حکم شرعی درباره ی آوازخوانی (غناء) و موسیقی

نویسنده:  دکتر یوسف قرضاوی             ترجمه:  دکتر احمد نعمتی

این پرسش در زمینه های گوناگون و مناسـبت های مختلـف بر زبان بسـیاری جـاری می شـود و مـورد اسـتفتا قـرار می گیـرد؛ جمهـور مسـلمانان تا بـه امروز در ایـن مسـأله اختـاف داشـته اند و شـیوه ی رفتارشـان بـه تبـع اختاف شـان فـرق می کنـد. عـده ای گـوش خـود را مقـا بـل هـر نوع آواز و موسـیقی، بـاز می گذارنـد وادعـا می کننـد کـه حـال و مبـاح اسـت و از مـواردی اسـت کـه خداونـد بـرای بنده گانـش جایـز دانسـته اسـت.

در مقابـل، گـروه دیگـری هسـتند کـه گوش بـه هیـچ نـوع آوازی نمی دهنـد و حتـا رادیـو و تلویزیـون را خامـوش می کننـد و می گویند: موسـیقی شـیپور شـیطان و از سـخنان لهـو و بیهـوده اسـت که شـخص را از یـاد خـدا و نماز به ویـژه هنگامی که آوازخـوان زن باشـد، بـاز مـی دارد. از نظر آنـان، به گوش رسـیدن صدای زن سـبب شرمسـاری اسـت، چه برسـد کـه زن آواز هـم بخوانـد. اسـتدلال این گـروه به چند آیـه و حدیـث و گفتـار علمـا معطـوف شـده است. در میـان ایـن گـروه، عده یـی هـر نـوع موسـیقی ـ حتـا آغـاز پخـش اخبـار راـ طـرد می کننـد. در مقابـل ایـن دو گـروه، گـروه سـومی نیـز هسـتند کـه گاهـی به سـوی تشـدید و گاهـی بـه سـوی تسـامح، تمایـل دارند و در انتظـار قـول فصـل و جـواب شـافی از جانـب عالمـان اسـامی نشسـته اند.  بـا عواطف انسـان ًایـن موضوع مسـتقیما و زنده گـی  روزانـه ی آنـان در ارتبـاط اسـت، بـه ویـژه هنگامی که صدا و سـیما بـا تمـام بـر نامه هـای آن وارد خانه هـای مـردم شـده و خواسـته و ناخواسـته همـه مجـذوب آواز هـا و موسـیقی های آن می شـوند. خواندن آواز با موسـیقی و بدون موسـیقی مسـأله ای اسـت کـه عالمـان اسـامی از صـدر اول اسـام تـا کنـون در مـورد آن اختـاف دارنـد و در صـدور حکـم گاهـی اتفـاق نظـر و گاهـی اختـاف پیدا می کننـد. اتفـاق نظـر علمـای اسـامی بـر تحریـم هـر نـوع آوازی اسـت کـه بـر فحاشـی و فسـوق یـا تشـویق و تحریـک شـخص بـه سـوی گنـاه و معصیـت دلالـت کنـد.

آن ِآواز خوانـدن، سـخن اسـت؛ خـوب خـوب و قبیـح آن قبیح اسـت. هر کامی کـه بـر حـرام دلالت کنـد، خـود کام هم حـرام می شـود؛ بنابرایـن، اگـر کامـی بـا وزن و موسـیقی هـم بیان شـود، حکم آن فـرق نمی کنـد همچنیـن علمـای اسـام بـر اباحـه ی هـر نـوع آوازی کـه از موارد فـوق خالی باشـد اتفاق نظر دارنـد؛ از آن جملـه می تـوان بـه آواز خوانـدن فطـری اشـاره کـرد کـه فاقـد ابـزار موسـیقی و تحریم اسـت، یـا خوانـدن آواز در اوقات سـرور و شـادی، ماننـد خوانـدن آواز در مراسـم عروسـی، وقت بازگشـت مسـافر، ایـام عیـد، مراسـم ولیمـه و … شـرط این کـه زن آوازخـوان در حضـور مـردان بیگانـه و نامحـرم آواز نخوانـد، زیـرا در ایـن بـاره نصـوص صریـح شـرعی  بـه آن هـا خواهیـم ًوارد شـده کـه بعـدا پرداخت. بـه جـز مـوارد فـوق، در مسـایل دیگـر، عالمـان اسـامی اختـاف نظـر بسـیار دارنـد. بعضـی از آنـان آواز خوانـدن را بـا موسـیقی و بـدون موسـیقی، جایـز می داننـد؛ حتـا گاهـی بـرای آن حکـم اسـتحباب هـم صـادر می کننـد؛ امـا عـدة دیگـر، آواز همـراه موسـیقی را منـع می کننـد و آواز بـدون موسـیقی را جایـز  یـی نیـز آواز را هّ می داننـد. در مقابـل عد چـه همـراه موسـیقی چـه بـدون آن جایز نمی داننـد و حـرام تلقـی می کننـد و آن را تـا درجـه ی گنـاه کبیـره می رسـانند. بـه دلیـل اهمیـت موضـوع لازم اسـت به تفصیـل آن بپردازیـم مـوارد اختـاف را بحـث و بررسـی کنیـم، تـا مسـلمانان از روی دلایـل شـرعی -نـه از روی تقلیـد- بـه حـال یـا حـرام بـودن آن واقـف و از بینـش و قـدرت تمایـز کافـی بهره منـد شـوند. اصـول و قاعـده بـرای هـر شـئ بـر مبـاح بـودن آن اسـت.

علمـای اسـام می گوینـد اصـل بـر اباحـه ی اشـیا اسـت؛ بـه دلیـل قـول خداونـد متعـال که  می فرماید: َ ـی الارض ِـا فَ لکـم مَـقَلَ(هـو الـذی خ ]1[)ًمیعـاَج «اوسـت کـه هـر آن چـه در زمیـن اسـت همـه را بـرای شـما آفریـد.» و هیـچ چیـزی جـز بـا نـص صحیـح و صریـح قـرآن، یـا سـنت رسـول خـدا (ص) یـا اجمـاع ثابـت و قطعـی، حـرام نمی گـردد؛ بنابراین، هنگامی کـه درباره ی تحریـم شـي نـص یـا اجمـاع نباشـد یـا نـص صریحی باشـد، ولی صحیح نباشـد؛ یـا این کـه نص صحیح باشـد ولـی صریح نباشـد، هیـچ کـدام از ایـن دلایـل موجب تحریـم شـیء نخواهـد شـد و در دایره ی عفـو واسـع شـریعت باقـی می مانـد. خداوند متعال می فرماید: ا َ مَّلاِ إْـمُیکَلَ عَمَّـرَـا حَّـم مُکَ لَـلَّصَ فْـدَقَ(و ]2[)ِیهَلِ إْـمُتْرِرُطْاض ترجمـه: «آن چـه خـدا بـر شـما حـرام ـل بیـان نمـود کـه از آن هـا ّکـرده، مفص هـم بـه هـر چـه ناچـار شـوند بـاز حال اسـت». پیامبر گرامی (ص) می فرماید: ما َ وٌ فهـو حـال ِـهِ فـی کتابُ اللهَّـلَحَ«مـا ا فهـو ُـهْنَ عَتَـکَ مـا سَ وٌ حـرامَـوُهَ فَمَّـرَح لـم َ اللهَّ فـأنُـهَیتِبلـوا مـن الله عافْاقَ عٌـوْفَع ]3ا» [ًیکـن لینسـی شـیئ ترجمـه: «آن چـه را خداونـد متعـال در کتابـش حـال گردانیـده حـال اسـت و آن چـه را حـرام گردانیـده حـرام. و آنچه کـه دربـاره اش حکمـی صـادر ننمـوده، مـورد عفـو و بخشـش اسـت؛ بخشـش و هدیـه خـدا را بپذیرید، زیـرا خداوند هیچ چیـزی را فرامـوش نمی کنـد.» در جایی دیگر می فرماید: ّوها و حدُیعَصُ ـا تَ ف َ ـضِ فرائ َضَـرَ فَ اللهّ«إن َـاءْیـْ أشْنَ عَتَـکَ و سْوهاُدَعتَ ـا تَ فًحـدودا ]4ثوا عنها»[َ فـا تبح ٍـیانْسِیر نَ غْمُکَه بَمْحَر ترجمـه: «خداونـد چیزهایـی را بـر شـما واجـب گردانیـده اسـت، آن هـا را ضایـع مگردانیـد و حـد و مـرزی را بـرای شـما مشـخص نمـوده از آن تجـاوز ننماییـد و چیزهایـی را مسـکوت باقـی گذاشـته اسـت؛ تصـور نکینـد کـه خداونـد آن هـا  بـه ًرا فرامـوش کـرده باشـد، بلکـه عمـدا منظـور رحمـت و محبـت بـه شـما، آن ها را بیـان کـرده اسـت، پـس از آن هـا بحث نکنید). اگـر قاعـده ی شـریعت چنین اسـت، آنان کـه می گوینـد آواز خوانـدن (غنـا) حـرام اسـت، بـر چـه نـص و دلیلـی اسـتناد می کننـد؟ و موضع گیـری کسـانی کـه آن را جایـز می داننـد چیسـت؟ ادامه دارد…

 

اشتراک گذاری:

نظر بدهید