پاکستان در تلاش راه اندازي دسيسه برضد صلح افغانستان

 

مهرالدین مشید

پس از آن  که حکومت افغانستان انعطاف پذير، طرح صلح را براي طالبان پيشکش کرد و تمامي بهانه هاي طالبان را از سرچشمه مسدود کرد. اين طرح، آتش به جان زمامداران اسلام آباد زد و براي خنثا سازي آن تلاش هاي گوناگون را به راه افگندند. پس از اين طرح، مشاور امنيت ملي پاکستان وارد کابل شد و مانند گذشته خواست تا با قول و قرار هاي کاذبانه  به قول معروف سر رهبران حکومت افغانستان مانند گذشته کلاه بگذارد. وعده هاي ميان تهي او براي کابل آنقدر جالب واقع شد که رييس جمهوري کشور با اشتياق تمام از نخست وزير پاکستان دعوت به عمل آورد تا روي طرح صلح بيشتر صحبت شود و ممکن اين طرح بتواند، فاصله ميان کابل و اسلام آباد را کوتاه کند و اما با رفتن مشاور امنيت ملي پاکستان به اسلام آباد، نه تنها اسلام آباد جرأت اعلام پشتيباني از صلح افغانستان را نه نمود و نخست وزير آن به دعوت رييس جمهور کشور پاسخ مثبت نگفت؛ بلکه با شيوه هاي مرموز در صدد خنثا سازي طرح صلح افغانستان شد. چنان‌که پس از بازگشت مشاور امنيت ملي پاکستان، نخست وزير اين کشور به جاي لبيک گفتن به دعوت کابل، برعکس عازم واشنگتن شد و خواست با اين حرکت کاذبانة سياسي، افکار امريکاييان و به ويژه رييس جمهور آن را بيشتر به فريب بکشاند تا به اين وسيله، از فشار هاي در حال اجرا بر اسلام آباد کم کند.

خوشبختانه حکومت افغانستان به زودي دريافت که زمامداران اسلام آباد هنوز از اسارت تصميم هاي خطرناک نظاميان اين کشور بيرون نشده اند وهنوز هم درصدد راه اندازي توطيه برضد افغانستان اند. از اين رو، کابل به سرعت وارد بازي سياسي شد و براي خنثا کردن توطية اسلام آباد که همانا ناکام کردن صلح افغانستان است، به زودي دست به کار شد.

پس از آن که کابل از تلاش هاي منطقه يي براي صلح افغانستان نااميد شد و با رفتن روسيه و چين و ايران در دام فريب پاکستان، اجماع منطقه يي براي مبارزه با تروريزم آسيب ديد. کابل در تلاش جلب افکار جهاني شد و خواست تا اجماع جهاني براي مبارزه با تروريزم را به گونة ديگري تقويت کند. مشاور امنيت ملي در همين راستا عازم اروپا شد و با مقام هاي آلماني گفت‌و‌گو کرد و در اين گفت‌و‌گوها موضوع تقويت و تجهيز نيرو هاي امنيتي کشور را با مقام هاي آلماني در ميان گذاشت و هم پيام جديد صلح افغانستان را به گوش مقام هاي آلماني رساند و درضمن از سياست هاي فريب آلود پاکستان برضد افغانستان پرده برداشت.

هدف از اين سفر، توجه آلمان به افزايش فشاربر پاکستان و خنثا کردن برنامه هاي اسلام آباد برضد صلح افغانستان بود. مقام هاي آلماني با تأييد و تأکيد کمک و افزايش نيرو ها به افغانستان، موقف شان را در برابر مبارزه با تروريزم تزلزل ناپذير اعلام کردند. آقاي اتمر پس از دريافت پيام اميدوار کننده از حکومت و مردم آلمان عازم امريکا شد تا جزييات صلح را به گوش مقام ها در واشنگتن برساند و هم مکر وفريب اسلام آباد را افشا کند. پيش از ورود آقاي اتمر به واشنگتن، مشاورامنيت ملي پاکستان به کابل آمده بود و نخست وزير پاکستان جهت اغواي افکار ترامپ، عازم واشنگتن شده بود که به زودي آشکار شد که هدف از سفر هردو مقام پاکستاني به جاي کمک به صلح افغانستان، برعکس، تخريب طرح جديد صلح کابل بود. از لحن تند صحبت هاي آقاي اتمردر انستيتيوت  آزادي امريکا معلوم شد که روي حرف او متوجه پاکستان است و هم خواست پيام حکومت افغانستان را به اين وسيله به گوش مردم امريکا و جهانيان برساند. چنان‌که وي به صراحت گفت که اجماع مبارزه با تروريزم شکسته شده و کشور هاي روسيه و پاکستان تروريستان را تجهيز و تمويل مي کنند و کشور هاي چين و ايران با طالبان همدردي و رابطه دارند. در ضمن از پاکستان به صراحت ياد کرد که بر رغم اظهارات خوش بينانة مقام هاي امريکايي، هنوز در سياست هاي اسلام آباد پس از اعلام استراتيژي جديد امريکا، اندک ترين تغييري رونما نشده است و برعکس جنگ در افغانستان تشديد يافته است و در ضمن، گروه هاي تروريستي زيادي را پاکستان وارد افغانستان کرده است.

وي از گروه هايي چون تحريک اسلامي ترکستان شرقي، حزب اسلامي ازبيکستان، لشکر طيبه، لشکر جهنگوي، سپاه صحابه و گروه هاي ديگر نام گرفت که از سوي اسلام آباد زير نام داعش تجهيز و تمويل مي شوند. وي تأکيد کرد که هنوز اسلام آباد در صدد بهانه است و با عنوان کردن تروريست خوب و تروريست بد، مي خواهد جنگ درافغانستان را دامن بزند تا به اهداف خصمانة خود برضد هندوستان نايل آيد.

هدف اصلي سفر آقاي اتمر به واشنگتن، جلب بيشتر امريکا براي کوبيدن پاکستان است. وي مي خواهد به مقام هاي کاخ سفيد بفهماند که عامل اصلي شکست امريکا و دوامدار شدن مبارزه با تروريزم، پاکستان است و تا زماني که لانه هاي تروريستي در خاک پاکستان نابود نشود ورهبران طالبان بازداشت نشوند، صلح در افغانستان ناممکن و خطر تروريزم از بين رفتني نيست.

آقاي اتمر دراين سفر تلاش کرد تا جلو تخريب پاکستان را براي ناکام شدن صلح افغانستان بگيرد؛ زيرا پاکستان تلاش هاي وسيعي را براي ناکام کردن روند صلح افغانستان به راه افگنده است. حال به کابل است تا چگونه مي تواند امريکا را باورمند بر افزايش فشار بر پاکستان نمايد و بدون ترديد، کابل نياز به ابتکار جدي سياسي براي تغيير اساسي در سياست خارجي اش برضد پاکستان و حاميان آن در منطقه دارد تا بتواند، هرچه زودتر اسلام آباد را لگام بزند.

گفتني است که سفر اتمر به واشنگتن در آستانة برگزاري نشست جهاني ازبيکستان انجام شده است تا جلو تخريب اسلام آباد در اين نشست گرفته شود و اين نشست با قوت برگزار شود؛ زيرا هدف اين نشست، دور کردن موانع  از فراراه صلح افغانستان خوانده شده است که تصميم واشنگتن برضد پاکستان نقش تعيين کننده را در اين نشست دارد. بدون ترديد اين نشست زماني نتيجه مي دهد که فشار بر پاکستان افزايش يابد  تا وادار به آوردن طالبان به ميز گفت و گو شود؛ اما گمانه زني هايي وجود دارد که صلح افغانستان را در شاخ «آهوي ختن» تلقي مي کنند؛ زيرا که در گذشته ها روند صلح افغانستان به گونه هاي مختلفي تخريب شده است  و هر از گاهي که  طالبان براي گفت و گوها با کابل آماده مي شوند، به گونة مرموز کشته مي شوند. اين پرسش هايي است که در يک مقالة واشنگتن پست «زير عنوان» يک سفر خريداري به دبي و يک اشتباه براي بازداشت رهبر طالبان» به نشر رسيده است و در آن آمده است که چگونه يک رهبر طالبان پس از خريداري از يک دکان در دبي، هنگام بازگشت از دبي به ايران  واز ايران به پاکستان در سرحد ميان دو کشور به قتل مي رسد.

اين روزنامه به ادامه نوشته که “سوزن رايس” مشاور امنيت ملي اوباما به سفير امارات در امريکا تماس مي گيرد و از وي مي خواهد تا امارات، ملامنصور را بازداشت کند؛ اما يک شب بعد آگاه مي شود که طيارة منصور به ايران فرود آمده است. امريکا از امارات مي خواهد تا طيارة وي دوباره به امارات برگردانده شود و اما مقام هاي امارات مي گويند که حالا دير شده است.

اين روزنامه نوشته که رهبر طالبان بنا بر خيانت يا محاسبة نادرست از دبي بيرون شد و بعد در سرحد ايران و پاکستان کشته شد. اين روزنامه نوشته که چگونه يک شخصي کشته مي شود که به باور شماري مقام ها، توانايي آوردن طالبان به ميز گفت و گو را داشت. اين نشان‌دهندة عدم تمايل امريکا براي حل موضوع است. به باور اين نشريه، هر ازگاهي امريکا آن رهبران طالبان را هدف مي گيرد که تمايل به صلح نشان مي دهند و اين سبب شده تا جنگ افغانستان هفده سال دوام کند.

اين نشريه به نقل از ستيف کول در کتاب”رياست اس” نوشتة رامسفلد، وزير دفاع سابق امريکا گفت وگو با طالبان را در سال 2001 رد کرد و طالباني را که خواهان گفت و گو بودند به زندان گوانتانامو منتقل نمود.

اين نشريه به نقل از يک مقام امريکايي مي نويسد که ملا منصور مرد معامله بود و به ادامه نوشته که منصور بنا بربي اعتمادي که نسبت به پاکستان داشت و مي خواست تا از نفوذ ادارة  آي اس آي بر طالبان کم کند، از اين رو در صدد برقراري روابط با ايران بود. اين که ملامنصور چگونه بازداشت نشد و بعد کشته شد، اين يک طرف مسأله است و اما اصل پرسش اين است که چگونه اين حرف ها زماني به نشر مي رسند که گفت و گو هاي صلح در حال جان گرفتن است و براي آغاز آن اميدواري‌هايي وجود دارد و تلاش ها براي آن شدت يافته است. اين که ملامنصور داراي پاسپورت پاکستاني، هويت افغاني، ارتباط ايراني، چينايي، روسي و سفرها به کشورهاي عربي؛ در اصل چه هويتي داشت و قرباني چه بازي يي شد؛ هنوز سر کلافة اصلي آن معلوم نيست که آيا بازيگر اصلي جنگ در برابر نيرو هاي امريکا همين منصور است يا اين که بازيگران کسان ديگر اند و او برمصداق بودنه بازان قندهار که در پايان بازي و شکست سر بودنة خود را مي زنند، قرباني بيش براي بازيگران بزرگ نبود.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید