داعش بازوي ضربتي شبکة حقاني است

مهرالدين مشيد

 

رييس استخبارات امريکا بار ديگر به پاکستان هشدار داد و گفت، تا زماني که پاکستان شبکة حقاني و طالبان را در خاک خود سرکوب نکند، رابطة دو کشور به حالت عادي برنخواهد گشت و کمک هاي کشور اش به پاکستان به حالت تعليق قرار خواهد داشت.
وي افزود، ديگر براي کشوري پول نمي دهد که براي تروريستان پناه گاه امن آماده کرده و آنان را براي حمله بر سربازان ما مي فرستد. در اين شکي نيست که شبکة حقاني و طالبان از سوي آي اس آي پشتيباني، تجهيز و تمويل مي شوند و آموزش مي بينند و اما اين را نبايد فراموش کرد که مرکز تجهيز، تمويل و آموزش داعش نيز پاکستان است و تحت نظر «آي‌اس‌آي» فعاليت هاي شان را زير بيرق سياه، برضد مردم افغانستان به پيش مي برند، پاکستان از آنان نيز به عنوان ابزار استراتيژيک کار مي گيرد و بر تمامي فعاليت هاي آنان اشراف کامل دارد. پاکستان خواسته تا داعش را جانشين شبکة حقاني و طالبان کند؛ زيرا از يک سو طالبان با از دست دادن رهبر شان به چندين دستة متخاصم تقسيم شده اند که اين براي اين کشور درد سر ساز است و از سويي هم، بازي هاي دو پهلو و محيلانة پاکستان، امريکا را به جان رسانده و پانزده سال تمام پاکستان را فريب احمقانه داده است. پاکستان از همين رو تلاش مي کند تا داعش را در زير ريش ملافضل الله پنهان کند و براي توجيه اين پنهانکاري هاي خود، تدابيري از قبل را سنجيده است و براي اين کار به شبکة حقاني دستور خاموشي و به داعش فرمان داده که مسؤوليت تمامي عمليات انفجاري در افغانستان را به عهده بگيرد. رويکرد محتاطانة اسلام آباد با داعش نيز از همين جا آب مي نوشد. هرگاه امريکا قصد نابودي تروريزم در منطقه و جهان را دارد، بايد داعش را فراموش نکند، نگذارد که اين گروه تروريستي هر روز فربه تر شود. در غير اين صورت، اين بدون ترديد بزرگ ترين اشتباه دور دوم رويکرد اين کشور در برابر گروه هاي تروريستي خواهد بود. بدون ترديد هر نوع بازي پيدا و پنهان در اين رابطه خطري به مراتب بزرگ‌تر از القاعده و طالبان را در قبال خواهد داشت و هر نوع رسيدن به اهداف استراتيژيک را به خواب و خيال بدل خواهد کرد.

گزارش هايي وجود دارند که داعش شاخه يي از شبکة حقاني است که فعاليت هاي ضربتي و تروريستي اين گروه را در داخل افغانستان به پيش مي برد. اين چيز تازه يي نيست، هر از گاهي شبکه هاي استخباراتي بر سر گروه هاي گوناگون سرمايه گذاري مي کنند تا زير نام هاي متفاوت فعاليت هاي تروريستي شان را به پيش ببرند تا در شرايط مختلف از آن‌ها بهره برداري هاي گوناگون کنند و بر حسب معمول، شبکه هاي استخباراتي با نوکران خود هراز گاهي برخورد دوگانه کرده و به هر يک طوري وانمود مي کنند که نزديک ترين رابطه را با آن دارند و از سايرين با اعتبار تر اند و مورد اعتماد هستند؛ البته به اين خاطر که بتوانند، به وسيلة اين گروه ها و شاحه ها نه تنها فعاليت هاي تروريستي اصلي گروه را تحت پوشش قرار بدهند؛ بلکه به مثابة يک گروه و يک شاخة احتياطي جاگزين نيز از آن‌ها استفاده مي کنند. اين به معناي نفي کلي فلسفة وجودي گروه داعش و شاخه هاي آن در عراق و سوريه نيست؛ بلکه ايجاد همچو گروه‌هاي موازي از جمله رويکرد هاي استخباراتي است که به خاطر رسيدن به اهداف متفاوت ساخته مي شوند.

جنرال حميدگل در سال هاي پسين در يک گفت و گو از موجوديت سه نوع طالب در پاکستان سخن گفت. اين جنرال کارکشتة استخباراتي تأييد کرد که يک گروه از طالبان براي خدا مي جنگد، گروهي هم است که با طياره ها اکمال مي شوند و گروهي سوم است که به اهداف فعاليت هاي مافيايي زير نام طالب، فعاليت دارند. پسان تر گزارش هايي به نشر رسيد که شرکت بلک واتر اضافه تر از سه هزار تن را در قبايل جهت پيشبرد اهداف گوناگون استخدام کرده است. همچو ساز و کار ها در حصة داعش نيز مي تواند، صدق کند. استخبارات پاکستان شاخه‌يي را به نام داعش ايجاد کرده که هم به مثابة گروة فشار بر شبکة حقاني گاهي عمل کند و هم در صورت فشار هاي خارجي بتواند آن را جانشين شبکة حقاني کند که شايد پاکستان در اين روزها، روي آن تمرکز بيشتر نمايد. درس اين همان داعشي است که در گذشته ها از آن به عنوان داعشياني نام برده شده که بيرق هاي سفيد شان را به بيرق هاي سياه عوض کرده اند. پاکستان يگانه کشور حامي تروريزم در منطقه در اين گونه فعاليت ها دست بالا و تجربة پيشينه دارد؛ زيرا اين کشور زير نام اسلام، در موجي از اختلاف‌هاي شديد با هند به وجود آمد که تا حال سه بار با هند بر سر کشمير جنگيده و شکست افتضاح بار آن در بنگال شرقي در 16 دسمبر سال 1971 و به اسارت درآمدن بيش از صد هزار سربازانش در دست سربازان هندي معروف است که پس از اين حادثه جنگ پايان يافت. گفتني است که يک انگليس بنيانگذار شبکة استخباراتي آن بود. در واقع ايجاد پاکستان به کمک انگليس که حالا خود را وارث بريتانيا مي خواند، ريشة استخباراتي داشته که انگليس از گروه هاي اسلامي آن برضد هند استفاده برد و هم اکنون به گفتة مقام هاي پاکستاني، بيشتر از هفتاد و دو گروه تروريستي در پاکستان فعال اند که از جمله بيست گروه آن در افغانستان فعال مي باشند که پناهگاه امن در داخل پاکستان دارند. حالا که امريکا بر پاکستان فشار آورده است، براي پاکستان ساده است که با راه اندازي يک عمليات، خاک بر چشمان امريکايي ها بزند و خيلي قشنگ شبکة حقاني را به داعش مطلوب خود عوض کند.

اين موضوع براي زمامداران پاکستان خيلي ساده است که در فريب، دروغ و دو رويي، سرآمد روزگار خود اند و  قاضي امريکايي براي حکومت اين کشور، هشدار داد که از اين گونه معامله با پاکستاني ها خودداري کنند؛ زيرا که به گفتة او پاکستاني ها حاضر اند حتا در بدل پول «مادر خود را به امريکايي ها بفروشند». قاضي امريکايي پس از زماني اين سخن را گفت که نظاميان پاکستان
«ايمل‌کانسي» را به امريکايي ها تسليم کردند. وي متهم به دست داشتن در کشته شدن يک شهروند امريکايي بود. بنابراين، پاکستاني که ارتشيان و زمامدارانش در معامله و گردن نهادن و خوابيدن در برابر پول شهرت جهاني دارند، براي شان خيلي ساده است که شبکه يي را به نام حقاني به امريکا بفروشد و شبکة جاگزين آن را به نام داعش در جايش ابقا کنند. اين همان شبکه يي است که با سکوت شبکة حقاني به دستور آي اس آي مسؤوليت تمامي حمله هاي انتحاري را در شهر کابل و ساير ولايت هاي افغانستان به عهده مي گيرد. اين شبکة جهنمي با گروه هاي تبهکار مافيايي مواد مخدر و  آدم ربايي نيز رابطة تنگاتنگ دارد. چنان‌که در رخداد خونين بنايي در ناحية نهم شهر کابل، اين نقاب از رويش افتاد و ثابت شد که گروه هاي تروريستي براي رسيدن به هدف از توسل جستن به هر ابزاري،
خودداري نمي کنند و ذبح شريعت در گام اول در نوک شصت آن‌ها قرار دارد.
پس در اين هرگز، ترديدي وجود ندارد که پاکستان به مثابة کشور تروريست پرور براي بازي با رقبايش از يک سو و بازي با امريکا، البته در موجي از زد و بند هايش با چين و روسيه و ايران و ترکيه از سوي ديگر، چندين قطعة بازي و چندين «پر» براي افگندن به ميدان حريف دارد، حال با امريکايي ها است که در «چال» خود از سوي پاکستاني ها به ساده گي «مات» نشوند و آنگاه به امريکايي ها بگويند که «تختة شطرنج ما را کشت و مات ديگريست» و امريکايي ها مانند گذشته کلک حيرت بر لب بگذارند و آنگاه خلف آقاي ترامپ بيچاره هر چه داد و فرياد بزند که پاکستان امريکا را احمق ساخت و پولش را گرفت و جيبش را خالي کرد و بدون ترديد، کسي به حرف هايش هم گوش نخواهد داد.  حال بر مقام هاي امريکايي است که فرصت را از دست ندهند و در بازي تازه، فريب پاکستاني هاي محيل را نخورند؛ زيرا به گفتة قاضي امريکايي، زمامداران کشوري که مادر خود را به پول مي فروشد، حاضر اند که براي گرفتن پول از صد ها مکر و فريب سود جويند و با يک بازي جديد استخباراتي خيلي قشنگ امريکا را زير بگيرند و کاخ سفيد باز هم براي پاکستاني ها ببازد؛ زيرا که شبکة آي‌اس‌آي، تردست ترين و مکار ترين بازيگر در ميان شبکه هاي استخباراتي منطقه است و حتا از سپاه پاسداران  ايران که تا کنون دو هزار افغانستاني را در جنگ سوريه سلاخي کرده است، هم چند گام پيش تر است. امريکايي ها آنگاه متوجه شوند که مانند حالت کنوني دير شده باشد و حتا داد و فرياد و هشدارهاي آقاياني چون خلف ترامپ هم ناشنيده باقي خواهد ماند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید