فرهنگ و هنر

اشتراک گذاری

داستان کوتاه مردم به سينما رفتند

  نوشته استاد پويا حوالي ساعت 2 چاشت بود ، در قلب شهر کابل در بام تعمير پنج...

اشتراک گذاری

عايشه دُراني، دُر دوران

محمد مرادي همزمان با به قدرت رسيدن احمدشاه دراني در جغرافياي افغانستان فعلي، بيش‌ازپيش زبان فارسي در اين...

اشتراک گذاری

اين سوي جلگه هاي مه آلود

محمداسحاق فايز (نگرشي بر شکوفايي وجلوه هاي ويژة شعر دهة هشتاد و نود در افغانستان) بخش ششم عوامل...

دو غزل از اسحاق فايز: مي کُشد مرا

اين خونِ دل، به خونِ جگر مي کُشد مرا صد باره گي به بارِ دگر مي کُشد مرا...

اشتراک گذاری

سينماي افغانستان در چهارراهي سردرگمي

فهيم کوهدامني هنر سينما را که مي شود معجون تمام هنرها+ تکنالوژي دانست در حال حاضر جايگاه ويژه...

اشتراک گذاری

فروشندة شايسته‌سالار!

پرتو نادري باري مرد مسافري سوار بر اسب از شهري مي گذشت. شهرعجيبي بود و همه‌چيز در نظر...

اشتراک گذاری

شايسته‌سالاري سلطان جنگل  و دادخواهي موش

  پرتو نادری دوست روايت‌گر من نجيب رسا، روزي از روزها روايت مي‌کرد که باري سلطان جنگل همه...

اشتراک گذاری

شنیدم از اینجا سفر می کنی!

رحمت الله بیگانه سال 1353 خورشيدي، پدرم محمد ياسينعاصي از طرف دولت به حج بيت الله رفت. در...

اشتراک گذاری

آيا انسان «روح»  دارد يا با مرگ تمام مي‌شود؟

بخش چهارم و پایانی همه چيزهايي که به فکرمان رسيده يا ساخته‌ايم؛ فرهنگ‌مان، ادبيات‌مان، شعرمان، موسيقي‌مان، عقلانيت‌مان، دستگاه‌هاي...

اشتراک گذاری

آيا انسان «روح»  دارد يا با مرگ تمام مي‌شود؟

  قسمت سوم البته صحبت‌هاي شما پرسش‌هاي ديگري هم برايم ايجاد کرد. از جمله، تجربه مرگ که بعضي‌ها...