يگانه گزينه براي نابودي تروريزم کوبيدن پاکستان است

 

مهرالدین مشید

قرار است مقام هاي افغانستاني و پاکستاني در چارچوب نشست موسوم به برنامه عمل افغانستان و پاکستان براي صلح و همبستگي در روزهاي جمعه و شنبه 20 و 21 دلو مطابق 9 و 10 ماه فبروري در اسلام آباد ديدار کنند.

به اساس خبرنامة وزارت امور خا رجه هيأت ارشد مقام هاي نظامي و غير نظامي پاکستان به رياست تهمينه جنجوعه معين وزارت خارجة پاکستان روزگذشته در چارچوب همين نشست با همتايان افغان شان به رياست حکمت خليل کرزي در کابل ديدار کردند.

هيأت پاکستاني در سفرش به کابل در گفت و گو با مقام هاي افغانستان گفت که حکومت اين کشور هيچ گونه رابطه با شبکة حقاني ندارد. اين اظهارات هيأت نشان مي دهد که اسلام آباد هرگز تصميم ندارد تا از پشتيباني شبکه هاي جهنمي مانند حقاني و طالبان دست بردارد. اين هيأت در حالي از انکار رابطة حکومت کشور اش با شبکة حقاني سخن زد که هيأت فرستاده شده از سوي افغانستان به اسلام آباد، گفت که اسلام آباد پذيرفته است که رهبران طالبان در پاکستان هستند؛ اما برعکس تهمينه باجوا معاون وزارت خارجة پاکستان در سفر اش به کابل گفت که اسناد تحويل داده شده از سوي حکومت افغانستان تحت بررسي حکومت اش قرار دارد. آشکار است که اين وعده هاي پاکستان بيشتر معناي جز «فرستادن حکومت افغانستان در پي نخود سياه» معناي ديگري ندارد و پاکستان از ده ها سال به اين سو با چنين وعده هاي ميان تهي، زمامداران افغانستان را به فريب کشانده است. اين هيأت در حالي چنين مي گويد که اسناد و شواهد  حکومت افغانستان به وضوح نشان مي دهد، تمامي حمله هاي تروريستي از خاک پاکستان طراحي و سازماندهي مي شوند و موجوديت شورا هاي مشهور گروه هاي تروريستي طالبان و حقاني کويته و پشاور پاکستان که عاملان اصلي کشتار ها و خون ريزي ها در افغانستان هستند، گوياي آشکار رابطة آنان با اسلام آباد مي باشد. چند روز پيش يک نشرية امريکايي به نقل از يک ديپلومات در مورد رابطه استخبارات پاکستان با شبکة حقاني گفت که شبکة حقاني در “جيب” آي اس آي قرار دارد. اين اشاره، حکايت از نزديکي غير قابل باور اين شبکه با استخبارات پاکستان است و مايک مولين رييس عمومي ارتش امريکا در سال 2011 شبکة حقاني را بازوي آي اس آي  خواند. رابطه ميان شبکه هاي تروريستي و استخبارات پاکستان چنان آفتابي است که انکار از آن معناي پنهان کردن خورشيد با دو انگشت را دارد؛ زيرا تا زماني که اين شبکه ها مجوز استخباراتي از پاکستان نگيرند، هرگز اجازة فعاليت ندارند. با تأسف که اين رسم بدترين وابستگي پس از تهاجم شوروي به افغانستان است که آغاز شد که تا کنون به شدت ادامه دارد با تفاوت اين که، اسلام آباد ديروز از رهبران جهادي اين چنين بهره کشي مي کرد و امروز هم از طالبان و ديگر شبکه هاي تروريستي. چنانکه در زمان هفت تنظيم جهادي که اجازة فعاليت رسمي در پاکستان داشتند. هرکدام اين گروه ها يک دفتر خاص به نام دفتر ارتباط خارجه  داشتند که روزانه گزارش عمليات مجاهدين در سراسر افغانستان را براي آي اس آي ارايه مي کردند و بدون ترديد حالا تمامي شبکه هاي تروريستي مستقر در پاکستان داراي چنين دفتر در اين کشور اند و رهبران شان تحت نظر مستقيم استخبارات پاکستان فعاليت دارند.

پاکستان هرگز حسن نظر در مورد افغانستان نداشت و براي پايان جنگ در اين کشور در اصل فکري ندارد، زيرا که نظاميان آن از اين جنگ تغذيه مي شوند و به گونه هاي مختلف از آن سود مي برند. تنها از سود تجارت اسلحة اين جنگ بهره مند نمي شوند؛ بلکه بيشترين سود قاچاق هيرويين به جيب نظاميان پاکستان مي ريزد و در ضمن چشمه هاي ديگر عايداتي آنان با چشمه هاي عايداتي شبکه هاي تروريستي پيوند دارد. اين معاملة نظاميان پاکستان چيز تازه‌اي نيست و از تهاجم شوروي به افغانستان شروع شده است که در آن زمان نيز ده ها ميل اسلحة سبک و سنگين که به مجاهدين افغانستان از سوي غرب کمک مي شد، در اختيار نظاميان پاکستان قرار مي‌گرفت و بخشي هم به نام تحفه از سوي تنظيم ها براي نظاميان پاکستان اهدا مي گرديد. از کساني که بيشتر از اين غارت‌‎ها و تحفه ها برخوردار شده اند، جنرالاني چون عبدالرحمان، ضياالحق، حميد گل، نصير الله بابر، کرنيل امام و ده ها جنرال ديگر، بيشترين سود را از جهاد افغانستان برده اند که تا کنون اين بازي آنان ادامه دارد. نه تنها اين که، حتا آثار تاريخي و باستاني افغانستان هنوز هم در خانه هاي جنرالاني چون نصيرالله بابر موجود است که در زمان طالبان به غارت برده شده است.

پس، از جنگي که جنرالان پاکستان ميليون ها دالر سود به دست مي آورند، چگونه ممکن است به اين ساده گي از آن دست بردار شوند و رهبران تروريستي و لانه هاي آنان را نابود کنند؛ بلکه برعکس نظاميان پاکستاني هر روز با بازي تازه، با استفاده از چالش‌ها، فرصت هاي جديد را براي ادامة جنگ و بهره برداري از آن در افغانستان جستجو مي کنند. بنا براين حکومت افغانستان نبايد فريب وعده هاي دروغين زمامداران نظامي و ملکي پاکستان را بخورد؛ زيرا زمامداران ملکي و نظامي پاکستان از اين جنگ بيرحمانه سود مشترک مي برند و هرگز حاضر به پايان يافتن آن نيستند. بدون ترديد زمامداران پاکستان تنها پرواي منافع شخصي خود را دارند که حتا زير پوشش عمق استراتيژي اين کشور، اهداف شخصي خود را در جنگ با هند و افغانستان جست و جو مي کنند و هرگز پرواي مردم پاکستان را ندارند که مانند مردم افغانستان، قرباني اهداف نظاميان بيرحم پاکستان اند.

حال حکومت افغانستان براي پايان جنگ در کشور نياز شديد براي صلح دارد و صلح هم، زماني ميسر مي شود که لانه هاي تروريستي در پاکستان کوبيده شود و رهبران تروريستان از چنگال نظاميان پاکستان بيرون شوند. براي اين کار، رهبران مخالفان را که طرفدار جنگ اند، بايد زنداني شوند و آناني که تمايل به صلح دارند به بيرون از پاکستان منتقل شوند؛ زيرا تا زماني که رهبران و لانه هاي طالبان در پاکستان موجود باشند. دست يافتن به صلح امري ناممکن و محال است. از اين رو براي برقراري هر نوع آرامش در افغانستان، کوبيدن پاکستان امر حتمي و حتا حياتي برا ي افغانستان است. حال براي افغانستان است تا در کنار آماده گي ها براي سرکوب طالبان، استراتيژي روشني را در پيوند به صلح طرح ريزي کند که دوست و دشمن در آن به گونة  درست تعريف شده باشد. اين استراتيژي در مشورت با نخبگان داخلي، کشور هاي منطقه و جهان درست شود؛ زيرا جنگ افغانستان، جنگ بين‌المللي بوده و حکومت افغانستان از عهدة حل آن به تنهايي برآمده نمي تواند.

با توجه به دشواري هاي موجود در فراراه صلح کشور، گفته مي توان که نقش حکومت افغانستان شبيه کشتي نشسته‌گاني خواهد بود که از ناخداي آن حتا خبري نيست. بنابراين، دست يابي به صلح تنها زماني ممکن مي شود که پاکستان در جايش ميخکوب کرده شود؛ زيرا پاکستان بزرگترين موانع بر سر راه صلح افغانستان است. از همين رو است که صلح افغانستان از اسلام آباد مي گذرد و اسلام آباد حاضر به برقراري ثبات در افغانستان نيست. از اين رو لانه هاي طالبان بايد در پاکستان سرکوب شوند و بر پاکستان فشار وارد شود تا طالبان از اين کشور فراري شوند و در اين صورت طالبان وادار به گفت و گو با حکومت افغانستان خواهند شد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید