هراس افگنان بايد نابود شوند!

افغانستان سال هاي درازيست که گرفتار جنگ ويرانگر و خانمانسوز مي باشد که در نتيجه آن آسيب هاي فراواني به فرهنگ، اقتصاد، وضعيت اجتماعي و سياسي آن وارد گرديده است.

اين کشور ويرانه در سال دو هزار و يک از چنگال طالبان در پي مشارکت نيرو هاي امريکايي با نيرو هاي مقاومت ملي افغانستان نجات يافت و پس از آن نظام کنوني که بر بنياد قانون اساسي جديد  برپايه ارزش هاي دموکراتيک شکل گرفته آست برقرار گرديد.

عدم سياست آشکار در برابر دشمن و استراتيژي يک بام و دوهواي امريکا و ديگر کشور هاي ناتو در برابر طالبان همراه با ضعف و ناتواني هاي رهبري و سياسيون کشور سبب شد که هم در اين کشور فساد به حدي اعلي برسد و هم موادمخدر در بسياري از مناطق آن منبع تمويل طالبان شد که با حمايت پاکستاني ها آرام آرام به يک نيروي بالفعل و خطرناک تبديل شد.

در چنين شرايطي نيرو هاي بين المللي شمار شان در افغانستان بيش از صد هزار نفر بود که در سال آخر حکومت اوباما، آرام آرام اين کشور را ترک کردند و وظايف دفاع از کشور و تأمين امنيت آن به عهدة نيرو هاي دفاعي و امنيتي خودي سپرده شد که تا اندازه اي توانستند در برابر دشمن مقابله کنند و تصورات طالبان را که پس از خروج نيرو هاي خارجي مي توانند، ولايت هاي کشور را سقوط بدهند، غلط ثابت کنند.

اکنون با سياست جديد حکومت ايالات متحده امريکا در قبال افغانستان و منطقه، آن کشور يک بار ديگر مصمم شده تا شمار نيرو هايش را در افغانستان افزايش بدهد و شمار آن را به پانزده هزار تن برساند. امريکا همچنان از کشور هاي عضو ناتو خواسته است که شمار نيرو هاي شان را در اين کشور افزايش بدهند که با در نظرداشت شرايط مي توان از آن حمايت به عمل  آورد.

مردم افغانستان از امريکا و ديگر کشور هاي دنيا مي خواهد که ناظر جنگ  ها و تنها آموزش دهنده نيروهاي افغان نباشند، بلکه آنها نيرو هاي افغانستان را با ظرفيت هاي بالايي که دارند در ميدان هاي جنگ ياري برسانند.

امروز طالبان جسور تر شده اند و اين کار مقابله شديد تري را مي طلبد و همه ما بايد تأمين کننده اين مقابله تهاجمي باشيم و دشمن را از شهر ها و روستا هاي کشور بيرون برانيم و يا آنان را به مذاکره براي تأمين صلح در افغانستان وادار کنيم.

دشمن خيلي و حشي تر و خطرناک تر از آن است که با مدارا و گذشت،  تسليم خواسته هاي ما گردد. تنها راهي که بايد آنان را به پاي ميز مذاکره بايد کشاند، اضمحلال آنان در ميدان هاي جنگ است.

از اين رو بايد هم نيرو هاي دفاعي و امنيتي کشور و هم تمام نيرو هاي خارجي ساکن در افغانستان در کنار همديگر ايستاده شوند و با همه قوت و توانايي هاي شان، روند سرکوب دشمن را از سر گيرند.

اين ماموريت مي تواند شرايط را براي سرنگوني و يا کشانيدن دشمن به صلح  هموار سازد در غير آن اين نيرو هاي بغاوت گر که در کنار آنان پاکستاني ها قرار دارند، زنده گي را بر مردم تنگ مي سازند و همچنان ظهور دوباره آنان بر اريکه قدرت، خطرات زيادي را به منطقه و جهان به بار خواهد آورد که تقويت راديکاليزم يکي از نمونه هاي آن است که جهان را آرام نخواهند ماند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید