حکم شرعي درباره‌ي آوازخواني (غناء) و موسيقي

نويسنده:  دکتر يوسف قرضاوي             ترجمه:  دکتر احمد نعمتي

بخش دوم

بررسي دلايل کساني که مي‌گويند موسيقي حرام است

الف) تحريم کننده‌گان موسيقي بر سخن ابن مسعود و ابن عباس و بعضي از تابعان اشاره مي‌کنند، که آنان با استدلال به اين آيه‌ي قرآن، اعتقاد به تحريم موسيقي داشتند.

(وَمِنَ النَّاسِ مَن يشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيرِ عِلْمٍ وَيتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ)[5]

ترجمه: «بعضي از مردم هستند که حرف‌هاي لغو و بيهوده را مي‌خرند، تا از روي ناداني ديگران را از راه خدا گمراه نمايند و آيات و نشانه‌هاي خدا را به مسخره مي‌گيرند. چنين افرادي در عذاب شديدي و خوارکننده‌اي قرار خواهند گرفت.»

اين گروه «لهو الحديث» را به آواز خواندن تفسير کرده‌اند. ابن حزم مي‌گويد: اين آيه ربطي به آواز خواندن ندارد به چند دليل:

1- جز سنت رسول گرامي، گفتار و کردار هيچ کسي براي ما حجت نيست.

2- نظر ديگر اصحاب و تابعان مخالف نظر اين دسته از تحريم کننده‌گان است.

3- خود آيه، استدلال آنان را باطل مي‌کند، زيرا به توصيف شخصي مي‌پردازد که انتخاب دين خدا را به مسخره بگيرد. چنين شخصي بدون شک کافر است و اگر قرآن هم بخرد ولي آن را با هدف گمراه ساختن مردم و به مسخره گرفتن دين خدا تلاوت کند، همچنان کافر است. خيلي واضح است، خداوند متعال کساني که دين را به مسخره مي‌گيرند، مذمت مي‌کند، ولي هيچگاه افرادي که مي‌خواهند براي تفريح آواز بخوانند تا به روح خود آرامش و تسکين بدهند و در پي گمراهي مردم از راه خدا و استهزاي دين نيستند، مورد مذمت خداوند واقع نخواهند شد. بنابراين هر کس به عمد حتا براي قرائت قرآن و حديث و روايات، يا کسب مال و ثروت يا آوازخواني و مانند اين‌ها از اداي نماز فرض اعراض نمايد، فاسق است و کارش حرام است ولي اگر با وجود اشتغال به اين موارد، هيچ‌کدام از واجبات خود را ضايع نگرداند، نيکوکار است.[6]

ب) استدلال دوم تحريم‌کننده‌گان، اين آيه‌ي قرآن است که در ستايش مؤمنان مي‌فرمايد:

(وَ اذَا سَمِعُوا الَّغْوَ أعْرَضُوا عَنْهُ)[7]

(و چون لغوي بشنوند، از آن روي برمي‌تابند)

و مي‌گويند آواز خواندن، لغو و بيهوده است؛ پس بايد از آن اجتناب ورزيد. در جواب بايد گفت: ظاهر آيه بيانگر اين است که واژه‌ي «لغو» گفتار قبيح جسورانه‌اي مانند دشنام، فحش و امثال آن است تکميل آيه قرينه‌اي براي اين موضوع است:

(وَ اِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ اَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قَالُوا لَنَا اَعْمَالُنا و لَکُمْ اَعْمَالُکُم سلامٌ عليکم لا نَبْتَغِي الجاهلين)[8]

(و چون لغوي بشنوند از آن روي بر مي‌تابند و مي‌گويند: «کردارهاي ما از آنِ ما و کردارهاي شما از آنِ شماست، سلام بر شما، جوياي مصاحبت نادانان نيستيم).

اين آيه همانند سخن ديگر خداوند متعال است که در توصيف بنده‌گان راستين خدا مي‌فرمايد:

(وَ إذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلاماً)[9]

(و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند، به ملايمت پاسخ مي‌دهند.)

حتا اگر بپذيريم واژه‌ي «لغو» به موسيقي نيز گفته مي‌شود، خود آيه‌ي دوري گزيدن از شنيدن آن را مستحب و سببي براي ستودن فرد دانسته است. اين امر دليلي براي وجوب اعراض و اجتناب از آواز خواني نيست. واژه‌ي «لغو» همچون واژه‌ي «باطل» به معناي بي‌ارزش و بي‌فايده است و شنيدن هر چيز بي‌فايده حرام نيست مگر اين‌که به وسيله‌ي آن حقي ضايع گردد يا شخص از اداي واجبات ديني و دنيوي باز ماند.

از ابن جريح روايت شده که شنيدن آواز را جايز مي‌دانست. کسي به ايشان گفت: آيا شنيدن آواز در روز قيامت از جمله حسنات شما به شمار مي‌آيد يا از جمله‌ي سيّئات شما؟ در پاسخ گفت: شنيدن آواز نه از جمله‌ي حسنات است و نه از جمله‌ي سيّئات؛ بلکه شبيه سخن لغو است که خداوند متعال درباره‌ي آن مي‌فرمايد:

(لا يُؤاخِذُکُم اللهُ بِاللَّغْوِ في اَيْمَانِکُمْ)[10]

(خداوند شما را به سوگندهاي لغوتان مؤاخذه نمي‌کند.)

امام غزالي مي‌گويد: «همان طور که در آيه‌ي فوق مي‌بينيم، اگر انسان نام خدا را بدون نيت و تصميم يا مخالفت با آن ادا کند، مورد مؤاخذه قرار نمي‌گيرد؛ پس چگونه است که خداوند متعال انسان را به واسطه‌ي شعر و رقص مورد مؤاخذه قرار خواهد داد».[11] علاوه بر اين، بايد گفت: هر گونه آوازي لغو نيست، بلکه حکم آواز مطابق با نيت آوازخوان است؛ زيرا نيت خوب، لهويات را به قربت و مزاح‌ها را به طاعت تغيير مي‌دهد و نيّت پليد، اعمالي را که ظاهر آن عبادت و باطن آن ريا باشد، ضايع مي‌گرداند در اين مورد حديثي است که مي‌گويد:

(إنَّ اللهَ لا يَنْظُرُ إلَي صُوَرِکُمْ و أمْوَالِکُمْ و لکِنْ يَنْظُرُ الي قُلُوبِکُمْ و أعْمَالِکُمْ)[12]

(خداوند به صورت‌ها و اموال شما نمي‌نگرد، بلکه به دل‌ها و اعمال شما مي‌نگرد.)

براي استحکام بيشتر استدلال خود، کلام ارزشمند ابن حزم را در کتاب «المحلي» نقل مي‌کنيم. ايشان در رد نظر کساني که موسيقي را جايز نمي‌دانند، مي‌گويد: «استدلال منع‌کننده‌گان موسيقي اين است که مي‌گويند: آواز يا حق است يا باطل؛ شق سوم ندارد. خداوند متعال مي‌فرمايد:

(فَمَاذا بَعْدَ الحَقِّ إلاَّ الضَّلال)[13]

(پس از حق جز گمراهي چيست؟)

به عون و توفيق خداوند، در جواب اين عدّه مي‌گويم، اين رأي و استدلال صحيح نيست، زيرا پيامبر گرامي (ص) مي‌فرمايد:

(اِنَّما الاعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ و إنَّمَا لِکُلِّ امْرِيءٍ ما نَوَْي)[14]

(ارزش هر کاري به نيت آن است و هرکسي پاداش نيت خود را دريافت مي‌دارد.)

بنابراين اگر نيت شخص در شنيدن آواز (مانند هر کار ديگري) کمک به معصيت خدا باشد، آن شخص فاسق و استماع آواز همانند ساير کارهاي ديگر حرام است، ولي اگر کسي نيتش اين باشد که با آوازخواني روحش شاد گردد و ناراحتي را از خود و ديگران دور سازد تا همه با قلب آرام و پرنشاط مشغول عبادت خدا شوند چنين شخصي درستکار است و کارش از اعمال حق محسوب مي‌شود.

امّا کساني که عادت به آوازخواني دارند، امّا نه نيت خير پشت آن است و نه قصد کمک به گناه. اين نوع آوازخواني از لغويات بخشوده است. عمل او مانند رفتار فردي است که براي
تفريح به باغ مي‌رود يا جلو در منزلش مي‌نشيند يا فلان رنگ لباس را انتخاب مي‌نمايد يا پايش را دراز يا جمع مي‌کند و مانند اينها.[15]

ادامه دارد…

 

اشتراک گذاری:

نظر بدهید