پاکستان در تلاش آب شدن يخ هاي سياسي است

 

نوشتة احمد سعيدي

بنا به دعوت اشرف غني  رييس‌جمهوري افغانستان، شاهد خاقان عباسي نخست وزير پاکستان پس از مدت‌ها تأخير در اخير همين هفته  طي سفر يک روزه وارد کابل خواهد شد و با مقامات عالي رتبه كشورما ديدار و گفت وگو خواهند داشت.

اين اولين سفر او در قامت يک نخست وزيرکه بعد از سبکدوشي نواز شريف به اين مقام رسيده  به كشور افغانستان است. هر چند كه پيش از شاهد خاقان عباسي، مقامات عالي رتبه دولت پاکستان از جمله نواز شريف نخست وزير وقت پاکستان، ممنون حسين رييس جمهور، جنرال راحيل شريف رييس ستاد ارتش قبلي پاکستان، جنرال جاويد قمر بجوا رييس ارتش آن کشور، رضوان اختر رييس قبلي آي.اس.آي و رييس موجود استخبارات آن کشور نيز سفرهاي زيادي به کابل داشته اند و از سوي ديگر رييس‌جمهور غني،  وزير امور خارجه، وزير امور داخله و رييس عمومي امنيت ملي و مشاور شوراي امنيت ملي افغانستان و يک تعداد از مقامات عالي رتبه افغانستان نيز سفرهايي به پاکستان داشته‌اند.

در اين مقاله مي خواهم روي روابط افغانستان و پاکستان پس از روي كار آمدن حکومت وحدت ملي که چه نشيب  و فرازي را پيموده، روشني بيندازم.

از زماني که حکومت وحدت ملي در افغانستان تشكيل شده و حتا قبل از آن يعني در زمان حکومت آقاي حامد کرزي، روابط افغانستان و پاکستان با در نظرداشت بي اعتمادي ها هرگز حسنه و مطلوب نبوده، چنانچه از دعوت اشرف  غني به خاطر سفر آقاي عباسي به کابل زياد وقت مي گذرد در حالي که قرار بود با در نظرداشت فشار هاي بين المللي که در حال حاضر بالاي پاکستان وجود دارد نخست وزير آن کشور بعد از دعوت آقاي غني زود‌تر به کابل مي آمد، اما تأخير در سفر او ايجاد شد. اين در حالي است كه شاهد خاقان عباسي عوض آمدن به کابل به امريکا، چين و عربستان سعودي سفر هاي کاري داشت. از طرف ديگر، گفته مي شود که از چند هفته به اين سو نخست وزير پاکستان در مشورت با رييس ارتش و رييس سازمان استخبارات آن کشور بوده تا توافق و ديدگاه خود را با آن ها در موضوع سفر کابل شريک سازد، حکومت ملکي پاکستان مي داند بدون توافق رهبري ارتش پاکستان هر نوع مذاکره و هر نوع تفاهم با افغانستان به جايي نمي رسد .

از سوي ديگر، به باور من در حال حاضر طور نسبي فشار هاي امريکا در پاکستان و معرفي  شدن آن کشور منحيث دولت تروريست پرور در سطح ملي و بين المللي مؤثريت خود را داشته، تلاش هاي دست اندر کاران سياست در افغانستان بخصوص ديپلوماسي فعال وزارت امور خارجه افغانستان  مثمرثمر و مفيد بوده است و توانسته در ترسيم چهرة پاکستان منحيث حامي تروريزم مؤثر باشد. اميدواريم پاکستان به اين باور رسيده باشد که نوعي تجزية قدرت در افغانستان که بعضي از سياسيون پاکستان در راه به ثمر رسيدن آن در تلاش اند که نه به نفع اسلام آباد است و نه به نفع كابل.

از طرف ديگر، به باور من تيره گي روابط تنها به دوش پاکستان و افغانستان نيست، بلکه کشور هاي ديگر مداخله گر در منطقه و فرا منطقه وجود دارند که مي خواهند از اين آب گل آلود، ماهي مراد بگيرند.

به هر حال، سياست جمهوري اسلامي افغانستان نسبت به حسن نيتي که به خاطر روابط دوستانه نه تنها بر پاکستان، بلکه به همه کشور هاي منطقه و فرا منطقه دارد فکر مي کنم اين مسأله به درستي تا کنون انتقال نيافته، هرچند عملكرد برخي رسانه‌هاي كشورما و بعضي افراد در اين رخداد بي‌اثر نبوده با آن هم دولت افغانستان طرفدار تفاهم صلح با در نظرداشت منافع ملي در افغانستان است .

خانم تهمينه جنجوعه معاون وزارت خارجه پاکستان چندين مرتبه به کابل سفر کرده است محترم حکمت خليل کرزي معين سياسي وزارت امور خارجه افغانستان نيز سفر هاي کاري به پاکستان داشته، اما با همه تلاش هاي جانب افغاني به خاطر تفاهم و همکاري متأسفانه تا هنوز يخ هاي بن بست سياسي بين دو کشور پا بر جاست. حالا که چند روز بعد نخست وزير پاکستان در رأس يک هيأت عالي رتبه آن کشور وارد کابل مي شود، زمامداران افغانستان توجه جدي خويش را روي نقاط در مذاکرات با نخست وزير پاکستان معطوف بدارند که از اين مذاکرات نتايج مطلوبي به دست آيد. به باور من در قدم اول دولتمردان افغانستان بدانند چه مسايل و چه زمينه‌هاي همكاري ميان افغانستان و پاکستان با در نظرداشت همه چالش هاي موجود تا هنوز  وجود دارد که بايد عملي شود به طور مشخص در سفر نخست وزير پاکستان آقاي شاهد خاقان عباسي به کابل، چه مسايلي مورد بحث و بررسي قرار گيرد که منافع ملي افغانستان در آن خط قرمز باشد خواهند گرفت؟

واقعيت اين است اگر پاکستان صادقانه دست از حمايت مخالفان دولت افغانستان بردارد يا تلاش کند که طالبان را به ميز مذاکره بکشاند، باور داشته باشد که كابل تمايل بسياري براي افزايش روابط دوجانبه با آن کشور دارد. زمينه‌هاي همكاري در همه حوزه‌ها و به خصوص  در زمينه‌هاي اقتصادي، امنيتي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي نيز زياد است. در مسأله تروريسم كه بحث اصلي بين اين دو کشور است، هر دو كشور ظاهراً از وجود گروه‌هاي تروريستي كه در خاک شان وجود دارد رنج مي‌برند. هر چند مأمن تروريستان، خاک پاکستان است. با اين حال شرايط به گونه‌اي است كه امنيت افغانستان، امنيت پاکستان به نحوي با يکديگر گره خورده است. بنابراين قاعدتاً در اين خصوص بايد بحث‌هاي مهمي صورت گيرد.

از نظر اقتصادي، افغانستان در خشكه محصور است و براي استفاده از آبراهه‌هاي دريايي پاکستان، مي‌تواند به آب‌هاي آزاد متصل شود. امن‌ترين و بهترين مسير براي اتصال به دريا نيز براي افغانستان، پاکستان است. بنابراين، بحث‌هايي براي استفاده اين كشور از بنادر آبي کراچي و گوادر بايد صورت گيرد. از طرفي بحث‌هاي مهمي نيز براي توسعه روابط سياسي دوجانبه انجام داده شود. يك مسأله مهم ديگر نيز كه در اين سفر بايد به آن زياد توجه شود. مسأله مهاجرين افغانستاني ها است. حال با توجه به افزايش مهارت‌هاي كاري افغان‌ها در كشور و استقرار دولت مركزي در اين كشور، بحث بازگشت آن ها به افغانستان مطرح است. همچنين بايد اشاره كنم كه در اين سفر بحث مواد مخدر و مبارزه با آن نيز مي تواند قابل بحث و مذاکره باشد. اگر دقت شود در فوق روي نقاط مثبت و تأثير گذار همکاري هاي دو کشور صحبت شد حالا لازم مي دانم روي نقاط اختلافي بين دو کشور انگشت بگذارم.

نقطة مهم اختلافات عميق ميان پاکستان و افغانستان حمايت پاکستان از گروه هاي تروريستي در خاک آن کشور است نه چيز ديگري. از طرف ديگر به طور طبيعي با در نظرداشت اسناد تاريخي و داشتن مرزهاي طولاني بين اين دو کشور، اختلافات مرزي آن هم به نام خط فرضي ديورند ميان دو كشور وجود دارد گرچه پاکستان اين مشکل را جدي نگرفته، حل و فصل شده مي داند.

از سوي ديگر يكي از مشكلات اصلي پاکستان و افغانستان، توليد و قاچاق مواد مخدر است كه توليد در افغانستان و راه صادراتي آن از طريق پاکستان و بعضي کشور هاي ديگر است. باور دارم پاکستان مي‌خواهد افغان‌ها را مجاب كند تا دولت اين كشور، كشاورزان افغان را مجبور به كشت‌هاي جايگزين مقرون به صرفه‌اي نظير زعفران كند تا اين مشكل كاهش يافته و حتا حل شود.

انتظار دوم پاکستان از افغانستان، مسأله مهاجران افغانستان است كه اسلام آباد انتظار دارد تا آن ها به كشورشان بازگردند. با اين حال، همان‌طور كه گفته شد دو كشور، دين، تاريخ، زبان و فرهنگ و جنبه‌هاي مشترك بسياري دارند. تبادلات فرهنگي ميان شهروندان دو كشور بسيار زياد است. جنبه‌هاي منفي نيز به استثناي مشکلات تروريستي که پاکستان حامي آن هاست و تا کنون دست از حمايت بر نداشته است چيز جدي ديگري در روابط دو کشور وجود ندارد اگر اراده سياسي براي توسعه روابط دو كشور وجود داشته باشد مي توان راه حل براي اکثر معضلات دريافت، فراموش نبايد کرد  افغانستان با امريکا معاهده امنيتي امضا کرده است گرچه در ظاهر پاکستان با امضاي اين معاهده اختلافي نداشته، اما در باطن چنين نيست، نه تنها پاکستان، بلکه ايران روسيه و يک تعداد کشور هاي ديگر به حضور نيروهاي بيگانه در افغانستان ديدگاه مثبتي ندارند و معتقد اند كه امنيت منطقه بايد توسط خود نيرو‌ها و كشورهاي منطقه تأمين شود، اما در اين مسأله بايد از زاويه افغان‌ها نيز نگريست.

به نظر مي‌رسد كه حضور نظامي امريكا براي حيات حاكميت افغانستان در شرايط موجود الزامي است و اگر نيروهاي نظامي اين كشور به شكل كامل تخليه شوند، شايد اين مسأله به نفع افغان‌ها نباشد؛ زيرا ارتش و نيروهاي امنيتي ما به حالتي نرسيده اند که به تنهايي بتوانند نيرو هاي دشمن را مهار و سر کوب نمايند . حضور نيرو هاي خارجي تا زماني که نيرو هاي افغانستان نيرومند تر شوند در افغانستان يک ضرورت عيني است. پاکستان و کشور هاي ديگر بايد باور داشته باشند که حکومت وحدت ملي با در نظرداشت همه مشکلات، راهي جز مذاكره و امضاي معاهدة امنيتي با امريکا نداشت ولي افغان‌ها ماده‌اي را در اين تبصره گذاشته‌اند مبني بر اين كه امريكا حق ندارد عليه كشور ثالثي از پايگاه‌هاي خاك افغانستان استفاده كند، هر چند كه احتمال سوءاستفاده و ناديده گرفتن اين اصل به نزد مقامات پاکستاني و بعضي از کشور هاي ديگر وجود دارد.

حالا در سفر نخست وزير پاکستان چقدر احتمال امضاي توافقنامه همکاري صادقانه به خاطر عدم حمايت از تروريزم و جود دارد قابل بحث است.

احتمال امضاي معاهده همکاري امنيتي بين افغانستان و پاکستان مطلق وجود دارد. از يک طرف پاکستان تحت فشار به خاطر همکاري با افغانستان قرار دارد،  از سوي ديگر اين دو کشور در گذشته نيز با امريكا و اروپا معاهده استراتيژيك امضا كرده اند و پس از آن، دولت افغانستان به خاطر عزم گسترش آن معاهده با هند ، ايران ،چين، ايتاليا ، فرانسه ، انگليس ، جرمني و يک تعداد کشور هاي ديگر  نيز معاهده استراتيژيك امضا كرد. در واقع، افغانستان مي‌خواهد با گسترش مناسبات دوجانبه و چند جانبه با ساير كشور‌ها و درگير كردن قدرت‌هاي منطقه‌اي در پي حل بحران امنيتي داخلي‌اش گام عملي زيادتري بردارد، اما نگاه به گذشتة پاکستان، مداخلات آشکار و پنهان به خاطر حمايت از تروريزم، من کمتر باور دارم که امضاي توافقنامه همکاري به خاطر از بين بردن  تروريزم و عدم مداخله آن کشور در امور افغانستان به زودي به ثمر برسد. تعهدات همه جانبه اي خواهد شد ولي پوشيدن جامة عملي با آن از طرف پاکستان به وقت نياز دارد آن وقت زماني خواهد بود که پاکستان جز از همکاري ديگر همه دروازه هاي اميد را به روي خود  بسته ببيند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید