کمونيزم چگونه از هم پاشيد؟

 

عبدالرازق وطنپال فروتن

افغانستان کشوري است که تقريباً درقلب آسيا موقعيت داشته واين موقعيت حساس جغرافيايي اش باعث گرديده است که درطول تاريخ مورد تاخت وتاز کشورگشايان وامپراتوران بزرگ دنيا قرارگيرد وبه نحوي همان ضرب المثل بناپارت ناپليون درمورد کشورما صدق مي نمايد که مي گويد: «سياست کشورها ناشي ازجغرافياي آن است » به اين ترتيب افغانستان کشوري است که داراي موقعيت حساس جغرافيايي بوده که ازسوق الجيشي نهايت مهم برخوردارمي باشد.بنابرهمين  حساس بودن موقعيت اش درمسيرتاريخ مورد هجوم بيگانه گان قرارگرفته است؛ چنانچه درطول تاريخ برکشورما اسکندرمقدوني ، چنگيزمغول، ساسانيان ، صفوي ها وبالاخره درقرن نزدهم وبيستم انگليس ها وروس ها هجوم آوردند.

آري! 26 دلو 1367 خورشيدي، روز نجات از دست يک قدرت بزرگ جهاني بود.

روس ها سي وهشت سال  پيش ازامروزبدون درنظرداشت موازين بين المللي به کشورما به شکل وحشيانه هجوم آوردند ، که اين کارناميمون شان مورد واکنش هاي تند وتنفرآميزدرسطح ملي  وبين المللي  قرارگرفت.به هرحال، اين که چرا روس ها باداشتن آرمان هاي بلند پروازانة شان تجاوزکردند؟ وچرا با شکست سختي مواجه گرديده اند؟ پاسخ به اين سوالات چند پهلودارد که ايجاب مي نمايد تا حد امکان تبصره يي داشت که به بسياري ازجوانب  اين موارد اشاره صورت گيرد.

اول: عامل جهاني وبين المللي سقوط نظام کمونيزم؛

دراين راستا بيشتربه عقب برنمي گرديم ؛ بلکه موضوع را بعد ازانقلاب 1917اکتوبرمورد مداقه وبررسي قرارمي دهيم ، انقلاب 1917اکتوبرروسيه که به رهبري لينين صورت گرفت وبدون شک با به پيروزي رسيدن اين انقلاب آرمان هاي سوسياليزم –مارکسيسزم وکمونيزم بيشترشکل  تطبيقي وعملي خود را درروسيه يافت وسياستمداران شوروي سابق خواستند تا ارزش هاي اين انقلاب  بايد است جهاني شود. ازسوي ديگر، سياست‌مداران  قصرکرملين اززمان پطرکبيربه اين طرف  درفکررسيدن به آب هاي گرم هند بودند  ومي خواستند که روس ها به منطقه
سوق الجيشي آب هاي گرم هند خود را برسانند.

شواهد تاريخي نشان مي دهد که بعد ازانقلاب 1917که به نظرتعدادي ازنظريه پردازان علوم سياسي بيشترشکل کودتاي نظامي راداشته تا يک انقلاب مردمي ؛ به نحوي سوسياليزم وکمونيزم را برسکوي بلندي قرارداد و روس  ها همواره روسي  سازي واشاعه نظام سوسياليزم وکمونيزم را درجهان يکي ازمسؤوليت هاي سياسي وانساني خويش مي دانستند وبا اين کارخويش  مي خواستند که آرمان  هاي سوسياليزم وکمونيزم را محقق سازند. لشکرکشي وهجوم نظامي روس  ها درافغانستان تاحد زيادي ناشي ازهمين امربوده است  که بعد به  شکست  سختي مواجه گرديده اند.

دوم :نقش مقاومت گران ملي درامرفروپاشي شوروي سابق ؛

ازهنگامي که درششم جدي سال 1358خورشيدي روس ها برخاک ما هجوم آوردند؛ تشکل هاي  مقاومت گران افغان دربرابرتجاوزشوروي وقت شکل گرفت، دراين ميان مردم نجيب افغانستان بااعتقادراسخ وايمان به ارزش هاي دين مقدس اسلام وسربلندي افغانستان عزيزدروجب وجب اين سرزمين رزميدند وقشون سرخ را که جهان ازآن درهراس بود از پا در آوردند، دراين امربزرگ همه افغان ها اعم ازمردان ، زنان ، کهن سالان وجوانان کشورسهم فعال خويش را ايفا نمودند. البته فراموش نبايدکرد  که دردوران اشغال کشورتوسط عساکرشوروي وقت، اهل قلم کشوردرکنارمجاهدان مبارزي که درسنگرهاي مبارزه نظامي مصروف بودند ازهيچ نوع سعي وتلاش درجهت آزادي وتعالي کشوردريغ نورزيدند، اين روند را مبارزين قلمي تاحدي ادامه دادند که روانة زندان هاشدند ؛ تبعيدگرديدند؛ شکنجه روحي وجسمي براي شان داده شد اما علي رغم اين مشکلات ومشقت به مبارزه خويش ادامه دادند که بدون شک وترديد تاريخ حماسه اين سرزمين و مبارزه آن هارا فراموش نخواهد کرد دراين ميان رهبران بي خرد شوروي وقت وتعدادي کوردلان اجيرشان مصلحت را دراين ديدند که ازطريق ارعاب ، ترس وشکنجه جلومبارزه را بگيرند؛اما مردم اين سرزمين دست ازمبارزه نکشيدند وتاشکست کامل روس‌ها مبارزه کردند که مبارزه شان قابل تحسين وستايش است ؛اماآنچه جاي افسوس است اين است که بعدازشکست روس‌ها، جريان هاي سياسي ودولت مردان ما برنامه هاي دقيق  ومعقول براي حکومت کردن نداشتند  وبنابرهمين مشکل، زمينه را براي دشمنان ما مهياساختند که بالاي ما موفق گرديدند وبراي مدت چهارسال کشوربه خصوص کابل عزيز درميان آتش هاي  جنگ داخلي سوخت وزيربناهاي کشورماازبين رفت وبا تضعيف يافتن حکومت مجاهدين، زمينه ها  براي  کشورهاي منطقه وقدرتمند جهان  طوري مهيا گرديد که امروز درافغانستان چنان شرايطي  را حاکم سازند که  داراي اقتصاد  ضعيف وصاحب دولتي باشد که داراي ثبات سياسي وامنيتي نباشد ؛ درحالي‌که مردم افغانستان به خصوص کساني که واقعاً مجاهد بودند مي خواستند تا  افغانستان شاهد افق هاي فرداي  باشد که صاحب  نظام سياسي  اسلامي بوده وبه تمام معنا  داراي استقلال  سياسي ، اقتصادي وفرهنگي باشد که با دريغ به اين هدف نرسيدند و هوز هم دستان غرض در کشور حرکت دارند و مردم و خاک ما را آرا نمي گذارند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید