صلح با طالبان، آب در هاون کوبيدن است

 

در نشست کابل، رييس جمهور غني  بستة پيشنهادي صلح با طالبان را ارائه نمود، اما فقط دوروز از نشست کابل نگذشته بود که طالبان  حمله انتحاري ديگري را در ناحيه نهم شهر کابل سازمان داده و شماري از بي‌گناه ترين افراد جامعه را شهيد ساختند و سپس بستة پيشنهادي غني را صلح نه،بل توطئه دولت عليه خود خواندند.

معلوم بود که پيشنهاد صلح داکتر غني در نزد طالبان پشيزي اهميت ندارد و آنها اعلام کردند که طالبان حاضراند با امريکايي ها مذاکره نمايند، نه با حکومت  افغانستان. لذا اين حکومت به قول آنها يک دولت دست نشانده مي باشد .

برخي ديگر ازافراد مربوط داکتر غني ادعا داشتند که بسته پيشنهادي داکتر فرصت صلح را مساعد کرده و خوشبين بودند که طالبان به پروسه صلح که امتيازهاي زيادي به آنها قايل شده اند ،خواهند پيوست . داکتر غني که چند روز قبل از نشست کابل رجز خواني داشت يکباره بستة ننگيني را به طالبان پيشکش کرد و آنها هم بلافاصله عملاً به اين پيشنهاد پاسخ منفي دادند.

مشکل اساسي  هنوزهم عدم تعريف روشن از دشمن مي باشد. از يک سو طالب دشمن و تروريست است واز سوي ديگر، رييس جمهور حاضر است که بدون قيد شرط با آنها مذاکره کند وحتا مي شود که روي تعديل قانون اساسي به خواست  اين گروه آدم کش و جنايت کار صحبت نمود ونشان داده شد که دولت آماده دادن هر نوع امتياز براي آنها مي باشد.

اين درد کهنه، ميراثي از حکومت کرزي است که به داکتر غني رسيده است .کرزي آنقدر صلح گفت وآنقدر تضرع به دربار آخوند هاي طالب کرد که سردل همه ريخت، اما طالبان حاضر نشدند که پشت ميز مذاکره بنشينند و آرمان کرزي برآورده شود. فاشيزم ارگ که درکنار داکتر غني است همان آب در هاون کوبيدن را بارديگر آغاز کردند و سعي دارند نشان دهند که صلح با تروريست ها ممکن است ،اين علايق، ناشي از وابستگي هاي قومي است در حالي که ملا هبت الله جز «امارت اسلامي» به چيزي ديگر نمي انديشد وهمه اين دلسوزي هاي نابخردانه فقط دشمن را تشجيع مي کند.

در زمان امارت ملاعمر، برخي از تکنوکرات هاي مقيم غرب به ويژه در امريکا يک سره به دلايل قومي جنايات طالبان را توجيه مي کردند و حرکت اين گروه را مشابه کشورگشايي احمد شاه دراني مي دانستند ،اکنون اکثراً همان ها به قدرت رسيدند و خواب صلح باطالبان را مي بينند، اما طالبان اين افراد را نه افغانستاني مي دانند و نه هم مسلمان، لذا ممکن نيست آنها به حکومتي بپيوندند که رييس آن آيات قرآن را درست تلاوت نمي تواند  و همسرش يک  مسيحي سابق است .

اکثريت افراد و سطح رهبري طالبان پشتون اند، اما ملا هبت الله، خود را مشر قومي نه، بل امير امارت اسلامي مي خواند لذا ايدئولوژي براي آنها حرف اول را مي زند و اصلاً بالاي  فاشيست هايي چون يون و طاقت و غيره حساب نمي کنند ونه هم آنها را مسلمان مي دانند .

تلاش هاي مذبوحانه صلح طلبي دولت، فقط طالبان را اميدوار مي سازد که با پيروزي فقط قدمي فاصله دارند لذا به حملات در بهار آينده شدت بيشتر خواهند بخشيد و همچنان با راه اندازي حملات مدهش انتحاري جان بيشتر شهروندان کشور را خواهند گرفت.

داکترغني تا ارائه بسته پيشنهادي ،خوب است که مشکلات داخل کابينه و نظام را اول حل کند بعد به يپشواز صلح يا جنگ با طالبان برود .مردم  از شعارهاي ميان تهي ، ا قوم گرايي ،  فساد اداري ، بيکاري ، نااميدي و نقض قانون توسط خود حکومت  خسته شده اند که که اگر به اين مشکلات وچالش ها پايان داده نشود، ممکن است مردم خود وارد عمل شده تصميم بگيرند که در آن صورت پاية اين حکومت فروخواهد ريخت .

اشتراک گذاری:

نظر بدهید