« از ما کرده کسي بهتر مي‌آيد، بيايد!»

صائم

 

حادثة اخير تروريستي در کابل، به قيمت جان 103 نفر و زخمي شدن235نفر ديگر تمام شد.

آنچه در چهارراهي صدارت کابل اتفاق افتاد، زخم ناسوري است که حداقل 103 خانواده را براي هميشه رنج مي‌دهد و بسا از خانواده هاي ديگر را مضطرب و ناراحت ساخت که به مشکل مي‌توان آرامش روحي و رواني آنان را باز گذشتاند.

دريک لحظه با يک انفجار اضافه از 300 نفر به خون غلتيدند چه خسارات به بار آمد و بالاخره چه وحشت ودهشت براي مردم تحويل داده شد. صداي واکنش‌ها بلند شد از (غ) تا (ع)، از اتمر تا ستانکزي، از کابل تا واشنگتن صداي محکومت رابلند کردند، مگر اين واکنش ها چه دردي را دوا کردو براي بازمانده‌گان شهدا آناني که اعضاي بدن شان قطع شد، يتيم ها و بيوه زنان چه پيامي داشت؟

چه کسي به سر يک يتم دست کشيد ؟ و چه کسي به سوي کودکي شتافت که د ست فروش بود و اين حادثه، پايش را از او گرفت.

و چه کسي به داد بيوه زني رسيد که نان آور خانه اش را از دست داد وحالا با  چند فرزند قد و نيم قد، حيران به در بارخداوند است که چه کاري کند؟

اگر به واقعيت بر گرديم و حرف وضاح داشته باشيم همة اينها به حال خودشان رها شده اند و اگر کاري در برابر آن‌ها صورت گرفته، چه بود؟

مسؤولان از دو رهبر حکومت وحدت ملي «غني» و «عبدالله» گرفته تامقامات ارجمند نهادهاي امنيتي و دفاعي، کابينه و سياسيون و وکيل و سفير و بالاخره مردم براي آنها چه کار کردند؟

بعد از وقوع حادثه، آقاي غني با پناه بردن به شيوه‌هاي کهنه و کلاسيک يک روز را در کابل ماتم ملي اعلام کرد و يک روز هم را براي فاتحه خواني به ارواح شهدا اختصاص دادو با استفاده از فرصت به خاطر آن‌که بتواند ازرييس جمهوري اندونيزيا خوب پذيرايي کند يک روز رخصتي را در سطح شهر کابل اعلام داشت وبه همين ترتيب رهبران و   اعضاي ديگر حکومت اين آقا، ژست دلسوزانه گرفتند و با نوعي با خانواده‌هاي قربانيان غمشريکي کردند مگر با تأسف همه اين اقدامات از ماتم ملي تا فاتحه- حرف‌هاي کليشه‌يي بود.

در روزي که ماتم ملي بود، کوچکترين تغيير در زنده‌گي سياسيون و حتا مردم به وجود نيامد.اگر گوشه‌يي از شهر در غم بودو اگر 103 خانواده مصروف تشييع جنازة عزيزان شان بودند ويا 235 خانوادة ديگر براي تداوي عزيزان زخمي شدة‌شان سر گردان و مضطرب بودند، مگر رسانه‌ها همچنان ابتذال گرا باقي ماندند، نشرات عادي و روزمرة شان را از ساز وسرود تا بخش سريال هاي مبتذل ادامه دادند. در حالي‌که زخم ناشي از اين حمله وحشيانه، روان شماري از خانواده‌ها را خسته ساخته بود. محافل عروسي با ساز و سرودهمچنان بر گزار شدو لبخند همچنان برلب‌هاي مسؤولان حکومت وجود داشت گويا آب از آب تکان نخورده و حرکت اسفبار 103 شهروند اصلاً براي جمعيت سي ميليوني کشور مطرح نيست.

در حالي‌که کابل پايتخت افغانستان زخمي بود و خونين، مگر باشنده‌گان شهر همچنان راحت و آرام بودند، رسانه‌هاي تصويري و صوتي همچنان مصروف ابتذال گرايي ومنفعت  طلبي هاي خود، مگر باشنده‌گان پاريس با خاموش نمودن برج ايفل که چراغ آن به ندرت خاموش مي‌شود در سوگواري با خانواده هاي قربانيان، شريک شدند، گويندة خبر شبکه الجزيره  زماني‌که خبر رويداد تروريستي کابل را خواند به گريه افتاد مگر ما همچنان خوش وسرحال بوديم .پس اين ضرب المثل قديم عايد حال مااست (که دلي را غم است نه شهري را).

با تأسف نه تنها مسؤولان نظام، بل جمعي از مردم نيز رسم سوگواري و همبستگي را فراموش کردند. حتا مي‌توان گفت، احساس ها کشته ووجدان ها دراين شهر خفته است.

با آن‌که حادثة تروريستي روز شنبه در کابل قلوب زيادي را جريحه دار ساخت و اميد از مسؤولان حکومتي به خصوص مسؤولان سکتورنظامي زياد بود. اين مسؤولان (وزير دفاع، وزير داخله و رييس عمومي امنيت) با چهره‌هاي آراسته و گل هاي زيباي نکتايي در يک کنفرانس خبري ظاهر شدند وبه توجيه سازي پرداختند و با ساده جلوه دادن قضيه براي خود نه تنها برائت دادند، بل باطمطراق تمام، چلنج دادند.

که ازما کرده کسي بهتر مي يابد بيايد تا ما صحنه را تر ک نماييم. يعني براي مردم گفتند به ما شکر کشيد و ما را غنيمت بشماريد.

آن‌ها در اين کنفرانس خبري به ساده سازي قضيه پر داختند در حالي‌که حرف نو و تازه براي گفتن نداشتند.

پس در وجود اين مسؤولان چگونه انتظار بهبود اوضاع را مي‌توان سراغ داشت؟   ادامه در صفحه ششم

اين مسؤولان بايد بدانند که اميد مردم از آن‌ها کنده شده است، مسؤولاني که اين کشور را، کشور خود نمي‌دانند و تنها به فکر منفعت‌هاي خود اند» اگر آن‌ها اين کشور راکشور خود بدانند چرا در کشوري که ادعاي تابعيت و خدمت به آن را دارند، مانند مهمان زنده‌گي مي‌کنند؟ اگر چنين نيست، آقاي غني بگويد که خانوادة او کجاست؟ زن و فرزند داکتر عبدالله در کجا زنده‌گي مي‌کند به همين ترتيب خانواده هاي بزرگواران ديگر از معاونين رييس جمهور تا معاونين رييس اجراييه   ادامه در صفحه ششم

و سياسيون ديگر در کجا زنده‌گي مي‌کند، امريکا و دهلي، ايران، ترکيه و شارجه و… محلات زنده‌گي آرام خانواده هاي اين بزرگواران نيست؟

مردم براي آن‌ها مي‌گويند که خيري از شما نديديم، شرهم نه رسانيد. بهتر است به جاي خدمت کاذب به سوي خانواده هاي تان مراجعه کنيد و شرخود را از بالاي ماکم نمائيد؛ زيرا مردم از بي‌کفايتي مسؤولان ورهبري کشور به زنده‌گي پرخطر عادت کرده اند اقلاً با مشکلات زنده‌گي تلخ و همراه با مصيبت، اين مفکوره رادرميان مردم قوت بخشيده است، در شهري که شهريار آن در گير معامله و حريف زني باشد و امنيت به روياي دست نيافتني مبدل گردد، راه هم براي فرار وجود نداردو بر نامه اي براي بهتر شدن وضعيت هم نيست، بايد مردم به زنده‌گي پر خطرعادت کنند. عادت کنند که هر هفته و ماه، چندين بار از روي سنگ فرش پياده روها، جاده‌ها و سرک ها و توته پارچه هاي گوشت عزيزان شان را بچينندو در تابوت جا دهند.

آنها به گريه و ماتم خو کرده اند ، هر روزقبرمي کنند.هر روز کفن و کافور و عطر مي خرند. معني زنده‌گي براي آنان در شهري که شهريار نداردهمين است.

اين عادت مردم به مسؤولان بدون مسؤوليت اين خصلت را داده است که از شهريار تا سر کار، ازسر کار تا «کر نيل وجرئيل» رويدادهاي خونين را با چند سطر تقبيح کنند. ماتم ملي را اعلام کنند اما نمي دانند چگونه ماتم بر پا کنند.

مسؤولان بي مسؤوليت حتا نمي‌دانند که در يک لحظه 103 شهروند اين شهر شهيد مي شوند، 235 نفر ديگر زخمي مي گردند، آيا در چنين وضعيتي که گوشت، خون و استخوان شهر وندان شان به در و ديوار و درختان پراکنده شده اند چگونه ماتم داري مي کنند. رسانه هاي تصويري آهنگ نشر مي‌کنند، پارچه هاي رقص را مي گذارند . آيا اين ماتم ملي است؟و يا به غم و زخم مردم نمک پاشي، پاسخ اين سوال بر مي گردد به نهاد بي مسؤوليت که مديريت اين نهادها را عهده دار مي باشد.

زمامداران بي کفايت و مسؤوليت، وظيفة شما بر گزاري مراسم فاتحه خواني و اعلام ماتم ملي نيست. وظيفه شما تأمين امنيت و حفظ جان شهروندان اين کشور ماتم زده است. آيا با اين گونه عوام فريبي، درد مردمان و خانواده‌هاي را که نان آورش را از دست داده، مادري که يگانه فرزندش را انتحاربرد و پدري را که به خاطر لقمة نان حلال به جاده آمده را، مداوا کرده مي‌توانيد؟ شما که نان داده نمي توانيد ، شما که امنيت آورده نمي توانيد، شما که نفاق و شقاق و اختلاف را بيشتر کرده ايد تا چه زماني مي خواهيد بر جوي روان خون مردم و قبرستان ها حکومت کنيد؟

شما را به مقدسات تان سوگند مي‌دهيم که اگر مانع اين مصيبت انتحاري و انفجار شده نمي توانيد، شر تان را از سر مردم بر داريد، همت کنيد جلو حادثه را قبل وقوع بگيريد.

صائيم

اشتراک گذاری:

نظر بدهید