با طرح جديد حکمتيار نظام زودتر سقوط مي کند!

 

توحيدي

طرح  حکمتيار رهبر حزب اسلامي در مورد صلح با طالبان نه تنها يک پيشنهاد تازه نيست، بل عملي شدن سقوط نظام کنوني را حتمي خواهد ساخت.

حکمتيار اخيراً طرح صلح با طالبان را به دولت پيشکش کرده که  براي تأمين صلح  پيشنهاد شده است که دولت بايد  اداره ولايت هايي  که طالبان  درآن حضورداشته  ومردم هم از حضور آن ها حمايت مي کنند  را به گروه طالبان سپرده ونام اين ولايت ها را ولايت هاي صلح بگذارند.

حکمتيار به زعم خودش طرح تازه اي را پيشکش کرده است در حالي که هشت سال قبل شوراي متحد اسلامي نيز  طرح مشابه راپيشنهاد نموده بود که مورد قبول حکومت کرزي قرار نگرفت.

قبل ازآن که پيرامون نقايص اين طرح بپردازيم بايد گفت که حکمتيار تلاش دارد که خود را باني صلح نشان دهد و علاقه‌مند است که به نيابت از طالبان بادولت افغانستان مذاکره نمايد، اما ملاهبت الله، رهبر کنوني گروه طالبان پس از پيوستن حکمتيار به دولت افغانستان در يک صحبت ويديويي وي را خاين خوانده، يکي از عوامل بدبختي مردم افغانستان و بدنامي جهاد، حکمتيار را اعلام نمود، لذا اين خواب به حقيقت نخواهد پيوست.

اما طرح ارايه  شده از سوي حکمتيار که گويا اداره برخي از ولايت ها به گروه تروريست طالب سپرده شود و ارتش  ونيروهاي امنيتي، از مناطق يادشده بيرون شوند،  نه تنها عملي نيست، بل جداً خطرناک نيز خواهد بود.

گلاب منگل وزير پيشين قبايل با طالبان پرتوکول نموده دند غوري و دند شهاب الدين را در ولايت بغلان به آن ها سپرد واين سبب شد تا طالبان ازاين مناطق به عنوان حياط خلوت نيروهاي خويش استفاده کرده براي سقوط دادن ولايت کندز از همين مناطق سود برند.

ظرف يک سال بدون دغدغه ،نيروهاي خويش رادر دند شهاب الدين جابه‌جا نموده و آن ها را تجهيز و تسليح کرده  وسپس دوبار شهر کندز را ازتسلط نيروهاي دولت خارج ساختند.

حالا اگر اين طرح مورد حمايت  اشرف غني قرار گيرد که به گفتة حکمتيار، ازاين طرح رييس دولت حمايت کرده و اين برنامه عملي شود ،بايد فاتحة نظام کنوني را خواند. زيرا طالب براي بدست آوردن چند ولايت در جنوب ويا شرق نه جنگيده، بل آن ها هواي تصاحب همه کشور را دارند. طالبان  خواستاراستقرار نوع نظام دلخواه خويش يعني امارت اسلامي اند.

غير معقول خواهد بود که فکر کنيم که طالب وقتي ولايت هلمند وارزگان و يا زابل وغزني را گرفت، ديگر به کابل و سايرولايت ها حمله نخواهد کرد.

از جانب ديگر اگر، قرار باشد ادارة برخي ولايت ها به طالبان سپرده شود عملاً کشور به دونوع نظام تقسيم خواهد شد «جمهوري اسلامي» و «امارت اسلامي» که رنگ پرچم شان اختلاف خواهد  داشت و قوانين متفاوت دو بخش  نافذخواهد شد .

در حالي  که طرفدران نظام فدرالي هيچ وقت خواستار اين نوع جدايي نبوده، فقط از نظر اداري مي خواهند که  ارگان هاي محلي استقلاليت بيشتر داشته وحکومت هاي ايالتي انتخابي  تشکيل شود . اما نظام فدرالي به حدي حساسيت برانگيز است که برخي آن رابه مثابة کفر دانسته، به شدت در برابر آن واکنش نشان مي دهند، اما وقتي حکمتيار اين طرح را پيشنهاد مي کند همان نيروها واشخاص از خطراين طرح چيزي نگفته وواکنش نشان نمي دهند.

شايد تصور مي کنند که درآن صورت، فقط چند ولايت به همتباران داده مي شود وباقي ولايت ها کماکان تحت اداره حکومت مرکزي خواهد بود که ابداً چنين نخواهد شد وهر ولايت اين حس را دارد که ساکنان خودش اداره آن ولايت هارا به دست داشته باشند ،بهتراست تا افراد ناشناس و نا آشنا توسط رييس جمهور به عنوان والي توظيف گردد.

نظام فدرالي، بحث تغيير جدي سيستم ونظام سياسي است در حالي که شمار زيادي ازمردم خواستار نظام فدرال نه، بل خواهان  تغيير نظام رياستي به صدارتي هستند که  اين خواست مردم هم به شدت ازسوي فاشيست هاي شؤنيست رد مي شود و آن را تجزيه تلقي مي کنند، اما در مورد اين طرح خاموش اند.

نيروهاي دموکرات وملي نبايد بگذارند که برخي از ولايت ها لانة تروريزم شده وبعد لشکر منظم طالبان کابل وساير شهر هاي بزرگ را آماج حملات مدهش خويش قرار دهند . خط صلح معلوم است طالبان  بايد به نظام کنوني بپيوندند و قانون اساسي را رعايت نمايند ويا بجنگند تا نابود شوند وياهم برهمه کشور تسلط يابند.

در اخير بايد گفت که اشرف غني درچنين موارد، صلاحيت اتخاذ تصميم را نداشته بايد در هرطرح صلح با اکثريت مردم چه از طريق احزاب وياهم ريفراندم مشورت صورت گيرد، اما به شرط اين که در نظرخواهي هم تقلب صورت نگيرد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید