافان وزارت ناکام مبارزه عليه مواد مخدر حکومت بدنام وحدت ملي، تيوريسن هاي بخش مبارزه برضد مواد مخدر حکومات بريتانيا و امريکا و ايديالوگ هاي اداره مبارزه با مواد و جرايم ملل متحد (UNODC) مستقر در افغانستان، اين همه عجز، ناکامي و بي کفايتي کاري شان را در راستاي کنترول توليد ترياک و ترافيک هيروئين در افغانستان تنها و فقط در جنگ، درگيري و بدامني در سرزمين افغانستان خلاصه مي نمايند.

يک واقعيت را نبايد کتمان و پنهان کرد و آن اين که دفتر مرکزي (UNODC) در کابل و ادارات مربوط ساحوي آن در برخي از ولايت هاي افغانستان از مدت 28 سال به اين طرف زير عنوان مبارزه عليه مواد مخدر فعاليت مي نمايند و از سال 1989 ميلادي تا اکنون ميلياردها دالر امريکايي، پوند انگليسي و يوروي اروپايي کمک هاي جامعه جهاني بالخاصه کشورهاي امريکا و بريتانيا را زيرنام ارائه مساعدت مالي و تخنيکي به زارعان کوکنار کار براي (معيشت بديل) و تمويل پروژه هاي توسعه يي کاهش و محو کشت خشخاش و توليد ترياک در قلمرو افغانستان به مصرف رسانده است.

اگر از حريم حقانيت عدول نشود و واقعيت ها در زمينه افزايش بي سابقه توليد ترياک و هيروئين در سال جاري در افغانستان چه از طرف طراز اول اداره (UNODC) و چه از طرف اربابان بلند پايه وزارت تشريفاتي مبارزه عليه مواد مخدر حکومت لجام گسيخته وحدت ملي مهندسي و ماست مالي سياسي نشود يک قسمت هنگفت مبلغ (12) ميليارد دالري کمک هاي مالي و تخنيکي کشورهاي امريکا و بريتانيا زير نام هاي ارتقاي ظرفيت هاي کاري، تاديه معاشات سرسام آور به سردمداران، اربابان، مسؤولان، مشاوران و کارمندان عالي مقام اتباع داخلي و خارجي، خريداري موترهاي ضد مرمي قيمتي، تدوير گردهمايي پر مصرف بيهوده، پرداخته کرايه هاي تعميرهاي شاهانه، خريداري تکت هاي طياره جهت مسافرت به کشورهاي خارجي، تاديه سفريه هاي دالري، تجمل گرايي و خريداري موبل و فرنيچر قيمتي ترکي، اجراي اضافه کاري و… به مصرف رسيده است. اين امر مؤيد اين حقيقت و مصدق اين واقعيت شرمناک است که قسمت زيادي از اين کمک هاي مالي و تخنيکي ميليارد دالري کشورهاي دونر (امريکا – بريتانيا) و جامعه
بين المللي جهت کمک به زارعان کوکنار کار ني، بلکه جهت ارتقاي سطح معيشت، رفاهيت شخصي و تحکيم بنيه اقتصادي شماري از مسؤولان بلند پايه اربابان قدرتمند، مشاوران، متخصصان، کارشناسان و کارمندان خارجي و داخلي اداره مرکزي، دفاتر ساحوي (UNODC)  و وزارت مبارزه عليه مواد مخدر حکومت بدنام وحدت ملي به صورت غير قانونمندانه و خيلي ها سخاوتمندانه به مصرف رسيده است. در حالي که از افق ديد نويسندة اين مقاله، عقل سليم و تفکر بصيرانه حکم مي کند: اگر واقعاً اين ميلياردها دالر امريکايي و پوند انگليسي مساعدت هاي کشورهاي امريکا، بريتانيا و جامعه بين المللي با قلوب مشحون از صداقت با درايت، با شفافيت و به صورت مسؤولانه، خردمندانه، هدفمندانه و قانونمندانه در راه مبارزه فعالانه و جديانه عليه جنبه هاي مختلفه مواد مخدر در کشورمان به مصرف مي رسيد در آن صورت زرع خشخاش، توليد ترياک و ترافيک هيروئين در افغانستان به کلي محو و از ريشه خشکانيده مي شد.

ناگفته نبايد گذاشت که طبق ارقام و احصائيه هاي منتشره در وسايل اطلاعات جمعي ملي و بين المللي در ظرف يک و نيم دهه گذشته تعداد معتادان مواد مخدر کشورمان از سه صد هزار نفر به بيش از سه ميليون تن افزايش يافته است.

زيرا نظر به علل مختلفه و عوامل متعدده، گراف تعداد معتادان مواد مخدر در کشور افغانستان همه ساله به صورت فزاينده، با تعجيل فوق العاده و به طور خيلي ها حيران کننده، سير صعودي و قهقرايي را مي پيمايد. در حالي که بعد از پديده فاجعه بار تروريزم بين المللي، معضلة اعتياد به مواد مخدر مختلف النوع طبيعي و مصنوعي، عظيم ترين چالشي است که در برابر ملت ها و دولت هاي همه کشورهاي دنيا منجمله حکومت اقتدارگراي دو سره وحدت ملي در افغانستان قرار گرفته است.

سران تک محور و بي غم باش حکومت دوسره وحدت ملي به اين موضوع مهم حساس، حياتي و ملي جداً ملتفت باشند که افغانستان به تناسب نفوس آن در بين کليه کشورهاي جهان، بالاترين ارقام و ميزان معتادان مواد مخدر را در سطح جهان به خود اختصاص داده است که فوق العاده قابل تأمل مي باشد.

نويسنده مقاله نظر به تجربه اي که در مشکلات عديده مواد مخدر دارد به اين باور و عقيده مي باشد که متأسفانه لشکر سه ميليوني معتادين رو به افزايش مواد مخدر کشورمان بدون شک و ترديد در آينده به سرعت و به سهولت مي توانند که کليه ضوابط جامعة جنگ زده و تار و پود ملت گرسنه افغانستان را از هم بپاشانند و درگودال ظلمت و ضلالت پرتاب کنند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید