تخت رستم فتح شد!

 

پرتونادری

حکومت وحدت ملي، تخت رستم در شهر ايبک را با يک اقدام متهورانة حماسي به سرلشکري لطيف ابراهيمي فتح کرد و به مقاومت چهل و هشت ساعتة خدام خاتمه داد. گويند اين فتح الفتوح چنان برق آسا و غير منتظره صورت گرفت که رستم دستان، فاتح سرزمين‌هاي جادويي اسطوره هاي حماسي و فرزند او سهراب سمنگاني از آن سوي تاريخ انگشت به دندان گرفتند!

«ارگ» در اعلاميه يي در اين پيوند در گوش همه جارچيان کشوري و جهاني با تبختر تمام فاتحان افسانوي بر بام پيروزي دهل کوبيده است که برخلاف شاخه جنباني‌هاي سپيدار و پراکنده گويي‌هاي جمعيت، باروت سياه کياست نظامي پنج هزار سالة افغانستان در کندوهاي گلين افتخارات روزگار، هنوز نم نکشيده است.

در همين حال گفته مي‌شود که  سپهبد روزگار ديده لطيف ابراهيمي در مراسم چپن پوشي خود به شهريان ايبک راز رويين تني سياسي خود را اين گونه بيان داشته است که مردمان؛ مگر شما نمي‌دانيد که درازعمرترين به زنده جان هاي روي زمين آناني اند که هم در آب زنده گي مي‌کنند و هم در خشکه ! يعني هم‌شهروندي جوي‌باران و شالي‌زاران را دارند و شهروندي زمين‌هاي سبزه خيز را!

به همين سبب به حکومت وحدت ملي تعهد مي‌سپارم که من از اهل سازشم، به گفتة مردم شولة خود را مي‌خورم و
پرده ي خود را مي کنم!

مرا به پهلواني بزرگان غرضي نيست. ارگ مي داند و عطا؛ عطا مي دانند و ارگ!

سرم بوي قورمه نمي‌دهد که بي‌گدار به آب زنم و ناسنجيده اسب در اين ميدان اندازم. منتظر مي مانم که «آخر الاق» به دست کدام پهلوان مي افتد. آن زمان است که بر اسب کارداني و موقع شناسي خود مهميز مي زنم و مي‌تازم به ميدان تا اسب او را قمچين بزنم تا به مرادي رسم! !

اشتراک گذاری:

نظر بدهید