ايتلاف‌ها؛ در پي شکارجوانان و متحدين جديد اند!

محمد علی مهرزاد

جامعه مدني وروشنگران ملي- سياسي افغانستان که وارث پيشگامان و آزادي خواهان مشروطه اول ودوم ؛ درصحنة سياست امروزي قد برافراشته اند، نبايد نسبت به پروژه هاي کشورهاي پاکستا ن، روسيه و ايران و ارتجاع منطقه وجهان که توسط مداخلات خود در اين اواخر به تحرکات جديد يعني ايتلاف هاي مخرب با طالبان، درظاهربه عنوان ثبات وصلح،با ايجاد ايتلاف‌هاي داخلي  وخارجي با اپوزيسيون حکومت وحدت ملي نسبت به سابق فعال ترشده اند؛ درقدم نخست در‌ افشا و منزوي کردن آن ها از صف اقوام -باهم برادرساکن درافغانستان و مردمي که فريب اين نماينده‌گان تحميلي را خورده اند، يکي ازوظايف تخطي ناپذير سياسي وعملي جامعه مدني ونخبگان وکارشناسان سيا سي است تا مردم افغانستان را آگاه سازند و اين دسايس را با همکاري نيروهاي بيدار و پيشتاز که تازه  درعرصة منافع ملي  قدم گذاشته اند ماهيت آن‌ها را براي کساني‌که تاهنوز دراسارت آن ها ناخود آگاه اسير اميال شخصي آن ها مانده اند نجات دهند. تحرک سياسي و ايتلاف هاي سران تنظيم هاي هفت گانه وهشت گانه که نا شي ازعدم کارايي شان درطول سه دهه اخير درداخل وخارج حکومت هاي ديروز و امروز در عمل براي مردم به اثبات رسيده که هنوزدرموقف تمرين سياسي ناموفق و عملکردشان در تضاد با منافع علياي کشور است واختلافات شان روي تقسيم غنا يم جنگي و دارايي‌هاي بيت المال براي کسب قدرت سياسي وپست هاي دولتي قراردادي به شکل شرکت سهامي هرروزبرجسته ترشده است.

از طرف ديگر،روسيه وايران وپاکستان هرروزمنافع خودرا درافغانستان نظربه بيداري ملت وتشکل هاي سياسي ملي که درجامعه مد ني شکل گرفته، درخطر مي بينند. حاميان اين گروه‌ها درفکرايجاد ايتلاف هاي مقطعي براي حفظ منافع  مادي خود مي باشند، مي خواهند  مداخله گران خارجي درکالبد بي روح شان نفسي تازه بدمد. درحقيقت اين ايتلاف‌ها دلخوشي‌هاي به خصوص اند که گاهي درحالات بيم واميد، ونااميدي ها، نشست وبرخواست ها درداخل واکثراً درخارج، به ميزباني کشورهاي مداخله گردرامورافغانستان براي ساختن استراتيژي ها وتاکتيک ها مقطعي وسمبوليک وبراي ترساندن طرف مقابل و جبران ضعف کارايي شان به شکل نما يشي ؛ سرانجام دست به ايتلاف هاي مملو ازتناقض مي زنند. همان طوري‌که قطب نمايي حکومت وحدت ملي را کاخ سفيد توسط رفت وآمدهاي نماينده‌گان کنگره وسنا و مؤسسات شخصي و انجيوها در امريکا تعيين مي کند؛ به همان پيمانه در چهاردهة اخير به نحو مشمئزکننده درکالبد غيرمتجانس وغير متعادل ومتناقض گروه‌هاي هفت گا نه وهشت‌گانه، شکل تکراري سياسي ايتلاف‌ها وتقابل‌ها تشکيل داده آب دراسياب دشمنان به کمين نشسته مي‌ريزند؛ ازين طريق زمينة ضعف حکومت مرکزي را به نفع بيگانه‌گان مساعد ساخته نرخ باج‌گيري از حکومت وحدت ملي را با لا مي برند وآنچه درين ميان نهايت متضرر وآسيب مي بيند، مردم به گروگان گرفته افغانستان است . شاهد مدعاي ما مجموع اختلافات دروني  حکومت وحدت ملي روي تقسيم پست هاي دولتي وامنيتي کشور از يک طرف و از طرف ديگر، سر خورده‌گي ها واختلافات ذاتي وفطري اين ايتلاف ها ريشه درگذشته دارد . آنچه آن‌ها را وادار به ايتلاف  جديد فصلي سا خته، محصول تصا دم تضاد هاي دروني وبيروني است که منافع ما دي وسياسي شان روبه کاهش است. ازين جا ست که آن ها را به نقطه اولي برمي گرداند؛ ولو شکل ومحتواي ايتلاف هاي جديد به نام‌هاي رنگين کمان جلب توجه کند؛ بازهم همان کاسه وهمان آش است. با آن همه تشتت فکري وپراکنده‌گي وعدم تجربة ايتلاف هاي هد فمند که دربعضي ازکشورها به تجربه گرفته شده واز آزمون بدر آمده است.

هدف اين نوع ايتلاف ها شايد  اين باشد تا تعدادي ازجوانان را که مي‌خواهند تا خارج ازساحه نفوذشان جريان‌هاي مترقي را براه بيندازند جلوگيري کنند. به اين قشرجوان مجال نمي دهند تا درتشکل ونهادهاي مدني ويا نهادهاي مترقي که تازه درحال تشکل اند فعاليت کنند؛ چرا جريانات اخير بدون شک جبهات غيرمردمي را از صحنة سياسي افغانستان درحاشيه قرارمي دهد. جست وخيزهاي اخيرجناح‌هاي ناهمگون که يک سرشان دردولت وسر ديگر شان درجستجوي متحدين جديداست؛ نشان دهندة آماده‌گي براي سناريوهاي منطبق به سياست امريکا وروسيه ، به حالت کجدار و مريز و در عين حال فرصت طلبانه موقف ذومعشتين را گرفتن، درخشکه تخم نفاق وشقاق را پا شيدن وخلاف جهت جريان آب تمرين شنا کردن ؛ آب در آسياب کشورهاي همسايه، نامطلوب ريختن، خلاف ارزش‌هاي اسلامي وملي است. درين سه دهه اخير وبه خصوص درين 16 سال اخيرحکومت آقاي کرزي وحکومت مصلحتي وحدت ملي، کارکرد تک تک اين سه طيف به اصطلاح اپوزيسيون گاهي درخارج وگاهي درداخل ويا به عبارت ديگر، زماني به نعل کوبيدن وگا هي به ميخ؛ تأييد به عدم استقراروتشتت در حوزة سياسي و يک برنامه و استراتيژي معين علمي است. درصورتي‌که اين ايتلاف ها با اين تحرک قومي وتنظيمي در راستاي تطابق شدن با سياست‌هايي که ايران و پاکستان در مقابل امريکا وروسيه درنظرداشته باشند و از آن طريق تمرين باج‌گيري وفشارروي حکومت وحدت ملي وارد کنند؛ بدون ترديد، جامعه مدني وجنبش هايي که ادعاي خود جوشي دارند، نبايد اجازه دهند تا منافع ملي به خطر رو به رو شود. چرا اين نوع عملکرد يکي از برنامه‌هاي کشورهايي که عملاً با ما درگيرجنگ واز تروريستان عملاً حمايه مي کند  است تا حکومت وحدت ملي نتواند طرح هاي بنيادي خودرا درعمل پياده کند. يگا نه اهرم که کشورهاي منطقه از جمله پاکستان وايران وحاميان شان مي توانند از آن در نا آرامي افغانستان استفاده کنند مفکورة بنيادگرايي افراطي مذهبي واند يشه کشندة قومگرايي وافراد مسلح غيرمسؤول محلي موجود درقالب اپوزيسيون در کشوراست. اگرچه ادعاي ايتلاف ها ومخالفين حکومت وحدت ملي درظاهربراندازي نظام نيست و منظور خود را اصلاحات  وتعديل درقانون اساسي و تغيير نظام رياستي به  پارلماني عنوان مي کنند؛ ولي آنچه درعمل انجام مي دهند نه تنها خلاف شرايط واوضاع واحوال امنيتي کشوراست ؛ بلکه موجب دلسردي نيروهاي امنيتي که درميادين نبرد حماسة قرن را براي نجات وطن از د ست مزدوران استعماردرلباس مذهب وحاميان شان مي آفرينند مي شود که بايد ازين کارجداً پرهيز کنند.براي خنثا کردن فعاليت هاي خلاف منافع مردم ولو از هر آدرس و مقامي باشد؛ همانا مبارزه جا معه مدني و در کنار آن جوانان آزادي‌خواه که از بطن و متن جامعه آهسته آهسته جوانه مي‌زنند ومفهوم خود جوش را بدون وابستگي اين وآن درتئوري عنوان مي کنند کار گيرند؛ اميد است درکنار جامعه مدني تأثيرات مثبت براي يک تحول واقعي روي هم بگذارند وبراي يک تحول واقعي درکنار نيروهاي امنيتي افغانستان ممد واقع شوند. صف بندي‌هايي که در اين چهار دهه اخير توسط کارگرداني بيگانه‌گان و به خصوص پاکستان وايران ضد منافع مردم افغانستان صورت گرفته است.

آنهايي که خودراپيرو راه مشروطه خواهان با درنظرداشت شرايط متحول امروز متعهد و پابند مي دانند خطاب کنيم که خودرا هرچه عاجل‌تر ازکتگوري ايتلاف هاي نيم بند که از محک آزمون گذشته اند وعدم کارايي شان به اثبات رسيده، وحدت ملي واقعي ملي اقوام باهم برادررا به سوي منافع گروهي واز همه بد تردرمسير تعصبات قومي ومذهبي مي کشانند خودرا بيرون بکشند.چرا قدم گذاشتن بدون آگاهي وپشتوانه علمي وتجربة محيطي در ايتلاف‌هاي ناقص وناقض وناهمگون وغير متجانس ؛ تيريست که درتاريکي رها شده باشد و جفايي است به حال مردم ما، نهايتاً تأکيد و هشدار براي روشنفکران ونخبه‌گان وکارشناسان سياسي متعهد وملي که تا اکنون توانسته اند خودرا از آلوده شدن درگرداب نا کجا آباد نجات داده اند؛ واکنون راندمان رياضت‌کشي خودرا که به خاطر همچو روزي که بد ون شک محصول آن همه صبر و تحمل سياسي و مبارزه پنهاني وبعضاً علني ازد ست  نظام هاي غير مردمي کشيدند،با وحدت نظر و عمل جلو تحرکات وجنب وجوش جريانا ت بورژوازي ونودولتان وبنياد گرايان افراطي که در غرب وشرق آبخوره دارند ؛ درواقع روي يک هدف مشترک کار مي کنند، با هشياري وهمبستگي بگيرند و در افشاي آن‌ها مردم افغانستان را که درگرو اين جريانات تاريک وبد انديشان بدکنش قرارگرفته اند ؛ با قلم ، با سخن و با قدم آن‌ها را ازصف مردم برهانند. تجربة ايتلاف ها در  افغانستان نشان داده، تا زماني‌که از پشتوانة مردمي برخوردار نباشند، هرنوع خواست بي معنا ومفهوم پيدا نخواهدکرد؛ زيرا درعالم سياست، فشارهاي سياسي به تنهايي کارها را پيش نمي برد به خصوص درافغانستان تنها فشار سياسي کارساز نيست؛ بلکه اجبار سياسي کار سازاست و اجبار سياسي نيازمند پشتوانه قدرت مردمي وبين المللي را مي خواهد. در حالي که بروزدرگيري بين گروه‌هاي متخاصم ديروز وايتلاف امروزدرجنگ هاي داخلي درافغانستان سا بقه فاجعه بارداشته و دارد؛ براي جوانان افغانستان هشدارنهايت جدي است که بايد بدانند و مي‌دانند؛ فضاي سياسي افغانستان وروند تحولات سياسي در کشورما بسيار متفاوت تر از کشورهاي خاورميانه وهمسايگان ما درجريان است و سرانجام ايجاد ايتلاف‌هاي سفارشي ونقش کاملاً مخرب اين ايتلاف‌ها در اين مقطع زماني که هم تها جم خارجي وهم اختلافات خزندة داخلي به حيث ستون پنجم جريان دارد؛ نبايد خدا ناکرده جوانان ما سهل انگاري ازخود نشان دهند؛ درافشا ومنزوي کردن مداوم اين پروژه هاي سياه وسد بندي در مقابل‌شان؛ خارج از صلاحيت دولت ها طورمستقل با پشتوانة مردمي، آگاهانه از وظايف تخطي ناپذير سياسي وعملي جامعه مدني وجوانان آزادي‌خواه ونيروهاي پيشگام و پيش‌رونده افغانستان است که فريب صياداني که با نشان دادن (( دانه)) مارا در دام پنهاني قوم گرايي وتبارگرايي متعصبا نه داخلي  ونيروهاي سياه وسرخ خارجي که براي گرفتا ري ما هموارواز ديد ما پنهان است، گرفتار و باز هم اشتباه روشنگران ما نبايد تکرارتاريخ باشد. نشود تاريخ جنبش ها ونهضت هايي که توسط نياکان وپيشگامان عرصه  سياست به راه افتيده بود وتوسط قدرت هاي اهريمني خارجي به کمک ارتجاع داخلي ومنطقه به شکست مواجه شد؛ بازهم تکرار تاريخ باشد؛ صرف شناخت و آگاهي مردم ما به رهبري دانشمنداني که از بينش عالي وتعهد ملي برخوردار اند، توأم با جنبش هاي جوانان آزادي‌خواه مي تواند مارا به آرمان‌هاي ملي برساند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید