به پاکستان هيچگاهي نمي توان اعتماد کرد

 

مهرالدین مشید

سفر دو مقام ارشد امنيتي کشور در شرايط کنوني هرچند با حسن نظر و ترغيب پاکستان براي ترک تروريست پروري باشد؛ اما نبايد فراموش کرد که اسلام آباد هيچگاهي با افغانستان صادقانه عمل نکرده و هر از گاهي با کابل از در فريب پيش آمده است. اين سفر بار ديگر رابطة دو کشور را در آزمون جديد گذاشت و کابل بار ديگر اسلام آباد را به بتة آزمون کشد؛ اما آنچه مسلم است اين که باورمندي به اسلام آباد، بيشتر از يک خواب و خيال نيست.

پيش از اين سفر، رييس جمهور غني گفت که تيلفون نخست وزير پاکستان را پاسخ نداد. نخست وزير پاکستان شام سه‌شنبه هفتة گذشته مي خواست که دربارة حمله‌هاي اخير با رييس‌جمهور غني، ابراز غم‌ شريکي کند؛ اما اين شگفت آور است که پس از اين جواب رد رييس جمهور به تيلفون نخست وزير پاکستان، دو مقام ارشد امنيتي افغانستان عازم اين کشور شدند. اين هيأت که شامل معصوم ستانکزي، رييس عمومي امنيت ملي و ويس‌احمد برمک، وزير امور داخله بودند، به پاکستان رفتند تا شواهد حمله‌هاي انتحاري اخير را با مقام‌هاي پاکستاني شريک سازند. بدون ترديد اين سفر همان دست رد ماندن آقاي غني بر سينة پاکستان را تکان داد و ترس آن مي رود که از لحاظ سياسي، موضع او را اندکي تضعيف نکند. در حالي که پاسخ گفتن به تيلفون نخست وزير پاکستان، زيان کمتر از اين سفر شايد مي داشت. چيزي که مهم است، اين که سفر اين هيأت به پاکستان، موقف رييس جمهوري افغانستان را در برابر پاکستان آسيب پذيرنگرداند و از سويي هم، موضع سياسي افغانستان را در برابر پاکستان به شدت زير پرسش نبرده باشد تا پاکستاني ها سفر اين هيأت به اسلام آباد را نوعي کرنش کابل نخوانند. هرچند شايد هدف از سفر اين هيأت، اتمام آخرين حجت کابل در برابر اسلام آباد خوانده شده است؛ البته پيش از آن‌که زنگ هاي خطر از سوي امريکا به صدا درآيد و آنگاه اسلام آباد تمامي فرصت ها را از دست داده باشد.  از سويي هم ترس آن مي رود که اين سفر بر تصميم گيري هاي واشنگتن بر ضد تروريستان و حاميان آنان آسيب رسانده و سبب تضعيف موضع کابل و تقويت اسلام آباد براي دهشت افگني در افغانستان شود؛ زيرا اين سفر درست زماني انجام شده که ترامپ رييس جمهوري امريکا بر رسم اعتراض و احتجاج برضد طالبان، گفت‌و‌گوها با طالبان را رد کرد و گفت، آناني که انسان هاي بيگناه را چپ و راست مي کشند و نبايد با آنان گفت و گو شود. هرچند کابل بدون مشوره با واشنگتن اين سفر را تنظيم نکرده است و اما باز هم گمانه زني هايي وجود دارد که عکس موضوع را خاطر نشان مي کند .شماري ها به اين باور اند که اين هيأت اسناد و شواهدي را با مقام هاي شوراي امنيت شريک مي کرد که چندي قبل روي اين گونه اسناد بحث کرده بود و قرار است که در اين باره تصميم هم بگيرد. اراية  اين اسناد به شوراي امنيت مي توانست، حقانيت افغانستان را در برابر تجاوز پاکستان به افغانستان بيشتر ثابت کند و شوراي امنيت را قادر به تصميم گيري جدي در مورد پاکستان مي کرد؛ اما برعکس، چگونه شده است که حکومت افغانستان در همچو شرايط حساس هيأتي را به کشوري براي مصالحه فرستاد که از اين گونه سفر هاي بي نتيجه زمامداران پيشين افغانستان از پاکستان گلايه و شکايت هايي دارند. رييس جمهور پيشين افغانستان پس از 21 سفر بدون دستآورد بالاخره امريکا را در افزايش شورشگري در افغانستان شريک پاکستان خواند و سياست هاي امريکا را در مبارزه با تروريزم به انتقاد گرفت. آنچه که ماية نگراني است، اين که چگونه شده تا مقام هاي افغانستان در همچو شرايط حساس چنين تصميمي را تحت نام اراية شواهد و اسناد به مقام هاي پاکستاني اتخاذ کرده است. اين در حالي است که مقام هاي پيشين و حالية افغان بار ها اسناد و شواهد و فهرست نام رهبران تروريستان را با نشاني هاي شان در شهر هاي پاکستان براي مقام هاي اين کشور داده اند. مقام هاي پاکستاني به جاي همکاري و بازداشت تروريستان، برعکس براي آنان گفتند تا محل هاي شان را عوض کنند. اين بازي هاي شيطاني اسلام آباد با افغانستان، اوضاع را روز تا روز در کشور تيره‌تر ساخته و دامنة شورش در کشور، به اوجش رسيده است. پاکستان به اين هم بسنده نکرده و با همان پول هاي 33 ميليارد دالري که از امريکا به دست آوردند، زير نام عمليات «ضرب غضب»، تمامي تروريستان خارجي را وارد افغانستان کردند. اين بازي شيطاني اسلام آباد با کابل به حدي پيش رفت تا آن‌که رييس جمهوري امريکا ناگزير شد تا بگويد که پاکستان، سال هاي گذشته، امريکا را احمق ساخته است و در برابر اين کشور موضع تندتر گرفت. کابل به جاي تقويت موضع امريکا برضد پاکستان، برعکس موضع‌اي را اتخاذ کرده است که گويا براي پاکستان فرصت برداشتن فشار ها  ميسر گردد و هم براي طالبان، زمينة نفس کشيدن ميسر شود. هرگونه تلاش صلح در شرايط کنوني با طالبان جفا بر حق مردم افغانستان و خون هزاران شهيد بيگناه کشور است که به وسيلة حمله هاي وحشيانة انتحاري طالبان و داعش هر روز به شهادت مي رسند و پارچه هاي گوشت ها و اعضاي بدن شان در ديوار ها و درخت هر از گاهي نمايان است.

صلح با طالبان زماني ميسر مي گردد که امريکا تعزيرات شديد بر نظاميان پاکستان وضع کند و لانه هاي آنان را بسوزاند و رهبران شان را به دام افگند؛ زيرا نظاميان پاکستان و تروريستان، دو روي يک سکه اند و تمامي نظاميان پاکستان در لندن، واشنگتن و دبي، کاخ‌ها دارند و نه در پيکنگ و مسکو. حالا که واشنگتن تصميم، نه در برابر طالبان را گرفته است. کابل بايد واشنگتن را براي ضربه زدن هاي شديد و پيهم، ياري و همکاري کند؛ اما برعکس، کابل با سياست‌هاي بازار زده و بي نتيجة خود، فضاي نفس کشيدن به تروريستان و حاميان آنان را فراهم مي کند. شگفت آور اين است که اين هيأت پس از بازگشت از پاکستان حتا حرفي به گفتن هم نداشت تا با مردم افغانستان شريک کنند. اين نشانة آشکار بر اين است که سفر شان بدون دستآورد بوده و باز هم اسلام آباد به قول معروف «چهارمغز کورکي» را در جيب اين هيأت افگند و اين هيأت را به دنبال «نخود سياه» به کابل فرستاد. مردم افغانستان از حکومت مي خواهند که نبايد با بازي هاي سياسي خام و از بتة  آزمون موفق بيرون بدر نشده خون هاي هزاران انسان مظلوم اين کشور را به بازي بگيرد و سرنوشت اين ملت را در بازي هاي ناتمام و بي نتيجه، بار بار در بتة آزمون نادرست قرار بدهد.

مردم افغانستان از حکومت مي خواهند تا با اتخاذ سياست هاي شفاف و واقعي دراز راه دشواري هاي کنوني را کوتاه بسازد و دست کم، اندکي از کوله بار ها را که از سال ها به اين سو بر شانه هاي اين ملت سنگيني مي کند، اندکي از آنان کم کند. در غير آن بر مصداق اين ضرب‌المثل «مرا به خير تو اميد نيست، شر مرسان» بسنده کند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید