مقاومت عليه تجاوز سرخ و پيامد هاي بعدي‌آن

 

محمد نديم بخشي

در اين هيچ شکي و ترديدي وجود ندارد که مردم افغانستان عليه تجاوز قواي اشغالگر روس به مبارزه پرداختند تا پيروزي، اين که چگونگي اين مبارزه را به بحث بگيريم لزومي ديده نمي شود چون به حد کافي به آن پرداخته شده است. آنچه باعث آغاز و پيروزي اين ايستاده‌گي در برابر قشون سرخ شد، ناشي از بي عدالتي ها، کشتار گروهي مردم افغانستان در نقاط مختلف اين کشور بود، البته اين جنگ چهارده ساله چنان صدمات جبران ناپذير جاني و مالي بر پيکر اين سرزمين وارد کرد که به يقين مي توان عنوان کرد در صورت جبران آن، حد اقل دو قرن نياز است. حکام روس در پي تطبيق وصيت نامه پطر کبير بودند و عمال دست نشاندة آن ها در پي تداوم حاکميت تحميلي شان، از يکسو سلاخي مردم، از سوي ديگر برده‌گي به باداران شان فضا را چنان تيره و تار کرده بود که مردم افغانستان مجبوراً دست به مبارزه و طلب کمک به خاطر تداوم اين مبارزه مي زدند. در نخست اين مبارزه نياز به انسجام فکري و همسويي داشت که اعتقادات اين مسأله را حل کرده بود. گام بعدي اين بود تا به شکل گيري جم هاي خورد و بزرگ پرداخته شود چون وضعيت آن زمان ايجاب احتياط بيشتر را مي نمود، طرف ديگر مسأله وضعيت ناهنجار اجتماعي حاکم بر صحنه بود که جرقه هاي اين حرکت را مساعد مي نمود. اوضاع سياسي حاکم بر جهان نيز مي طلبيد تا حريفان وارد اين جنگ مي شدند تا يکي زمينگير مي شد، ترسي که اکثر کشور هاي جهان از گسترش و وسعت نظام کمونيستي داشتند لازم بود تا زمينه پيشرفت روس ها گرفته شود. از سوي ديگر، عقده هاي سياسي مي طلبيد تا از هرگونه فرصتي براي سرکوب و جلوگيري از نفوذ کمونيسم استفاده مي شد از جانب ديگر لازم بود تا گليم نظام کمونيستي برچيده شود، در چنين شرايطي هيچ گزينه‌اي بهتر از اين نبود که مردم افغانستان خصوصاً مبارزين کشور حمايت مالي و تسليحاتي مي شدند، از اين‌رو کشور هاي همسايه افغانستان خصوصاً پاکستاني ها نقش کليدي را درين امر ايفا کردند که ازيکطرف سود فراوان بردند، از سوي ديگر براي آيندة شان از پناهجويان افغانستان به خاطر اهداف بعدي شان استفاده اعظمي نمودند. اين جنگ 14 ساله با حمايت کشور هاي مختلف تداوم يافت و منجر به اين شد که روس ها زمينگير شوند که چنان هم شد، خسارات مالي و جاني هر دو طرف جبران ناپذير است. سوال اساسي اين است که کشور هاي درگير در مسايل افغانستان در آن زمان اگر به دنبال شکست و سرنگوني نظام کمونيستي بود، چگونه پاليسي و استراتيژي بعدي را دنبال مي کردند؟ آيا استراتيژي دستيابي به اين کشور بودند؟ آيا ذخاير نفتي در آسيا براي آن ها اهميت داشت؟ آيا در پي جنگ افروزي بودند تا کنسرن هاي تسليحاتي، بيشتر سلاح توليد کنند و به فروش برسانند؟ در نهايت، آيا دغدغه مذهبي براي آن ها اهميت داشت تا خنجري به قلب اسلام بزنند؟ خوب ازين قبيل سوالات خيلي زياد است که پاسخ هاي همه جانبه و واقعگرايانه را مي طلبد، از اين که بحث به درازا نکشد، برمي گرديم به اين که پيامد هاي اين جنگ چه بوده است، همه نيک مي دانيم که جنگ تحميلي بالاي افغانستان دنباله دار است يعني انتظار و توقع مردم اين بود که بعد از شکست رژيم کمونيستي و نظام کمونيستي، ديگر جنگي نخواهد بود و مردم در صلح زنده‌گي خواهند کرد که متأسفانه چنين نشد، بعد از شکست رژيم کمونيستي، جهان مردم افغانستان را در موقعيت بسيار حساس تنها گذاشتند! که آيا اين هم نوعي از پاليسي ها و اهداف پنهاني آن ها بود يا خير؟ هنوز پاسخي در دست نيست، ليکن از شواهد و فرضيه ها اين برداشت را مي توان گرفت که بلي هدف درگير شدن افغانستان به يک جنگ داخلي که نهايتاً به آوردن رژيم دست نشانده غرب و پاکستاني ها بود که چنان هم شد، جنگ هاي داخلي زمينه ساز ورود گروه ديگري گرديد.

در چنين فضايي حادثه 11 سپتامبر رخ داد که بار دگر توجه جهانيان را به خود جلب کرد، البته سوالات زيادي مطرح است که حادثه يازده سپتامبر مهندسي شده از داخل بوده ولي تا کنون سندي در اين مورد وجود ندارد، خلاصه پاي امريکايي ها و همپيمانان شان را به خاک افغانستان کشانيد. زماني روس را بر ما حاکم بود، امروز 40 کشور خارجي حاکم اند ولي هنوز مردم افغانستان در آتش انتحار مي سوزد ولي اميدي به پيروزي ديده نمي شود که چه اهداف پنهاني به درازا کشيدن اين جنگ وجود دارد، معلوم نيست! آيا اين جنگ با تروريزم تا چه زماني ادامه خواهد يافت؟ هيچ کسي چيزي نمي داند، گروه طالبان و داعش در برخي از نقاط اين خاک در حالي که 40 کشور در افغاستان نيروي نظامي دارند حاکميت دارند، مسأله مواد مخدر، بحران اقتصادي، عدم خودشکوفايي افغانستان، مهاجرت جوانان، فقر و بيکاري، جنگ نا تمام، همه و همه در حضور داشت 40 کشور خارجي که ميلياردها دالر مصرف شده، هزار ها سرباز داخلي و خارجي در اين جنگ گشته و زخمي و معلول گرديده است هنوز روزنه ي اميد براي صلح ديده نمي شود، در حالي که همه به اين باور اند که فشار بالاي پاکستان مي تواند زمينه ساز آوردن صلح در افغانستان شود. در عين حال شواهدي وجود دارد که امريکايي ها خود به داعش در مناطق مختلف افغانستان کمک مي نمايند که اين مسأله را بيشتر پيچيده تر مي سازد و راز هاي خفته را بيشتر خفته مي سازد، زماني قهرمان ملي، شهيد احمد شاه مسعود به وضاحت گفته بود که  صلح زماني در افغانستان خواهد آمد که بالاي پاکستان فشار آورده شود تا از حمايت  از تروريزم دست بردارد. با اين همه جنگ در افغانستان ادامه خواهد يافت تا کشور هاي دخيل در جنگ افغانستان به اهداف استراتيژيک شان دست يابند و مردم افغانستان متأسفانه سال ها بايد چوب سوخت جنگ هاي نيابتي بشوند، اگر دولت مردان افغانستان زيرکانه از کمک و حمايت خارجي ها استفاده نکنند و اين کشور را به خود بسنده گي و شکوفايي و استقلاليت نرسانند، هيچ ضمانتي وجود ندارد که بار دگر کشور در منجلاب وحشتناک‌تر از گذشته بيفتد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید