بوي گند ستون پنجم  در نظام افغانستان

احمد سعيدي

در بين مردم عوام ضرب‌المثل‌هاي عاميانة زيادي وجود دارد. زماني‌که يک خانم نان خوب و مزه داري را آماده مي‌کند، از رنگ ديگ گرفته تا مرچ و مصاله را بر آن علاوه مي‌کند مردم مي‌گويند (کار را مي‌کند  مصاله، لاف را مي‌زند بي بي) به عقيدة من در افغانستان در همه جنايات سازمان يافتة مستقيم يا غير مستقيم دست ستون پنجم که در داخل نظام حضور فعال دارند، دخيل است اما مسؤوليت اين همه جنايات را گاه به نام داعش و گاهي هم به نام طالب در رسانه ها انعکاس مي‌دهند.

اصطلاح ستون پنجم در ميان تحليلگران و آگاهان نظامي و سياسي در افغانستان از چند سال به اين سو نيز مروج شده است، ستون پنجم نسبت به دشمنان بيروني افغانستان از داخل نظام، حاکميت مردم را زيادتر تهديد مي‌کند. اصطلاح ستون پنجم به گروهي از افراد خائن و مزدور بيگانه گفته مي‌شود که از داخل يک دولت يا يک حکومت، بر ضد آن کار مي‌کنند، زماني‌که دولت ها به بحران فراگير رو به رو مي‌شوند گروه ستون پنجم فعاليت‌هاي خويش را ازدياد بخشيده، در مخالفت با عملکرد هاي دولت قرار مي‌گيرند.

گروه ستون پنجم در تعريف و تفسير با جاسوس فرق مي‌کند. جاسوس‌ها معمولاً زيادتر براي کشور خود کار مي‌کنند، اما ستون پنجم در داخل نظام از اعتماد که بر وي شده براي دشمن استفاده نموده و کار مي‌کند. گروه ستون پنجم بعضي اوقات به‌صورت سازمان‌يافته و هدفمندانه کار مي‌کنند و گاهي هم بدون آگاهي.

اصطلاح ستون پنجم براي اولين بار در جريان جنگ‌هاي سه‌ساله کشور اسپانيا (1936‌- 1939) به کار گرفته شد و سپس وارد ادبيات سياسي در اکثر کشور ها گرديد. در جنگ‌هاي اسپانيا از سال هاي 1936 الي 1939 هنگامي که جنرال اميليومولا، يکي از سرکرده‌گان اردوي جنرال فرانکو با افراد خود به سوي مادريد، پايتخت اسپانيا پيشروي مي‌کرد براي مسؤولين حکومتي در شهر مادريد پيغام فرستاده، گفته بود: من با چهار غند سرباز و تجهيزات از شرق و غرب و شمال و جنوب به سوي پايتخت اسپانيا پيش مي‌آيم ولي شما فقط روي اين چهار غند محاسبه نکنيد، بلکه فرقه ديگري به نام ستون پنجم هم داريم که در مادريد و حتا در ميان جمع شما رهبران حکومت اسپانيا حضور دارند که دانسته يا ندانسته براي ما فعاليت مي‌کنند. شايد از نظر فکري هم با ما موافق نباشيد ولي چون با عقيده و نظرية شما صد در‌صد مخالف هستند، لذا اعمال‌شان غير‌مستقيم به نفع ما تمام مي‌شود. اگر از چهار ستون اعزامي نگراني نداريد، از اين «ستون پنجم بترسيد که در تمام امور و شئون شما نفوذ دارند و راه ورود چهار غند ديگر ما را به آساني به داخل شهر هموار مي‌کنند.»

از آن پس اصطلاح ستون پنجم وارد قاموس سياسي شد و به کساني اطلاق گرديد که به‌عنوان جاسوس و عوامل مخفي در يک دولت و يا سازمان، براي دولت متبوع خود کار مي‌کند. يعني به مثابه عوامل دشمن در يک دولت کار کرده، از داخل دست به تخريب زده و زمينه فروپاشي نظام ها را مساعد مي‌سازد.

اما در مورد افغانستان، نقش و نفوذ طالبان، داعش و سازمان استخبارات پاکستان در داخل نظام سياسي کشور، حمايت‌هاي حساب‌شده‌ و تاکتيکي منابع دولتي نظام از طالبان و تروريزم که عليه نظام افغانستان قرار دارند و تلاش‌هاي اتنوسنتريک بر محور قدرت حتا به قيمت منافع و مصالح ملي، تعريف ظاهري از ستون پنجم است که ظاهراً براي سياستمداران، منتقدان و تحليلگران سياسي قابل فهم است. هرچند سياستمداران و رهبران سياسي هيچگاه به اين تله نزديک نشده، منافع شخصي‌شان را در برابر منافع ملي با خطر مواجه نساختند، ولي شماري از تحليلگران و منتقدان بارها به گوش رهبران نظام سياسي رسانده‌اند.

متأسفانه  يا به حق يا به نا حق بعضي اوقات نيز اتهام ستون پنجم  تا سطوح رهبري حکومت نيز وارد آمده. اما در اين اواخر به يک‌ باره‌گي حدس و گمان ها و اتهامات زيادتر شده است زماني‌که حمله شب گذشته بر هوتل انترکانتيننتال را مي‌بينيم که سه يا چهار نفر از تروريستان در حدود 15 ساعت با نيرو هاي داخلي و خارجي مي جنگند، سلاح و مهمات ثقيله و خفيفه فراواني در دسترس شان قرار دارد آيا اينقدر سلاح و مهمات همان لحظه انتقال شده که تروريستان وارد هوتل گرديدند؟ نخير، ستون پنجمي بوده که قبلاً اين برنامه را طراحي، سلاح و مهمات را با خاطر آرام به محل واقعه انتقال داده است. متأسفانه با گذشت هر روز در کشور ما  اصطلاح سياسي ستون پنجم رنگ و شکل عيني مي‌گيرد و براي عموم مردم تقريباً قابل درک و فهم شده است، پرسش‌هاي زيادي  مطرح مي‌گردد که  آيا ستون پنجم را مي‌توان نزديک به واقعيت‌هاي عيني امنيتي و سياسي افغانستان تعريف واضح کرد؟ ستون پنجم کِي و چگونه در افغانستان شکل گرفته و فربه شده است ؟ برخورد دولت به خصوص حکومت با اين پديده چگونه بوده و بعد از اين چگونه خواهد بود. به باور من کسي مي پذيرد يا نمي پذيرد، کسي قبول دارد يا ندارد.

موجود بودن ستون پنجم در داخل دستگاه حاکميت، يک واقعيت انکارناپذير است که نمي‌شود نسبت به آن با ديده‌ي اغماض نگريست. اگر اراده اي جهت تصفيه ستون پنجم از داخل نظام باشد، اين حاکميت به يک خانه تکاني جدي و فوري ضرورت دارد. با گذشت هر روز به خصوص نا‌امني‌هاي اخير در افغانستان و شدت حملات هدفمندانه دشمن به خصوص حوادث چهار صد بستر، حمله به قول اردوي 209 شاهين حمله شب گذشته به هوتل انتر کانتيننتال، حمله بر مسجد باقر العلوم ناحيه سيزدهم حمله به مسجد امام زمان ناحيه يازدهم به شمول حملات انتحاري در کابل و شهرهاي ديگر بسياري‌ها را نگران ساخته است. به باور من، با گذشت هر روز مهره هاي ستون پنجم در درون حکومت وحدت ملي نسبت به هر زمان ديگر فعال تر گرديده  و زمينة اين حملات را به نفع دشمن فراهم مي‌کنند.

خوب به ياد دارم زماني استاد عبدرب الرسول سياف از رهبران جهادي، گفته بود که هُشدارهايش در رابطه به فعاليت‌هاي ستون پنجم در دولت ناديده گرفته شده است. آقاي سياف زماني به طور علني  گفته بود که افراد انتحارکننده به کمک عناصر مشخص از اطراف کابل و منطقه بُت‌خاک به داخل شهر کابل آورده مي‌شوند و به اهداف مشخص حمله مي‌کنند. او همچنان گفته بود، اعلاميه‌ها و شب‌نامه‌هاي طالبان در منطقه وزير محمد‌اکبر‌خان کابل ترتيب و نشر مي‌گردد. اين ادعا همچنان از جانب برخي سران حکومت، بسياري از تحليلگران و آگاهان امور امنيت و استخبارات از طريق رسانه‌ها مطرح گرديده، اما کسي از فرد و يا گروه مشخصي به مثابه ستون پنجم نام نمي‌برد. ولي وظيفة نهادهاي امنيتي و استخباراتي و رهبران سياسي دولت است که با ستون پنجم برخورد کنند.

متأسفانه عوض اين‌که مسؤولين توجه جدي به امنيت و آسايش مردم داشته باشند و حکومت برنامه و طرح براي از بين بردن اين چالش ها داشته باشد اين حاکميت به‌جاي پرداختن به مسأله امنيت، اقتصاد و رفاه عمومي، تا هنوز مشغول تقسيم قدرت و زد و بند هاي داخلي خود اند. از تعيينات پست‌هاي بالاي حکومتي تا سطح مديريت‌ها مورد اختلاف رهبران حکومت وحدت ملي است. معرفي افراد در يک مقام دولتي و سپس مخالفت به آن‌ها، تبديل به يک روند طولاني شده است که کارکرد حکومت را آسيب زده است.

حکومت از اولويت‌هاي اصلي خود مثل تمرکز بر امنيت، پيگيري پروسه صلح، اصلاح نظام انتخاباتي، توزيع شناسنامه‌هاي الکترونيک، بهبود وضعيت اقتصادي مردم، مبارزه جدي با فساد اداري ومبارزه با مواد مخدر، منحرف شده به مسايل شخصي و کوچک تمرکز کرده است. اين وضعيت، خلاي پاسخ‌گويي را به‌وجود آورده است و ميزان باورمندي مردم به حکومت به شدت کاسته شده و روزانه صف‌هاي طولاني را براي گرفتن پاسپورت و تأييد اسناد‌شان در ادارات دولتي تشکيل مي‌دهند تا به نحوي، کشور را ترک کنند.

جنگ و صلح با طالبان در چارچوب يک استراتيژي واضح براي مردم توضيح داده نمي‌شود. علاوه بر اين، سرمايه‌ها از کشور در حال فرار است و حکومت برنامه‌اي براي بهبود وضعيت اقتصادي و امنيتي مردم ندارد و فقر و بيکاري بيداد مي‌کند. از نظر مشروعيت پايه‌هاي نظام، انتخابات پارلماني و حکومت لرزان است. از سوي ديگر، متأسفانه حکومت براي برگزاري انتخابات بودجه و برنامة لازم ندارد. وضعيت عمومي‌ به شدت مخدوش و مردم نگران‌اند. مجموعة اين فکتورها زمينه را براي فعاليت قوي دشمن مساعد ساخته و حکومت هم نه تنها هيچ قاطعيتي در برابر ستون پنجم در داخل کشور ندارد، بلکه گاهي تربيون دولت نيز براي اعلام نظر در اختيار‌شان گذاشته مي‌شود که بگويند، هيچ طالبي در پاکستان وجود ندارد همه در داخل افغانستان اند .

در نتيجه اين بي‌برنامه‌گي‌ها، هر روز به درد و رنج مردم ما مي افزايد. خبر از تلفات سنگين نيرو‌هاي امنيتي، خبر از فقر و افزايش جرايم  خبر از فرار و مهاجرت‌هاي دسته‌جمعي . اين يک تصوير کلي از وضعيت اين حاکميت است. از يک طرف حملات دشمن به همکاري ستون پنجم افزايش يافته و از طرف ديگر، حکومت چندپارچه است و به اولويت‌هاي امنيتي و اقتصادي توجه نمي‌شود. اين وضعيت سبب ايجاد فضاي مناسب براي فعاليت‌هاي جسورانة ستون پنجمي‌ها شده است. فضا براي کساني مساعد شده است که از داخل و بيرون حکومت از طالبان گروه هاي تروريستي ديگر حمايت مي‌کنند، عده اي به اين باور اند که تعدادي از ستون پنجمي ها در شهر کابل بعد از مرگ ملا عمر، برايش مراسم فاتحه برگزار کردند، اما هيچ کس نگفت که چرا شما براي سربازاني که در راه وطن شهيد مي‌شوند. مراسم فاتحه برگزار نمي‌کنيد.

عده اي بدبختانه آگاهانه به اشاره اربابان قدرت، تعصبات قومي و زباني را دامن مي‌زنند. پروسه‌هاي ملي را سبوتاژ نموده، ارزش‌هاي مردمي را گروگان گرفته اند. اميدوارم رييس جمهور آقاي غني و رييس اجرائيه عبدالله عبدالله، بدانند که در واقع، اين، سبوتاژ تاريخ يک ملت است که برايش جفا روا داشته مي شود. فراموش نشود که ستون پنجم تنها در برابر نظام و حکومت يا در برابر ثبات سياسي نيست؛ بلکه ستون پنجم مسير تاريخ به سوي يک آيندة درخشان را سد گرديده و تا سقوط نظام دست از جنايت بر نمي‌دارند.

بنابراين، تا زماني‌که رهبران حکومت وحدت ملي به اين مسايل اولويت ندهد و هرچه زودتر خود را از قيد و بند تقسيم قدرت و دامن زدن به تعصبات قومي و زباني  که بنياد اختلاف ميان سران اين حکومت را  مي‌سازد، نه رهانند؛ و براي شناسايي و سرکوبي ستون پنجم که خطر بالقوه براي حکومت مي‌باشد، به شدت وارد عمل نشوند، احتمال سقوط حکومت دور از تصور نبوده و در آينده شاهد جنايات هولناک تر نيز در مناطق مختلف به دست دشمن خواهيم بود.

تاريخ افغانستان و منازعات ساير کشورها نشان مي‌دهد که فعاليت قوي «ستون پنجم» در درون نظام، حتا سبب فروپاشي حکومت‌ها شده است. اين حاکميت نيز مجزا نيست، بهتر است رهبران حکومت وحدت ملي

وقت‌شان را بيشتر به مسايل کلان امنيتي و سياسي صرف کنند و با ايجاد استراتيژي قوي امنيتي و تحليل از جامعه سياسي افغانستان، طرح اساسي براي مقابله با دشمن و عوامل مخرب در درون نظام (ستون پنجم) را پي‌ريزي و به منصة اجرا بگذارند تا از خطر بالقوه سقوط، جلوگيري و نگراني مردم را نسبت به آينده رفع کنند. به باور من، زدودن ستون پنجم از داخل نظام کار آساني نخواهد بود. اين حلقة کثيف چه به صورت جمعي و چه به صورت فردي به شکل ديناميک گرايش جدي به طرف مخالفان مسلح و منافع بيگانه‌گان دارند.

اما بدبختانه برخورد متسامحانه‌ي حکومت در برابر ستون پنجمي‌ها  ناشي از اجبارهاي دست و پاگيري زمامداراني است که در اين هاونگ مخلوط، کوبيده شده اند.

نتيجه :

به باور من، عمق ريشه‌ي ستون پنجم فراتر از آن است که با ساده‌انگاري ‌بتوان با آن مبارزه کرد؛ زيرا ستون پنجم صرفاً يک نيروي محلي داخل نظام نيست، بل‌ يک مجموعه از نيروهاي مخرب داخل نظام، سازمان‌هاي اطلاعاتي منطقه‌يي و همکاران بين‌المللي ياري‌رسان آن‌ها است. تا زماني‌که مداخله‌ي مستقيم سازمان‌هاي اطلاعاتي منطقه و همسايه‌گان به خصوص پاکستان ادامه داشته باشد و بازي دوگانه‌ي حاميان بين‌المللي افغانستان و عدم صداقت آنان در سرکوب کامل دشمنان مردم افغانستان و دامن زدن زمامداران به تعصبات قومي و زباني ادامه داشته باشد، متأسفانه همين روز و روزگار تلخ ادامه خواهد داشت.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید